|
مطلبی از اکبر اعلمی :
چندی قبل دو تن از بازرسان شورای نگهبان به منظور انجام تحقیقات محلی در مورد دو نفر از داوطلبان نمایندگی مجلس نهم به مجتمع مسکونی اینجانب و نمایندگان مذکور مراجعه و از سرایدار مجتمع، سرباز محافظ واحد مسکونی استاندار تهران و بنده و یکی دیگر از ساکنین مجتمع در مورد افراد مورد نظر تحقیق و تفحص به عمل آوردند.
حساسیت ها و پرسش های عنوان شده از چنان اهمیتی برخوردار بود که حیفم آمد آنرا با کاربران عزیز این سایت در میان نگذارم:
یکی از دو نفری که به اینجانب مراجعه کرده بود تا در مورد دو نفر از نمایندگان فعلی و سابق مجلس و داوطلب نمایندگی در نهمین دوره مجلس تحقیق کند، مرا از سال های نسبتا دور می شناخت و حتی در کنار همکارش هم از ابراز لطف و محبت خویش نسبت به راقم دریغ نمی ورزید.
همین شخص پس از تعارفات مرسوم، پرسش های خود را در مورد افراد مورد تحقیق با من در میان گذاشت که اهم آنها به شرح زیر بود:
1-آیا ... و ...،عکس "آقا" را در خانه خود نصب کرده اند؟
2-نظرشان در مورد آقا و ولایت مطلقه فقیه چیست؟
3-آیا ...و ...نماز جمعه می روند؟
4-آیا نماز را در مسجد و به جماعت برگزار می کنند؟
5-پوشش ظاهری آنها چگونه است؟
6-اعضای خانواده آنها چگونه اند؟
7-چند تا اتومبیل دارند؟
به محض اینکه سوال های 1 تا 3 را از راقم پرسیدند، به آنها گفتم دلیل انتخاب من چه بوده است، چون بنده جزء داوطلبان رد صلاحیت شده هستم و در هشتمین دوره انتخابات مجلس هم شورای نگهبان صلاحیت مرا به اتهام عدم اعتقاد و التزام به اسلام و نظام و قانون اساسی و ولایت فقیه مردود اعلام کرد!؟
همان بازرسی که مرا از قبل می شناخت پاسخ داد؛ ما که از فداکاری های شما برای این کشور و اعتقاد و التزامتان به اسلام و مسائل شرعی باخبریم و ... تکه پاره کردن تعارفات دیگر!
باو گفتم قبل از اینکه به این پرسش های شما پاسخ دهم، مایلم به چند نکته اشاره کنم
بعد بالای منبر رفته و با استناد به آیات و روایات به موعظه این دوستان جوان پرداختم: اهم نکاتی که با انها در میان گذاشتم به شرح زیر بود:
1-مگر در خانه من عکسی از آقای خامنه ای وجود دارد که از بنده می پرسید آیا فلانی عکس آقا را در منزلش نصب کرده است!؟ وانگهی مگر بنده به خانه افراد مورد تحقیق شما سرک می کشم که بدانم چه تابلوهائی را در منزل خود نصب کرده اند!؟
در اینجا محقق یاد شده پس از اینکه در و دیوار خانه ما را با احتیاط برانداز کرد پرسید: آیا می توانم از شما یک سوال خصوصی بپرسم؟ پس از آنکه پاسخ مثبت دریافت کرد پرسید: چرا شما می گوئید آقای خامنه ای و از بکار بردن اصطلاحاتی مانند "مقام معظم رهبری" و "حضرت آقا" خودداری می کنید!؟
پاسخ دادم: اولا، عناوینی مانند آیت الله العظمی و حجت الاسلام و نظایر آن از زمان صفویه به این سو باب شده و ارتباطی با اسلام ندارد. وانگهی اصطلاح "آقا"مربوط به دوران ارباب و رعیتی است و معمولا رعایا اربابان خود را آقا خطاب می کردند. ثانیا، رهبری که بالاتر از پیامبر و ائمه معصومین نیست. من و شما آنها را با عباراتی مانند: یا محمد، یاحسین، یا علی و یا فاطمه مخاطب قرار می دهیم حتی در ایام محرم بر روی منبع های آبی که در گوشه و کنار خیابان ها قرار می دهند نوشته شده است : "یاحسین" که این خود نشان دهنده احساس و میزان نزدیکی من و شما با چنین شخصیت هائی است.
2-شخصا سالهاست که دیگر به نماز جمعه نمی روم. بنابراین در مورد حضور دیگران در نماز جمعه هم صلاحیت اظهار نظر ندارم. وانگهی مگر می توان در مورد حضور یا غیبت یک قرد در نمازهای جمعه و جماعات با قاطعیت اظهار نظر کرد!؟
در اینجا، همان محقق با تعجب پرسید می توانم بپرسم که چرا به نماز جمعه نمی روید؟ پاسخ دادم برای اینکه هیچیک از امامان جمعه را عادل و واجد صلاحیت نمی دانم. او گفت: آقای صدیقی که عادل است! گفتم: بنده باید عدالت و صلاحیت او را تشخیص دهم که به این نتیجه نرسیده ام. وانگهی نماز و نماز جمعه و سایر عبادات یک امر شخصی است و بررسی آن در صلاحیت خداست و نه بندگان او!
3-در بخش دیگری از سخنانم خطاب به آنها گفتم: شما در باره کسانی تحقیق می کنید که قرار است به عنوان نماینده مردم وارد مجلس شده و مقدّرات آنها را تعیین کنند. لذا من اگر جای شما بودم، بجای این پرسش های آبکی بررسی می کردم که: ایا این افراد نان حلال می خورند؟ آیا پاکدستند؟ آیا به ناموس مردم خیانت نمی کنند؟ آیا سواد دارند؟ آیا جسارت و شجاعت بیان مطالبات مردم را دارند؟ آیا تملق قدرت ها را می گویند؟ آیا مردمی هستند و با درد مردم آشنایند؟ آیا با پیشنهاد رشوه دست و دلشان نمی لرزد؟ آیا به منافع ملی و مصالح کشور و مردم بها می دهند؟ آیا دارائی و ثروت قبل و بعد از نمایندگی آنها تغییری قابل توجهی کرده است؟ آیا ویژه خواری می کنند؟ و آیا ....
سپس در تائید این گفتار خود با اشاره به جمله ای از علی (ع) که می فرماید: دو چیز عامل سقوط حکومت هاست: 1-رها کردن اصول و چسبیدن به فروع. 2-خانه نشین شدن افاضل و جایگزین شدن اراذل به جای آنها، تاکید کردم که این روش برخورد شورای نگهبان با داوطلبان نمایندگی، بیانگر گرایش ما به این پیش بینی امام است!
4-در مورد نظریه ولایت فقیه و منشاء آن و اختلاف نظر فقها در باره ان نیز توضیحاتی به دو محقق دادم و گفتم؛ در جائی که نظام سیاسی و نظام پارلمانی ما در برخورد با اهل سنت که اعتقادی به امام معصوم ندارند و همچنین اقلیت های دینی مانند مسیحیان، کلیمیان، زردشتیان و یهودیان که اعتقادی به اسلام و مذهب شیعه و به طریق اولی اصل ولایت فقیه که یک نظریه فقهی است ندارند، به تساهل و تسامح عمل می کند، در تعجبم که چرا با شیعیان با فرض اینکه اعتقادی به ولایت فقیه ندارند اما وفاداری خود را نسبت به ان ابراز می دارند، اینقدر سختگیرانه عمل می شود!؟
وانگهی وقتی که یک داوطلب فرم ثبت نام داوطلبی نمایندگی را که یک بندش به ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل ولایت فقیه اختصاص دارد امضا می کند، این همه مته به خشخاش گذاشتن و تحقیقات محلی موضوعیت و وجاهت قانونی و شرعی ندارد!
گمان می کنم در اثر دو ساعت گپ و گفتگو با بازرسان شورای نگهبان، مغز انها به میزان لازم شستشو داده شد و از اینکه دوباره در مورد بنده به تحقیق بپردازند باندازه کافی بی نیاز شدند! فقط امیدوارم که این نشست به منحرف شدن آنها از صراط مستقیم و عدم همکاری اشان با شورای نگهبان منجر نشده باشد!
چند روز بعد باخبر شدم که آندو محقق قبل از مراجعه به بنده، همین سوال ها را از نگهبان و سرایدار هم در مورد دو داوطلب مذکور پرسیده بودند.
چندی بعد دو نفر دیگر از سوی همین نهاد به مجتمع مراجعه و در مورد راقم به تحقیقات محلی مبادرت و همین سوال ها را از همان سرباز، سرایدار و آقای ناصر نصیری نماینده گرمی در مجلس هفتم و فرزند استاندار تهران پرسیده بودند که بجز فرزند استاندار تهران(از پاسخ هایش بی اطلاعم)، با واکنش مثبت و جالب هر سه مرجع مواجه شده بودند تا جائی که پاسخ آنها محقق را تحت تاثیر قرار داده بود، اما...!
گفتنی است که بنده و آقای نصیری هر دو رد صلاحیت شدیم و دو نماینده ای که راقم در مورد انها اظهار نظر کرده بود، هر دو تائید صلاحیت شدند. جالب اینجاست که یکی از ایندو، نماینده اصلاح طلب ارام و ساکتی است و موضع خاصی ندارد و دیگری اصولگرائی است که در میان عام و خاص به رانت خواری شهرت دارد!
منبع : وب سایت دکتر اعلمی
|