تبليغاتX
آذربــایـجــــــان
آذربــایـجــــــان



عکسهایی جالب از گوشه کنار جهان

مجموعه اول

مجموعه دوم

مجموعه سوم

مجموعه چهارم

مجموعه پنجم

شنبه سیزدهم تیر 1388 یازان: آیدین |

اینها اغتشاشگر نبودند بلکه آمده بودند تا از کرامت انسانی و ناموس خود پاسداری کنند!

 آن خس و خاشاک توئی ،پست تر از خاک توئی

شور منم ،نور منم ،عاشق رنجور منم

زور توئی ،کور توئی ،هاله بی نور توئی

دلیر بی باک منم ،مالک این خاک منم

دکتر اعلمی : اینها اغتشاشگر نبودند بلکه آمده بودند تا از کرامت انسانی و ناموس خود پاسداری کنند!

سال ها پیش در یکی از سخنرانی های خود که به مناسبت انتخابات در دانشگاه تبریز ایراد شد ،در اهمیت و جایگاه هر برگه رائی که مردم در صندوق های رای گیری می ریزند به آیه ای از قران استناد کرده و گفتم ،آدم ابوالبشر تنها به این دلیل از بهشت رانده شد که از فرمان الهی مبنی بر دوری از میوه ممنوعه سرباز زده و به خواست و اراده خود عمل نمود تا قدرت آزادی اراده و اختیار بشریت و تفاوت خود با سایر مخلوقات پروردگار را به نمایش بگذارد و بابت این نافرمانی و عصیان خود نیز هزینه سنگینی پرداخت.

آنگاه اینگونه نتیجه گرفتم که آزادی و کرامت انسانی به منزله ناموس بشری است که "آدم "برای پاسداری از آن قیمت طرد شدن از بهشت را پرداخته است و نظر به اینکه رای ما در هر یک از انتخابات تجلّی خواست و اراده و معرّف آزادی و کرامت ماست ،بنابراین لازم است از رای و کرامت انسانی خود نیز که به قیمت رانده شدن از بهشت برین تضمین شده است ،همچون ناموسمان مراقبت و پاسداری کنیم.

آری ،این سیل خروشان جمعیت اغتشاشگر نبودند بلکه همان مدافعان زاستین و همیشگی این مرز و بوم اند که این بار آمده بودند تا ضمن دفاع از "ناموس" خود با فریاد رسایشان خطاب به آندسته از کسانی که دچار تفرعن ،توهم و خودبزرگ بینی شده و مردم را به هیچ می انگارند بگویند که؛

 آن خس و خاشاک توئی ،پست تر از خاک توئی

شور منم ،نور منم ،عاشق رنجور منم

زور توئی ،کور توئی ،هاله بی نور توئی

دلیر بی باک منم ،مالک این خاک منم

منبع

سه شنبه دوم تیر 1388 یازان: آیدین |

بيانيه شماره 6 مهندس ميرحسين موسوي

کلمه: میرحسین موسوی ششمین بیانیه خود را بعد از وقایع روز شنبه 30 خرداد 1388 و در رابطه با این وقایع منتشر کرد. متن کامل این بیانیه توسط سایت کلمه منتشر می شود:

بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
خبر دلخراش شهادت گروهي ديگر از معترضان به وقوع تقلب گسترده در انتخابات اخير، جامعه ما را در بهت و سوگ فروبرده است. تيراندازي به مردم ، پادگاني شدن فضاي شهر، ارعاب، تحريك و قدرت نمايي همگي فرزندان نامشروع قانون گريزي شديدي است كه در معرض آن قرار داريم و عجبا كه بانيان چنين شرايطي ديگران را به اين خطا متهم مي كنند. به كساني كه مردم را به خاطراظهار نظر قانون شكن ناميده اند خبر مي دهم كه بي قانوني بزرگ عدم اعتنا و نقض صريح اصل 27 قانون اساسي از سوي دولت در عدم صدور مجوز براي اجتماعات مسالمت آميز است. آيا مردمي انقلابي كه با مشابه همين اجتماعات ما و شما را از فراموشخانه هاي تاريخ ستم شاهي بيرون آوردند مورد ضرب وجرح قرار گيرند و تهديد به زورآزمايي شوند؟
اينجانب به عنوان يك هم سوگ همچنان مردم عزيز را به خويشتنداري دعوت مي كنم. كشور متعلق به شماست. انقلاب و نظام ميراث شماست. اعتراض به دروغ و تقلب حق شماست. به احقاق حقوق خود اميدوار باشيد و اجازه ندهيد كساني كه براي نااميدي و ارعاب شما مي كوشند خشمتان را برانگيزند. در اعتراضات خود همچنان به پرهيز از خشونت پايبند بمانيد و چون پدران و مادراني دل شكسته با رفتارهاي نامتعارف فرزندانتان در قواي امنيتي برخورد كنيد. در عين حال از نيروهاي نظامي و انتظامي انتظار دارم نگذارند خاطرات اين ايام لطمه هاي جبران ناپذير به روابط آنها و مردم بزند. اين كه نام و نشان شهيدان، مجروحان و بازداشت شدگان به خانواده آنها اطلاع داده نشود و آنان در سرگرداني قرار گيرند هيچ سودي در برقراري آرامش ندارد و تنها احساسات را جريحه دار مي كند. همچنين است دستگيري هاي فله اي كه تنها موجب هتك پرهيزها و برداشته شدن رعايت ها ميان فرزندان نظامي و انتظامي ملت و بدنه جامعه مي شود.
از خداوند متعال براي اين شهيدان عزيز رحمت و علو درجات مسئلت مي كنم و براي خانواده هاي داغديده شان صبر و اجر آرزو دارم.
ميرحسين موسوي
31 خرداد 1388

دوشنبه یکم تیر 1388 یازان: آیدین |

آذرمغان با مرگ خود خواسته به کار خود پایان داد

آذرمغان تنها وبلاگ به معنای واقعی خبری شهرستان گرمی به مدیریت اسماعیل شاهی آلیله با درج اطلاعیه ای در صفحه اول خود و بدون ارائه توضیحی به کار خود پایان داد !

با تمام احترامی که برای اسماعیل شاهی قائلم ؛ بر این باورم که بستن یک شبه وبلاگ و عدم ارائه توضیح در این باره و حتی برداشتن قسمت نظر خواهی ، توهینی آشکار به درک وشعور خوانندگان این وبلاگ بود.

با اینکه می توان علت این خودکشی ( شاید واژه  "خود سوزی " بهتر باشد ) وبلاگ را تا حدودی حدس زد اما من هم مثل سایر خوانندگان آذرمغان منتظر می مانم تا دلایل این کار از زبان اسماعیل شاهی بشنوم.

جناب شاهی عزیز !

حالا که به دست خود آذرمغان را خاک کردید و به حضور خود در عرصه خبر رسانی خاتمه دادید دوست دارم با شیوه ای جدید به این عرصه بازگردید ، شاید افتتاح یک  " سایت خبری ویژه گرمی  " پیشنهاد خوبی باشد.

موفق باشید - آیدین

یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 یازان: آیدین |

نتایج اعلام شده انتخابات در تقابل جدّی با احساس عمومی!

 در یادداشتی از دکتر اعلمی : نتایج اعلام شده انتخابات در تقابل جدّی با احساس عمومی!


"احساس عمومي" یکی از گزاره هائی است که گاهی با آمارهای رسمی ارائه شده از سوی نهادهای قدرت در تقابل جدی قرار می گیرد. مثلا وقتی که بانك مركزي و سازمان های رسمی و حتی رئیس جمهور کشورمان از نرخ تورم 12 درصدی سخن می گویند ، احساس عمومی آنرا برنتابیده و با قاطعیت آنرا دفع می کند و تسلیم بازی مسئولان با اعداد و ارقام نمی شود زیرا مردم کوچه و بازار گرانی لجام گسیخته را با تمام وجود خود احساس و آثار و  شواهد آنرا در همه ارکان زندگی خود مشاهده می کنند.

اکنون نیز با وجود اینکه اعداد و ارقام اعلام شده از سوی وزارت کشور حاکی از پیروزی قاطعانه احمدی نژاد در انتخابات دهم ریاست جمهوری است ،اما احساس عمومی که قبل و بعد از اعلام نتایج در فضای کشور و یا حداقل در سطح شهرهای بزرگ و خصوصا در میان طبقه متوسط جامعه حاکم بوده است ،برخلاف آمار ارائه شده از سوی مقامات رسمی معطوف به پیروزی موسوی در مرحله نخست و در سطح کشور ناظر به دو مرحله ای شدن انتخابات بوده است. به همین سبب نیز نتایج غیر عادی اعلام شده ،جامعه را به شدت دچار بهت و حیرت کرده است!

جال چنانچه احساسات عمومی یاد شده را در کنار موارد زیر قرار دهیم ،قطعات پازل انتخابات اخیر تکمیل و بطور قابل توجهی معنادار گشته و اختلاف فاحش آمارهای ارائه شده با انتظارات و احساسات عمومی را ملموستر خواهد کرد:

1-اصرار تامل برانگیز احمدی نژاد برای انتصاب کردان که بگفته علیرضا زاکانی نماینده تهران در مجلس"معتقد است که نظام ولایی است و نیازی به انتخابات وجود ندارد." و همچنین محصولی یار غار رئیس جمهور در سمت وزارت کشور و قبول هزینه های گزاف ناشی از این انتصابات توسط احمدی نژاد. (اینجا و اینجا را بخوانید)

2-متهم شدن دکتر احمدی نژاد به صفت دروغ گوئی از سوی رقبایش و اینکه دروغ گفتن برای وی یک امر کاملا عادی و موجّه است و در بازی با اعداد و ارقام نیز ید طولائی دارد.

3-منحنی ثابت و روند یکسان نتایج انتخابات در شهرهای کوچک و بزرگ و عدم تغییر آن در مناطقی که گرایشات شدید قومی در آنها وجود دارد!

4-برگزاری نابهنگام مانور اقتدار!

5-اعلام زود هنگام نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط خبرگزاری های دولتی فارس و ایرنا در ساعات نخست شمارش آرا!

6-تعداد آرای کروبی و مقایسه آن با دوره نهم انتخابات!

7-پیوند زدن قدرت احمدی نژاد با مقدّسات و تبلیغ اینکه "راي به احمدي‌نژاد همانند جهاد در راه خداست"!(اینجا )

8-پیش بینی قاطعانه نتیجه انتخابات توسط احمدی نژاد قبال از آنکه مراسم انتخابات و رای گیری برگزار شود!

9-اعتقاد بعضی از حامیان اصلی احمدی نژاد به جایگزینی حکومت بجای جمهوریت.

در 22 مرداد 87 با عنوان " کالبد شکافی پدیده ای بنام وزارت کردان " هشدار داده بودم که:

"نگرشی در کشور وجود دارد که مشتاق و مصرّ است که جمهوریت نیم بند کنونی را هم به حکومت تبدیل کنند(پس از دولت نهم ،بدلیل اشتیاق فراوان آیت الله مصباح یزدی و پیروانش برای تحقق این امر ،این اندیشه بیش از گذشته  تقویت شده است).

در تائید این برداشت ذکر این نکته خالی از فایده نیست ؛در آستانه انتخابات هشتم یکی از روحانیون و مسئولان برجسته نظام به یکی از روحانیون سرشناس( که نقش مهمی هم در اداره یک حزب دارد) توصیه کرده بود که تا می توانید تلاش خود را صرف کنید که به هر قیمت ممکن نیروهای خود را وارد مجلس هشتم نمائید ، استدلال او هم این بود که اگر در این دوره نیروهای موسوم به اصلاح طلب نتوانند وارد مجلس شوند، دست هائی در کار است تا مناسبات موجود در نظام سیاسی کشور را به روابط و مناسبات سیستمی مشابه با نظام سیاسی سوریه تبدیل نمایند "

قهرا با اعلام دقیق نتایج آراء و تفکیک شده آن برحسب استان ها و شهرها تحلیل واقع بینانه تری می توان ارائه داد.

یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 یازان: آیدین |

هشدار می دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهیم شد

قلم - به مسئولان توصیه می کنم پیش از آن که دیر شوذ این روند را فورا متوقف کنند /اجازه نخواهیم داد که حرکت ما شکل کور به خود بگیرد.

مهندس موسوی دقایقی قبل  پیام مهمی خطاب به ملت ایران صادر کرد.

به گزارش قلم نیوز متن پیام ایشان به شرح زیر است :

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

نتایجی که برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد، بهت آور است. مردمی که در صف های طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود می دانند که به چه کسی رای داده اند با حیرت تمام به شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می کنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است.اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهیم شد. نتیجه آنچه که از عملکرد متصدیان بی امانت دیده ایم و می بینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و جاکمیت دروغ و استبداد نیست. اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند پر مخاطره خواهم پرداخت و آثار نابودکننده آن را بر سر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد.و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای موثر در نظام را به توجیه گرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمه های جبران ناپذیر قرار دهد.

به مسئولان توصیه می کنم پیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست. آنان بیش از هر کس دیگر از این حقیقت باخبرند که در این کشور انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کمترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد.

اینجانب از همین فرصت استفاده می‌کنم و ضمن تشکر از عواطف ملت بزرگوار ایران به آنان تذکر می‌دهم که ایران این موجود انسانی متعلق به آنان است و نه متقلبان. این آنان هستند که باید با هوشیاری خود از آنان محافظت کنند. خائنین به آرا مردم ابایی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود. ما موج عقلانیت سبز خود را که بر گرفته از تعالیم دینی و علایق ملت ما به اهل بیت پیامبر (  ص ) است با تمام شور ادامه می دهیم و با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آنرا آلوده است، مبارزه می کنیم، اما اجازه نخواهیم داد که حرکت ما شکل کور به خود بگیرد.

جا دارد از یکایک شهروندانی که برای رساندن این پیام سبز هر کدام ستادی بودند و تمام ستاد های مردمی و رسمی که در انتخابات فعالیت می کردند سپاسگذاری کنم و تاکید نمایم که تا رسیدن به نتیجه ای که کشورما لایق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نیاز است.

و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما آذیتمونا و علی الله فلیتوکل المتوکلون

میر حسین موسوی

شنبه بیست و سوم خرداد 1388 یازان: آیدین |

محمود احمدی نژاد دوباره انتخاب شد

 آخرین گزارش از ستاد انتخابات کشور از مجموع 28,909,689 رأی شمرده شده از 36 هزار و 95 صندوق که شامل 78 درصد از کل صندوقهای رای گیری است:

محمود احمدی نژاد: 18787766 رأی، 64.98 درصد

 محسن رضایی: 694864 رأی، 2.05 درصد

 مهدی کروبی: 257061 رأی، 00.88 درصد

 میرحسین موسوی: 9269998 رأی، 32.06 درصد

شنبه بیست و سوم خرداد 1388 یازان: آیدین |

دلم برای اعلمی تنگ شده !!!!

دلم برای اعلمی تنگ شده !!!!

هر روز که مناظره کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری را می بینم ، هر روز که جدال این 4 نفر منتخب شورای نگهبان را مشاهده می کنم ، هر روز که اتهامات ردیف شده این آقایان علیه یکدیگر را می نگرم ، هر لحظه که شعارهای پوپولیستی این حضرات برای جمع کردن رای مردم را می شنوم ؛ یاد اعلمی می افتم و ناخوداگاه دلم برای ایشان تنگ می شود.

اعلمی که حتی اجازه ندادند مطرح کند کیست و برای چه آمده ، برنامه اش چیست و در آخر سر هم نفهمیدیم چرا رد صلاحیت شد .

در این مناظره ها احمدی نژاد اتهامات زیادی را متوجه اشخاص نام آشنای جمهوری اسلامی کرد از جمله هاشمی رفسنجانی ، سید محمد خاتمی ، ناطق نوری ، مهدی کروبی و احتمالا امشب هم اتهامات محسن رضایی را ردیف خواهد کرد .

اگر کمی به این اسامی دقت کنیم می بینیم که همین افراد در 30 عمر نظام جمهوری اسلامی ؛ این کشور را رهبری کرده اند و در راس کار بوده اند :

اگر این حرفها درست باشد :

1-     باید بگوییم وا مصیبتا ؛ احمدی نژاد با این کارش خواسته یا ناخواسته کل عملکرد نظام در 30 گذشته را زیر سوال برد حالا تکلیف مردم چه می شود با این مفسدین اقتصادی ( به قول احمدی نژاد ) که 30 سال حکمران ایران بوده اند .

2-     آقای احمدی نژاد با حرفها عملکرد گذشته شورای نگهبان را زیر سوال برد اگر این آقایان چنین مشکلاتی داشتند چرا در دوره های قبل و حاضر انتخابات ریاست جمهوری و همچنین انتابات مجلس از شورای نگهبان صلاحیت گرفتند ، آقای جنتی باید پاسخ دهد چرا به این افراد صلاحیت شرکت در انتخابات را داداه است.

3-     تکلیف افرادی که تائید ضلاحیت نشده اند چه می شود ، اعلمی کدامیک از این اتهامات را داشت که رد صلاحیت شد .

اما اگر این حرفها ناردست باشد باید صلاحیت احمدی نژاد به دلیل اتهام زنی واهی به افراد دیگر در این انتخابات رد شود.

اما خارج از این حرفها اعلمی از کدامیک  این کاندیداها کمتر بود که رد صلاحیت شد ، واقعا مشکل اعلمی چه بود ، شاید مشکلش به گفه خودش عدم سرسپردگی اش به باندهای قدرت بود .

واقعا جای خالی  اعلمی در این مناظره ها احساس می شود مردی که هیج نطقه ضعفی نداشت ، بسیار بلیغ و شیوا سخن می گفت ،  آدمی منطقی و بسیار شجاعی بود با برنامه آمده بود و هدفش نجات ملی بود ، تنها کسی بود که می توانست صدای احمدی نژاد را در نطفه خفه کند و . . .

واقعا دلم برای اعلمی تنگ شده!!!

دوشنبه هجدهم خرداد 1388 یازان: آیدین |

نامه سرگشاده اکبر اعلمی به آیت الله خامنه ای

                                                           بنام خدا

نامه سرگشاده یک بنده خدا ،به بنده دیگر خدا مقام محترم رهبری!

 

سلام علیکم

قال رسول الله: "انتم بنو آدم و آدم من تراب"!

در روایات اسلامی آمده است که “ابوتراب” یا پدر و دمساز خاك از زیباترین و محبوب‌ترين القاب در نزد علی(ع) بوده است. در “مناقب” ابن شهر آشوب نیز نقل شده است که آن امام پس از آنکه زره گمشده خویش را در نزد یکی از یهودیان کوفه یافت حق خود از وی مطالبه کرد ،لیکن آن مرد از پس دادن آن به حضرت خودداری ورزید. ناگزیر ایندو اختلاف خویش را در نزد شریح قاضی مطرح کردند و چون امام دلیل و بیّنه‌ای برای تصاحب زره خود نداشت لاجرم قاضی منصوب ایشان به نفع آن یهودی حکم صادر کرد.

همچنین در نهج البلاغه می خوانیم که امام معصوم(ع) حتی خویشتن را از تذکر و نصیحت دیگران بی نیاز نمی دانست و کشورداری‌ بر مبنای‌ کبرورزی‌ و گرایش‌ به‌ پذیرش‌ تملّق‌ را مذمّت نموده‌ و مردم‌ را به بی پروا سخن گفتن توصیه‌ می‌کرد و از آنان می خواست تا با مشارکت‌ و نظردهی‌ خویش‌ خطاهای‌ زمامداران‌ را یادآور شوند. به بیان دیگر در حکومت علی(ع) منتقد بودن و سخن تلخ حق گفتن یک ارزش و اطاعت بی‏چون و چرا یک ضد ارزش به شمار می آمد.

از اینرو علی (ع) با مردمان می‏گفت: "بدان سان که رسم سخن گفتن با جبّاران تاریخ است با من سخن مگویید و آن چنان که از زورمندان دژخوی پروا می‏کنید از من فاصله مگیرید، به تصنّع با من ‏نیامیزید و چنین مپندارید که اگر با من سخن حقی بگوئید مرا گران آید". به همین سبب به فرماندهان و کارگزاران خود نیز توصیه می‏فرمود تا مشاورینی برگزینند که سخن تلخ حق را با آنان در میان نهند.

نظر باینکه نه شما معصوم و والاتر از علی(ع) هستید و نه من عاصی و فروتر از آن یهودی و اعراب بدوی می باشم و هر دو عبد خدا و از جنس خاکیم و دیر یا زود به اصل خویش باز خواهیم گشت ،بدین سبب در وهله نخست در مطلع نامه ام شما و خود را بنده خدا خطاب کردم تا در نگارش این نامه مشفقانه دچار لکنت زبان و لغزش قلم نگردم و رسم سحن گفتن با زمامدار اسلامی را آنگونه که "ابوتراب" توصیه کرده است بجای آورم و در وهله دوم به عنوان یک شهروند صاحب حق در این نامه شکوه و دغدغه هایم را با شخصیتی در میان نهم که قدرت مطلقه را در کشورم در اختیار دارد ،زیرا بقول سعدی "دو چیز طیره عقل است ؛دم فرو بستن بوقت گفتن و گفتن بوقت خاموشی" و گمان می کنم که اگر در این فرصت هم واقعیات را با شما در میان نگذارم شاید روزی ،روزگاری مورد شماتت تاریخ قرار گیرم که غایبان خود را هرگز نمی بخشد.

گمان می کنم که حضرتعالی نیز با حکایت خردمندان هفتگانه یونانی آشنائید ،چنانکه منتسکیو می نویسد ؛از خردمندان مذکور پرسیدند که کاملترین حکومت ها کدام است؟ "سلن" مقنّن آتنی گفت: آنکه دشنام یکفرد در همه تاثیر کند. "بیاس" گفت؛ آنکه قانون بجای حاکم کار کند. "سالیس ملیوسی" فیلسوف گفت ؛حکومتی که برابری اموال در آن باشد. "پتیاگوس" گفت؛ آنکه درستکاران حکومت کنند نه شرّان. "گلئوبوس" گفت؛ آنکه قانون بجای خطیب نطق کند.

"سرمامدرس" از این سخنان اینگونه نتیجه گرفت ؛پس باید دانشمندان پارسا حکومت کنند!

نتیجه دیگری هم از سخنان خردمندان یونانی می توان گرفت و آن اینکه اگر در جامعه ای دانشمندان پارسا حکومت کنند ،انتظار می رود که حاصلش کار کردن "قانون" بجای حاکم و نطق کردن آن بجای خطیب باشد. در این صورت دیگر قانون شکنان جایگاهی در حکومت قانون نخواهند داشت و در نتیجه عدالت نیز در آن جامعه حکمفرما و تضییع حقوق یک فرد همه را متاثّر خواهد کرد ،زیرا دانشمندان پارسا خود را فراتر از دیگر هم نوعان خود نمی پندارند و در چارچوب قانون و با در نظر گرفتن مصالح عمومی و احترام به خرد جمعی رفتار کرده و از اتّخاذ هرگونه تصمیم و روشی که بوی استبداد و خودخواهی دهد اجتناب می ورزند.

با نگاهی به اصول ؛1، 2 ،3 ، 107 ،109 و 111 قانون اساسی ،متوجه نوعی شباهت و قرابت میان اهداف و مختصّات نظام سیاسی مورد نظر واضعان قانون اساسی با آرمانشهری می شویم که خصوصیات آنرا منتسکیو از زبان خردمندان یونانی توصیف کرده است.

 این حقیقت زمانی آشکارتر می شود که در ذیل اصل 107 قانون اساسی ،قانونگذار تفاوتی میان رهبر و رهرو قائل نگشته و به صراحت بیان می دارد که "رهبر در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوي است" و در بند 14 اصل سوم نیز حاکمیت را به ايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون ملزم می کند.

 پرواضح است که امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوی عموم در برابر قانون ،از یکسو در گرو برابری حقوق اجتماعی و شهروندی میان فرادستان و فرودستان است و اینکه هرکس متناسب با وظایف و اختیاراتی که داراست در برابر مردم مسئول و پاسخگو باشد و به بیان دیگر قدرت‌ هرگز از عدالت‌ نگسلد و در صورت گسستن ایندو از یکدیگر امکان استیضاح و محاکمه ارباب قدرت تا عالیترین سطوح آن میسّر گردد و از سو ی دیگر ، قانون به عنوان مبیّن ضابطه مند مدیریت اجتماعی ،مدیریت سیاسی کشور و تمشیت امور را تحت انضباط قانونی و اطمینان بخش خود قرار دهد و لاجرم هیچکس نتواند مصداق "هرکاری کند کس نخواهد خواستن از او حساب" واقع شود. شاید به همین سبب نیز معمار نظام جمهوری اسلامی ایران در وصف حکومت معهود خود به مردم نوید می دهند که " هر فردی از افراد ملت حق دارد مستقيما در برابر سايرين ،زمامدار مسلمين را استيضاح كند و او بايد جواب قانع كننده دهد و در غير اين صورت اگر برخلاف وظايف اسلامی خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامداری معزول است".

با این وصف قصد من از نگارش این نامه نه استیضاح که به اعتبار "المیسور لا یترک بالمعسور" تلاش هرچند کم ثمر برای استیفاء حقوق مخدوش شده یک ملت و نجات جمهوریت و ارزش های آن است:

 براین اساس به عنوان یک حقوقدان و شهروندی که سهم بسیار ناچیزی هم در پیروزی و حفظ انقلاب داشته  و سی سال سابقه خدمت به کشور و ملت ایران را در کارنامه خود داراست و با انتخاب مردم 8 سال در کسوت قانونگذار و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اوضاع داخلی و خارجی را بطور دقیق رصد کرده و کم و بیش با نقاط قوت و ضعف کشور و نابسامانی هائی که مردم ایران را رنج می دهد آشنا و از اشراف کامل نسبت به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برخوردار است ،در قالب این نامه سرگشاده آنچه شرط بلاغ است با شما در میان می گذارم:

الف- مقام محترم رهبری واقفند ،آنچه مبدء انقلاب ما گردید معطوف به آزادی و جمهوریت بود تا مردم ایران در پرتو آن آگاهانه زندگی خود را رنگ و جلای اسلامی داده و از این طریق کرامت انسانی خود را بازیابند نه آن که بنام اسلام ،آزادی و جمهوریت و کرامت خویش را به پای قرائت خاصی از دین قربانی کنند.

ارزش و جایگاه مفاهیمی چون آزادی و کرامت انسانی در نظام سیاسی موعود بحدی بود که نویسندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل دوم این قانون "ایمان به آزادي توام با مسئوليت انسان در برابر خدا" را یکی از پایه های ایمانی نظام جمهوری اسلامی بیان و در اصل بعدی حاکمیت را با همه امکانات خود به محو هر گونه استبداد و خودكامگي و انحصارطلبي و تامين آزاديهاي سياسي و اجتماعي ملزم ساختند!

در همین راستا حداقل اصول؛ 1 ، 3 ، 6 ،9 ،20 ، 56 ، 59 و 177 قانون اساسی بوضوح بر جمهوریت نظام تاکید می ورزد تا جائیکه اصل ششم مقرر می دارد در جمهوري اسلامي ايران امور كشور بايد به اتكا آرا عمومي از راه انتخابات اداره شود.

سیاق مفاد اصول 9 و 56 همین قانون بیانگر این حقیقت است که اوّلا ،اصالت با آزادی و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود می باشد و اعمال ولایت مطلقه فقیه و ارکان تحت امر ایشان هم تنها در چارچوب حقوق و آزادی های بلامنازع و غیر قابل سلب مردم معتبر می باشد و لاغیر ،لذا هيچكس مطلقا نمي تواند آزادی های مشروع و مصرّح در قانون اساسی و حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود را از انسان سلب كرده و يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد.

از آنجا که "التزام به شی، التزام به لوازم آن است"، عملی شدن اصول مذکور و تحقق جمهوریت و بویژه مفاد آمرانه و راهبردی دو اصل 6 و 56 قانون مزبور، در گرو تن دادن به لوازم و مقدّمات جمهوریت و ارزش های پذیرفته شده دموکراسی در قانون اساسی است.

در واقع مستفاد از اصل 56 قانون اساسی ،قلمرو آزادی و حق حاکمیت مطلق انسان ها بر سرنوشت خود که از سوی خداوند به او تفویض شده لایتنهاهی است و با قدری اغماض و تسامح نسبت به اصل 177 این قانون ،حتی می تواند ناظر به اصلاحات ساختاری و مناسبات حاکم بر نظام سیاسی مستقر و جایگزین کردن نظام دلخواه اکثریت نیز شود ،تا چه رسد به تلاش مدنی برای انجام اصلاحات در چارچوب قانون اساسی موجود جهت رهائی از وضع ناگوار کنونی و رسیدن به وضعیت دلخواه!

جنابعالی بهتر از راقم می دانید که بموجب آیه شریفه "انّ الله لا یغیّر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" هم خداوند مهندسی سرنوشت هرقومی را به اراده او واگذار کرده است ،این مهم زمانی تحقق خواهد یافت که آن قوم  و ملت قادر به ظهور و بروز اراده خود باشند و اگر صاحبان قدرت و ثروت در برابر این اراده مانعی ایجاد کنند ،عمل آنان مصداق بارز "یصدّون عن سبیل الله" و بمنزله ایجاد سدّ در برابر اراده خداوند است!

شاید اشاره به این بخش از سخنان آیت الله خمینی که در 12 بهمن 1357 در بهشت زهرا ایراد شده و بیانگر احترام به اوج آزادی اراده یک ملت در تعیین سرنوشت خود و تغییرات دلخواهش می باشد ،ما را از ادامه این بحث بی نیاز کند:

" ... فرض مي كنيم كه اين سلطنت پهلوي، اول كه تاسيس شد به اختيار مردم بود ...، چه حقي داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در اين زمان معين كنند...، مگر پدرهاي ما ولي ما هستند؟ مگر آن اشخاصي كه در صد سال پيش از اين، هشتاد سال پيش از اين بودند، مي توانند سرنوشت يك ملتي را كه بعدها وجود پيدا كنند، آنها تعيين بكنند؟ ... اين ملتي كه سرنوشت خودش با خودش بايد باشد، در اين زمان مي گويد كه ما نمي خواهيم اين سلطان را. وقتي كه اينها راي دادند به اينكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژيم سلطنتي را نمي خواهيم، سرنوشت اينها با خودشان است. اين هم يك راه است از براي اينكه سلطنت او باطل است."

بدون شک تغییر وضع موجود با هدف دستیابی به وضعیت مطلوب و دلخواه مردم، در بدو امر مستلزم این است که در یک انتخابات و یا همه پرسی امکان مستولی شدن اراده جمعی ملت ایران بر اراده قدرت قاهره و فائقه ای که بر کشور حکومت می کند مهیا شود و ملت ایران عملا بتوانند تغییرات و اصلاحات دلخواه خود را کم و بیش به منصه ظهور برسانند، این وضعیت زمانی رخ خواهد داد که مردم بجای ناگزیر شدن به انتخاب کاملا محدود و معطوف به سوگلی های حکومتی و عناصر دستچین شده موجود در سبد کوچک حاکمیت ،آزادانه قادر به استفاده از حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن در یک انتخابات کاملا آزاد و مدنی در دامنه ای به وسعت میان بدترین تا عالی ترین گزینه های موجود باشند و مآلا بتوانند با انتخاب مجریان و حاکمان دلخواه خود امکان اصلاحات و تغییرات حداکثری مورد نظر خویش را از طریق آنان فراهم سازند.

به بیان دیگر سلطه بلامنازع مردم بر سرنوشت خود و اداره مطلق امور کشور به اتکاء آرای عمومی و عملیاتی شدن اصول یاد شده که با آزادی های فطری و مشروع او در هم تنیده ،مستلزم تحقق مقولاتی نظیر ؛برگزاری انتخابات آزاد از طریق تدارک بستر مناسب برای تظاهر اراده و انتخاب آزاد ،استفاده آزاد از حق انتخاب ،اجتناب از انحصاری کردن استفاده از حق حاکمیت ملت بر سرنوشتش از طریق تحدید حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن جانبدارانه به نفع افراد و گروههای خاص و تسلیم شدن حاکمان در برابر خروجی انتخاب و اراده جمعی است.

براین مبنا نظر باینکه انتخاب به معنی عینیت بخشیدن به خواست و اراده واقعی افراد و در اصل ششم مشخصا به مفهوم ابراز و اعلام تمایلات درونی برای اعمال حاکمیت و دخالت در اداره امور کشور است، لازم است که در پرتو تمهیدات به عمل آمده ،شهروندان قادر باشند طبق خواست و اراده خود در مقدّرات کشور و شیوه اداره آن نقش اصلی را ایفاء نمایند و در واقع خواست و اراده آنان منشاء اصلی شکل گیری قدرت و مهمترین عامل نظارت بر رفتار قدرت و در صورت لزوم مهار آن باشد.

به بیان دیگر انتخابات باید بدون دخالت و اعمال نفوذ هیات حاکمه بستر و سازو کاری برای تظاهر آزاد خواست و اراده واقعی افراد به منظور مشارکت در اداره کشور و در صورت لزوم زمینه سازی برای تحمیل خواست مردم به حاکمیت جهت جابجائی قدرت حتی تا سطح عالیترین مقام واقع در هرم مدیریت کشور نیز شود.

 اصرار قانونگذار بر استفاده از واژه "باید" در اصل ششم بیانگر این واقعیت است که اداره امور کشور بدون اتکاء به آرای عمومی و از طریق تحمیل خواست هیات حاکمه به مردم ،فاقد هرگونه اعتبار و مشروعیت بوده و به منزله گام نهادن در مسیری است که سرمنزل آن استبداد می باشد و به همین سبب نیز در این قانون ضمن الزام حکومت به بکارگیری همه امکانات خود برای "محو هر گونه‏ استبداد ،خودكامگي‏ و انحصارطلبي" و "تامين‏ آزاديهاي‏ سياسي‏ و اجتماعي‏ در حدود قانون" ،بوضوح حاکمیت را موظف به بکارگیری همه امکانات خود برای "مشاركت‏ عامه‏ مردم‏ در تعيين‏ سرنوشت‏ سياسي‏، اقتصادي‏، اجتماعي‏ و فرهنگي‏ خويش" کرده است.

از طرفی انتخاب مطلوب از یکسو باید واجد دو عنصر آگاهی و اراده آزاد باشد و از سوی دیگر لازم است که گزینه های متفاوت متناسب با ذائقه مردم در معرض اراده انتخاب کننده واقع شوند تا امکان به حداکثر رسیدن مطلوبیت نهائی او فراهم گردد ،در غیر اینصورت با فقدان هریک از عناصر و شرایط یاد شده، انتخاب جای خود را به اکراه و اجبار و انتصاب خواهد داد. بنابراین هرچه دایره انتخاب مردم محدودتر شود و یا با فشار روانی رسانه های حکومتی افکار مردم به سمت و سوی افراد دلخواه نهادهای قدرت هدایت گردد ،میل به استبداد و انتصابی شدن قدرت نیز نمود بیشتری خواهد یافت.

ب- جناب آقای خامنه ای! انتخابات آزاد برای اعمال حاکمیت و اداره امور کشور جهت دسترسی آزاد به حقوق اجتماعی، زمانی تحقّق خواهد یافت که فارغ از دخالت های جانبدارانه و تبعیص آمیز ارکان قدرت ،همه شهروندانی که از اهلیّت لازم برخوردارند، قادر شوند تا "حق انتخاب کردن" و"حق انتخاب شدن" خود را که از مصادیق بدیهی حقوق اجتماعی است آزادانه و بدون تبعیض استیفاء نمایند. از همین رو قانونگذار در ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی به منظور تبیین و اجرای دو اصل 19 و 20 قانون اساسی ،با بیان اینکه "حقوق اجتماعی" از حقوقی است که قانونگذار برای اتباع کشور جمهوری اسلامی ایران و سایر افراد مقیم در قلمرو آن منظور نموده و سلب آن به موجب قانون یا حکم دادگاه صالح می باشد، در جزء الف، "حق انتخاب شدن" در مجالس شورای اسلامی و خبرگان و عضویت در شورای نگهبان و انتخاب شدن به ریاست جمهوری را یکی از مصادیق "حقوق اجتماعی" معرفی کرده است.

براین اساس از دیدگاه قانونگذار ،استفاده از همه مصادیق حقوق اجتماعی به شرحی که بیان شد ،برای همه شهروندان ایرانی یک "حق طبیعی و قانونی" و مهیا کردن بستر مناسب برای استیفاء این حق توسط شهروندان ،برای حکومت یک "وظیفه"، "تعهد و تکلیف قانونی" و "واجب عینی" است.

بنابراین محروم کردن هر یک از شهروندان واجد شرایط از حق انتخاب شدن برای نمایندگی مجلس و یا ریاست جمهوری و نظایر آن مستلزم فقدان و یا از دست دادن اهلیت استفاده از چنین حقوقی است.

قهرا می پذیرید که در صورت "وجود مقتضی و مفقود بودن مانع"، محروم کردن افراد از نامزدی شرکت در انتخابات مختلف از حیث حقوقی نامشروع و به منزله محروم کردن واجدان شرایط از حقوق اجتماعی ،"ممانعت از مشارکت فعال و موثر در تعیین سرنوشت اجتماعی ،جلوگیری از حق انتخاب شغل دلخواه ،مصداق بارز تبعیضات ناروای حاکمیت در ایجاد امکان اشتغال به کار و احراز مشاغل در شرایط برابر برای افراد ،جلوگیری از "شركت‏ فعال‏ در رهبري‏ كشور و افزايش‏ مهارت‏ و ابتكار " ،مصداق بارز هتک حرمت و حیثیت اجتماعی اشخاصی که حرمت شرعی و قانونی دارند و در نتیجه تحمیل نوعی مجازات تکمیلی و "عقاب بلا بیان" و در نتیجه نقض آشکار اصول؛ 3 (جزء های7، 8 ،9 و 14) ،6 ، 9 ،36 ،37 ،39 ،40 ،43 (جزء 3) 56 و 115 قانون اساسی است.

مضاف براین مستفاد از اصول 91 و 99 قانون اساسی ،شورای نگهبان پاسدار قانون اساسی و ناظر و حافظ سلامت انتخابات مختلف از جمله ریاست جمهوری است .در واقع مسئولیت نظارت بر انتخابات از آنرو به شورای نگهبان واگذار شده است که این نهاد بیطرفانه مساعی خود را تنها صرف صیانت از حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن افراد و جلوگیری از هرگونه ایراد خدشه و صدمه به حقوق مذکور نماید نه آنکه به بهانه نظارت استصوابی در مقام تزاحم و تقابل با حق انتخاب کردن و انتخاب شدن مردم ایران به تهدید ،تحدید و تضییع حقوق اجتماعی آنان روی آورد!

بنابراین عدم رعایت این امر به منزله زیر پا نهادن همه اصولی است که ناظر به کرامت انسانی ،آزادی و جمهوریت نظام می باشد و پیش از این به آن اشاره شد.

لذا ملاحظه می شود که قانونگذار به موجب اصل 22 قانون اساسی و ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی، تنها در دو مورد یعنی ؛ "فقدان اهلیت قانونی" و "حکم دادگاه صالح"، محروم کردن شهروندان از حقوق اجتماعی و داوطلب شدن برای ورود به حریم قدرت (مجلس شورا، خبرگان رهبری، شورای نگهبان، ریاست جمهوری و...) را مجاز اعلام کرده است. به این اعتبار محرومیت از حق انتخاب شدن یا باید به موجب حکم دادگاه صالح باشد و یا اینکه قانون به صراحت مصادیق افراد فاقد شرایط لازم را بیان نماید و این در حالیست که طبق ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی حتی محکومیت قطعی کیفری در جرائم عمدی هم، محکوم علیه را تنها تا زمانیکه اعاده حیثیت نشده از حقوق اجتماعی محروم می سازد و پس از انقضاء مدت تعیین شده متناسب با شدت و ضعف جرم ارتکابی که حداکثر تا هفت سال پس از اجرای حکم است، رفع اثر می گردد.

وانگهی محروم کردن افراد از حقوق اجتماعی خود با استناد به هر یک از دو مورد فوق الذکر، باید بصورت مدلّل و مستند و مبتنی بر دلایل و مدارک کافی باشد، از همین رو  قانون مقرر می دارد که "كليه مراجع رسيدگي كننده صلاحيت داوطلبان در انتخابات مختلف موظفند صرفاً براساس مواد قانوني و براساس دلايل و مدارك معتبر كه توسط مراكز‌ مسؤول قانوني به مراجع اجرائي و نظارتي ارسال شده است، به بررسي صلاحيت داوطلبان بپردازند و چنانچه صلاحيت داوطلبي را رد كردند بايد ‌علت رد صلاحیت را ...با ذكر مواد قانوني مورد استناد و دلائل مربوط به داوطلب ابلاغ نمايند."

ج- مقام محترم رهبری! با توجه به آنچه بیان شد ؛کیست که نداند مسئولیت اداره کشور و اعمال حق حاکمیت مردم بر سرنوشتشان موضوع دو اصل 6 و 65 قانون اساسی را قوای مجریه و مقننه و خبرگان رهبری منتخب مردم برعهده دارند؟ در این صورت منوط شدن انتخاب و گزینش اعضای این سه قوه و نهاد به اراده و خواست تعداد انگشت شماری از اعضای شورای 12 نفره ایکه بطور مستقیم و غیر مستقیم منصوب شماست و چیره و غالب شدن تصمیم این اقلیت بر اراده و تصمیم هفتاد میلیون نفر ملت ایران چه نسبتی با آزادی ،جمهوریت ،حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و اداره کشور به اتکاء آرای عمومی به شرح مذکور در اصول بیان شده دارد!؟

اگر برخوردهای قیم مابانه و تصمیم گیری کمتر از 12 نفر بجای 70 میلیون نفر و محدود کردن انتخاب یک ملت بزرگ به اراده و تصمیم شورای نگهبان و دستچین شدگان این نهاد ،سلب کردن حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دادن آن نیست ،چه معنا و مفهوم دیگری می تواند داشته باشد!؟

بر همین اساس هم در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بدون توجه به مختصّات مورد نظر واضعان قانون اساسی ، تراژدی تلخ و تکراری رسیدگی به صلاحیت داوطلبان شرکت در انتخابات مزبور و اعلام اسامی واجدان شرایط به پایان رسید و همچون گذشته از میان صدها کاندیدای موجود تنها صلاحیت چهار نفر از اعضای دائمی کلکسیون قدرت به تائید کسانی رسید که هنوز صلاحیت خودشان در معرض داوری ملت قرار نگرفته است!

 در این سناریوی از پیش طراحی شده ،دستگاههای مسئول چنان تشجیع شده اند که حتی به خود اجازه ندادند تا بر اساس قوانین مورد تصویب نظام هم نمایش رسیدگی به صلاحیت ها را کامل به اجراء در آورده و رد صلاحیت و دلایل آنرا به داوطلبان محذوف اعلام نمایند!

تکرار این سناریو در موسم انتخابات مجلس شورای اسلامی ،مجلس خبرگان رهبری و اخیرا در انتخابات ریاست جمهوری و سلب کردن حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و آنرا به خدمت منافع کسانی در آوردن که از رانت حکومت به قدرت رسیده اند ،چنان ملال آور و تاسف برانگیز شده است که دیگر کمتر کسی به انجام اصلاحات و آینده ای نوین دل می بندد و کسانی هم که در مراسم موسوم به انتخابات شرکت می کنند بعضا از روی اضطرار و اکل میته و با هدف پناه بردن به بد از بیم بدتر است ،حال آنکه یک انتخابات واقعی و سرشار از امید به آینده بهتر و منطبق بر مختصات و مطالبات مورد اشاره ،باید بنحوی تدارک دیده شود که اداره کشور به اتکاء آرای عمومی به مفهوم واقعی آن و به شرحی که در قانون اساسی آمده است تحقق یابد!

جنابعالی و همه کسانی که در طول 30 سال گذشته در مصدر امور قرار گرفته اند ،فراموش نکرده اند که در ابتدای انقلاب با حداقل تجربیات مدیریتی و اجرائی این امکان را یافتند تا در مصدر امور قرار بگیرند. اما اکنون که 30 سال از انقلاب می گذرد شورای نگهبان منصوب شما به کمک ابزار ضد جمهوریت نظارت استصوابی ،حتی افرادی را هم که از 30 سال تجربه و سابقه درخشان برخوردار و واجد شرایط و صلاحیت های مذکور در قانون خود تصویب کرده هستند ،از امکان کاندیداتوری برای سمت های انتخابی محروم می کند! بدیهی است مادامیکه شورای نگهبان به عنوان قیم ملت با غربالی بنام نظارت استصوابی که منافذ مشبک آن روز به روز ریزتر از گذشته می شود ،حق انتخاب شدن و انتخاب کردن ملت 70 میلیونی را به اعضای یک کلکسیون چند نفره محدود می نماید ، جمهوریت نظام بیشتر به یک شیر بی یال و دم و اشکم شبیه است تا جمهوریت به عاریت گرفته از جوامع مدنی! به همین دلیل انتخابات ریاست جمهوری در ایران نه تنها در حد استانداردهای بین الملی نیست بلکه حتی با استانداردهای انتخاباتی کشورهائی نظیر پاکستان ،زیمباوه و افغانستان هم قابل مقایسه نمی باشد!

اگر واقعا سرنوشت محتوم ملت ایران این است که همواره آزموده ها را بیازمایند و از میان یک ملت بزرگ 70 میلیون نفری ،تنها سوگلی های دائمی قدرت که کارنامه درخشانی هم از خود برجای نگذاشته اند ،استحقاق نامزدی ریاست جمهوری را دارا شوند باید به حال این ملت گریست!

مادامیکه که شورای نگهبان از طریق نظارت استصوابی خود حصاری به گرد جمهوریت و حکومت می کشد و برخلاف کشورهای دموکراتیک که گردش نخبگان در آن نامحدود است ،گردش قدرت در یک جمعیت 70 میلیون نفری را صرفا محدود به نورچشمی های هیات حاکمه و آندسته از نخبگان ابزاری می کند که در 30 سال گذشته نوعا با رانت حکومت به قدرت و ثروت رسیده اند و وضع موجود نیز کم و بیش نتیجه عملکرد آنهاست ،این پرسش برای امثال حقیر مطرح می شود که این روند چه نسبتی با جمهوریت و آزادی و اصول مورد اشاره قانون اساسی دارد و اساسا چه تفاوتی میان این شیوه از اداره کشور با حکومت هائی است که بصورت ملوک الطوایفی و یا الیگارشی اداره می شوند. اساسا آیا تمرکز بیش از 80 درصد قدرت و اختیارات کشور در دست یک فرد و ارکان منصوب وی در آینده نمی تواند زاینده استبداد باشد؟

جناب آقای خامنه ای! به شهادت اصول؛ 2 ،3 ،6 ،9 ،56 و 177 قانون اساسی ،ارزش هائی نظیر ؛نفی هرگونه ستمگری و سلطه گری ،محو هرگونه استبداد ،خود کامگی و انحصار طلبی ،رفع تبعیضات ناروا ،تساوی عموم در برابر قانون ، آزادی ،جمهوریت ،احترام به کرامت والای انسانی ،تمکین از حق حاکمیت انسان ها بر سرنوشت خود و اداره کشور به اتکاء آراء عمومی مهمترین مولّفه های مبانی نظام جمهوری اسلامی را تشکیل می دهند. در اینصورت نهادی که با توسل به ابزار مهلک نظارت استصوابی خود عملا این سلسله از مبانی نظام را نادیده می گیرد آیا می تواند مرجع و خط کش معتبر و صالحی برای تشخیص اعتقاد و التزام عملی کاندیداها به مقولاتی مانند؛ نظام ،مبانی نظام و قانون اساسی باشد؟

خود می دانید که قدرت کنونی شما مرهون جانبازی و جانفشانی کسانیست که از عزیزترین سرمایه های خود گذشتند و آنرا نثار کردند تا تمامیت ارضی و جمهوریت و اسلامی بودن نظام تضمین شود. فیلتری که شورای نگهبان منصوب شما ایجاد کرده است ،چنان تنگ است که حتی جانبازانی مانند دکتر رضا جلالی با 70 ماه حضور در جبهه و جانبازی بالای 70 درصد هم تنها بدلیل زبان سرخشان قادر به ورود به خانه ملت نمی شوند و چنان گشاد است که حتی بعضی از افراد زن باره و کسانی که آشکارا متصل به مافیای ثروت و قدرت نامشروعند براحتی از آن عبور می کنند!

پارادوکسی که بیش از هرچیز مرا رنج داده و متاسف می نماید این است که رسیدگی به صلاحیت ملت و رد صلاحیت فرزندان انقلاب با برچسب هائی مانند عدم اعتقاد و التزام به اسلام و مبانی آن ،توسط گروه بسیار کوچکی صورت می گیرد که نه تنها هنوز صلاحیت و اعتقاد آنان به جمهوریت نظام در معرض قضاوت و تائید ملت قرار نگرفته است بلکه سرسلسله و دبیری آنرا فردی مانند جنتی بر عهده دارد  که فرزندش حسین پس از اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی به حمایت از این سازمان برخاسته و باتهام محاربه با نظام و کشتار مردم ،در درگيريهاي 19 بهمن 60 بدست پاسداران کشته شد و عروسش فاطمه سروری نیز به خارج از کشور متواری و در آنجا به عنوان مسئول یکی از نهادهای اجرایی سازمان مجاهدین خلق به فعالیت علیه نظام جمهوری اسلامی ادامه می دهد!

د- حضرت آقای خامنه ای! در سفر اخیرتان به کردستان در تبیین شاخص های مهم انتخاب صالح ترین رئیس جمهور خطاب به ملت توصیه فرمودید کسی را برگزینید که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند و از درد مردم احساس درد کند، با مردم یگانه و صمیمی باشد، ساده زیست باشد و خود و خانواده و نزدیکانش از فساد و اشرافی گری و اسراف دور باشند. و در ادامه به مردم توصیه کردید که "دنبال حداکثر باشبد بهترین را انتخاب کنید" در شرایطی که نهاد تحت امر شما انتخاب مردم را به دایره تنگ منتصبین تحمیلی خود و انتخاب میان بد و بدتر محدود کرده است ، انتخاب مردم بر اساس تشخیص خود و تامین نظر شما چگونه متصور است!؟

صرفنظر از دیدار شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما با جنابعالی ،شنیده ام که حتی در ملاقات گروهی از فرماندهان سپاه و همچنین جناب آقای کروبی با شما در وصف حقیر هم اشاراتی داشته اید که ان شاء الله منطبق بر همان ویژگی هائی است که در کردستان بر رعایت آن تاکید ورزیده اید، مایلم بدانم که بجز ویژگی هائی نظیر انقیاد و اطاعت محض در برابر حضرتعالی و اتصال به دو منبع ثروت و قدرت ،کاندیداهای تائید صلاحیت شده این دوره و دوره های پیشین چه برتری و امتیازی نسبت به داوطلبانی نظیر بنده داشته اند که آنها از سوی شورای نگهبان منصوب شما واجد شرایط تشخیص داده می شوند اما برخلاف قانون به دیگران حتی رد صلاحیت و دلایل آن هم ابلاغ نمی شود و مهمتر از آن مایلم بدانم که حقیر فاقد کدامیک از شاخص هائی است که در دیدار با مردم کردستان بیان کرده اید!؟

آیا در قاموس شورای نگهبان برخورداری نامزدهای ریاست جمهوری و یا نمایندگی مجلس از ویژگی هائی نظیر ؛سواد و تحصیلات عالی ،جسارت و آزادگی ،استقلال و عدم سرسپردگی ، ارزشگرائی و ساده زیستی و اکتفا کردن به حداقل های زندگی ،تجارب و سوابق انقلابی و مدیریتی ،مردمداری و نداشتن کوچکترین نقطه ضعف مالی و اخلاقی ،پیشگامی در فسادستیزی و دفاع از منافع ملی و تمامیت ارضی و نیز اجتناب از حرامخواری ،نشانه عدم صلاحیت اوست!؟

شاید تنها جرم امثال بنده این است که در دوران خدمت و خصوصا هشت سال نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی بجای سرسپردگی در برابر ارکان قدرت تنها سخنگوی مردم بوده ایم و سخنان فرو خورده آنانرا بر زبان جاری ساخته ایم و فقط برای آنان گریبان چاک داده ایم و اگر این است یقین بدانید تا زنده ام هرگز خفت سرفرود آوردن در برابر قدرت های زیاده خواه را بجان نخواهم خرید!

مقام رهبری خود نیک می دانند که "عدالت" مادر آزادی و انیس و گوهر اصلی دین الهی است و در واقع آنچه به جمهوری اسلامی ارزش می دهد، میزان پایبندی زمامداران و کارگزاران این حکومت به عدالت و آزادی است و اگر اسباب رنجش خاطر شما را فراهم نمی سازد باید به این واقعیت تلخ اشاره کنم که مهمترین تفاوت میان شما و قدیسان صدر اسلام  که خود را ادامه دهنده راه آنها می دانید در این است که قدیسان مذکور  و بسیاری از حواریون آنها نه تنها هرگز عدالت را به پای مصلحت ذبح نکردند بلکه خود را نیز شهید راه عدالت کردند تا عدالت با همه زیبائی هایش پابرجا بماند ،اما در کمال تاسف مشاهده می شود که شورای نگهبان منصوب شما چنان بی پروا و تبعیض آمیز عمل می کند که بنظر می رسد در چالش میان عدالت و مصلحت ،همواره عدالت باید به پای مصلحت قربانی شود تا شاید از این طریق چند صباحی هم منافع و تمنیات بعضی از افراد و گروههای مورد نظر تامین شود!

قهرا مادامیکه اوضاع به همین منوال ادامه دارد و جمهوریت این چنین مورد تعرض واقع می شود نظام جمهوری اسلامی بسان کشتی بادبان شکسته و برگل نشسته ای است که بجای پیشروی در اقیانوس امید بتدریج در کام خودخواهی ها فرو می رود و دیری نخواهد پائید که دیگر اثر و نشانی از آن باقی نخواهد ماند و این یعنی ظلم ناروا در حق صدها هزار شهید و جانبازی که از جان خود گذشتند تا جمهوری اسلامی را در کنار ساحل امنی مستقر سازند.

جناب آقای خامنه ای مقام محترم رهبری! از آنجا که جنابعالی بر مسند ولایت مطلقه فقیه تکبه زده اید و قدرت لایتنهاهی در دستان شما متمرکز شده است ،قهرا مسئولیت هرگونه انحراف شورای نگهبان از قانون اساسی و آرمان های نخست انقلاب و به مخاطره افتادن جمهوریت و اسلامی بودن نظام و ظلمی که این شورا در حق مردم روا می دارد متوجه شخص شماست و این امر می تواند در تنافر با برخی از شرایط و صفات رهبر به شرح مذکور در اصول 109 و 111 قانون اساسی قرار گیرد!

                                               و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

                                                                      اکبر اعلمی

کاندیدای محذوف دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

                                                                   1388/3/12      

جمعه پانزدهم خرداد 1388 یازان: آیدین |

ادعای ولی اسماعیلی در مورد نظرسنجی انتخابات

ادعای خنده آور ولي اسماعيلي نماينده گرمي در مورد انتخابات : بر اساس نظرسنجي نمايندگان از حوزه‌هاي انتخابيه مشخص شده كه احمدي‌نژاد با راي بالايي در مرحله اول به عنوان رئيس جمهور كشور انتخاب مي‌شود. منبع

۱- همه می دانند حداقل این در نظرسنجی در گرمی واقعیت ندارد .

۲- نمایندگان با کدام ابزار و امکانات نسبت به نظرسنجی اقدام می کنند ! آقای اسماعیلی توضیحی نداده اند که خودشان در گرمی چطور این کار را انجام داده اند !؟!؟

۳- حتما این نظرسنجی از همان نظرسنجی هاست که می تواند محسن رضایی را هم ریس جمهور بکند .

۴- ...

شاید منظور آقای اسماعیلی نظرسنجی از برگه های آرا است که اسم علی را می نویسند اسم ولی در می آید یا از صندوقهای سیار فقط اسم ولی درمی آید  و  . . . .

با مشاهده اقدامات ولی اسماعیلی در انتخابات مجلس هشتم خودتان می توانید اقدامات احمدی نژاد را در این انتخابات حدس بزنید.

دوشنبه یازدهم خرداد 1388 یازان: آیدین |

دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را ؟

نارضایتی شدید ترکان آذربایجان نسبت به اهانت خاتمی به تورکان و مردم تورک آذربایجان

انتشار فایل تصویری جوک خاتمی بر علیه تورکان توسط طرفداران احمدی نژاد

و اما واکنش مردم آذربایجان :

فراخوان برگزاری تجمع اعتراض آمیز دانشجویان تورک در دانشگاه تهران

بنا به اخبار واصله از دانشگاه تهران قرار است در روز یکشنبه 3/3/88 حدود ساعت 11:30 در دانشگاه تهران پردیس مرکزی تجمعی در اعتراض به توهین آقای خاتمی به ملت آذربایجان و همچنین در گرامیداشت سالروز 1 خرداد برگزار گردد.این روزها دانشجویان آذربایجانی در دانشگاهها در اعتراض به توهین آقای خاتمی به ملت آذربایجان و گرامیداشت قیامهای خرداد 85 دست به تجمعات اعتراض آمیز می زنند.

بیانیه ی شماره ی (1) دانشجویان تورک دانشگاه صنعتی امیرکبیر  در محکومیت توهین آقای سید محمد خاتمی بر ملت تورک آذربایجان

در طی چندین روز گذشته شاهد پخش مستندی از جلسه ی رجال سیاسی اصلاح طلب با محتوای توهین به ملت تورک در سایت های اینترنتی بوده ایم. محتوای اصلی این ویدئو شامل بذله گویی و گزافه گویی هایی با ادبیات وقیح نسبت به ملت غیور تورک از سوی جناب آقایان سید محمد خاتمی، مجید انصاری، اسحاق جهانگیری و ... می باشد.

آقای سید محمد خاتمی در طی 8 سال ریاست جمهوری بر بسیاری از شعار های خویش از جمله گفتگوی  تمدن ها و حقوق بشر پافشاری نموده اند. اما صراحتاً این اصول بارها از سوی شخص ایشان و همراهان مذکور در طی سال ها حضور در عرصه ی قدرت زیر پا گذاشته شده است و آنچه اخیراً نقاب از چهره ی خندان و محبت آمیز رجل سیاسی مذکور و حتی در بسطی فراتر از چهره ی ­­­­­بسیاری از رجل سیاسی این کشور برداشته است، موجبات خشم و تنفر ملت تورک آذربایجان شده است.

سال ها پیش نیز آقای سید محمد خاتمی در سخنرانی خود در شهرستان کلیبر با اشاره به نژاد اصیل آریایی مردم آن خطه را منتسب به این نژاد دانسته و تنها این نژاد را پاک و اصیل بیان فرموده اند!!! حال آنکه تاریخ گواه است که ملت آذربایجان از نژاد تورک می باشد و بر فرض محال اگر از نژاد آریایی هم باشد، این سخنان نمودی است از راسیسم (نژادپرستی) و یادآور اعتقادات رهبر نژادپرست آلمانی، آدولف هیتلر.

با نگاهی عمیق تر به اعتقادات مذهبی و نوع تحصیلات شخص آقای سید محمد خاتمی پیرامون مباحث اسلامی و روحانیت و نوع سخنان و شعار های وی درباره حقوق بشر روشن است که این گونه اهانات و بذله گویی های سخیف در جمع های پشت پرده محکوم و به صراحت مغایر با مواضع دین مبین اسلام می باشد. چگونه است که فردی بتواند در لباس روحانیت این چنین سخنانی بر زبان جاری سازد و هیچ یک از مسئولین کشور مخالفت خویش را نسبت به این عمل وقیح اعلام ننمایند؟

این چنین افرادی در نزد ملت آذربایجان محکوم می باشند و ملت آذربایجان خواستار عذر خواهی و خلع ایشان از لباس روحانیت هستند. ملت آذربایجان همچون گذشته حاضر به دفاع از هویت و حقوق قانونی خود می باشد و در این راستا توان خلق دوباره ی حماسه هایی نظیر حماسه ی خرداد 85 را دارد.

نکته ی آخر این که دانشجویان تورک دانشگاه امیرکبیر به هیچ یک از جناح ها و کاندیداهای ریاست جمهوری وابستگی نداشته و بر خود لازم می دانند به هر گونه توهین در هر مقطع زمانی پاسخ دهند و حال آنکه این مقطع، زمان انتخابات باشد یا غیر آن. آنچه مسلم است موضع صریح و قاطع دانشجویان در این گونه مسائل و ممارست و پیگیری آن ها در پی خواسته هایشان می باشد. 

 

بیانیه جمعی از فعالان حرکت ملی آذربایجان شهرستان شبستر و حومه در خصوص توهین آقای خاتمی به ملت تورک آذربایجان

سه سال پیش ملت بزرگ و تاریخ ساز تورک  آذربایجان را سوسک نام نهاده و در روزنامه رسمی دولت نهم (احمدی نژاد) روشهای  دهگانه محو سوسک ها را به هموطنان خود آموزش میداد و جواب این بی حرمتی ها خیزش عظیم و تاریخ ساز ملت آذربایجان در خرداد ماه سال 1385 شمسی بود و نقطه ضعفی برای دولت احمدی نژاد محسوب گردیده و اصلاح طلبان حکومتی به منظور کسب قدرت آن را پیراهن عثمان کرده و در محافل عمومی و خصوصی از برکات دولت نهم ارزیابی کردند . حال با گذشت  یک سال بعد  از این واقعه رییس جمهور  اصلاح طلبان در یک محفل خصوصی به ملت تورک آذربایجان و گیلانی ها توهین نموده و آنان را فاقد شعور و نادان خطاب کرده و گیلانیان را زناکار نامیده اند . و حال در ایام انتخابات ریاست جمهوری 88  رقیب اصلاح طلبان برای منظورهای معین و منافع خویش این ویدئو را جهت دید به انظار عموم گذاشته است. با این مقدمه مشخص گردید که اصولگرا و اصلاح طلب حکومتی  در مواضع شوونیستی خود علیه ملیتهای غیر فارس یکسان است هیچ فرقی بین سلطنت طلبان  فارس گرا و اصولگرایان و اصلاح طلبان و ملی مذهبی ها نبوده و شوونیسم فارس به عنوان گفتمان و مرام  مشترک ایران پرستان فارس گرا بوده و خواهد بود.

البته و صد البته مواضع  شوونیستی اصولگرایان و سلطنت طلبان و ملی مذهبیون و دیگر ایران پرستان فارس گرا در قبال ملت تورک مشخص بوده و است  اما اصلاح طلبان  حکومتی قریب به 11 سال ملل ایران به خصوص ملت آذربایجان را با واژه های دهان پرکنی مانند  حقوق شهروندی , ایران برای ایرانیان , زنده باد مخالف من , گفتگوی تمدنها , قانون گرایی و  دهها واژه  دیگر فریب داده و افکار عمومی را به خود مشغول داشته اند. و خدا را  شاکریم که مشت پلید وریا کارانه اینها هم در برابر ملت آذربایجان باز شده و ماهیت حقیقی خود را به نمایش گذاشتند. حال از توهین کنندگان در آن جلسه به خصوص آقای محمد خاتمی ( آقای گفتگوی تمدنها ) و اطرافیان چابلوسش  , خواستار  عذرخواهی از  ملت آذربایجان در  رسانه های  سراسری مانند صدا و سیما ی جمهوری اسلامی ایران و روزنامه های سراسری می باشیم و از همشهری خودمان آقای میر حسین موسوی خامنه کاندیدای  دهمین دوره ریاست جمهوری  ,  خواستار بیان مواضع صریح و شفافشان در قبال  توهین آقای خاتمی( یار انتخاباتی ایشان ) می باشیم و در صورت عدم پاسخگویی , آقای خاتمی و میر حسین موسوی و یارا نشان ,   مسئول تمام وقایع و حوادثی  است که در آینده آذربایجان اتفاق خواهد افتاد.

یاشاسین آذربایجان

محو اولسون فارس شوونیزمی

 

فعالین هویت طلب شهرستان میانه: گفتگوی تمدن ها در گفتگوی توحش ها

 من از روزی که از مادر بزادم لهجه دارم    گند دری در نظرم قند بود

بار دیگر گاف بزرگی از طرف سردسته اصلاحات (بخوانید جریان مدرن شوونیستی )، خاتمی و نوچه هایش در تئوری گفتمان تمدن ها  در  صورت گرفت . گافی که چهره حقیقی این مدعیان دروغین را بیش از پیش نمایان کرد. این جریان بارها خواسته در مجالسی که بیشتر به باغ وحش شبیه است، تورکان را نفهم و در مواردی حتی فاسد جلوه دهد .

پروسه فرافکنی گفتگوی تمدن ها در عرصه جهانی هنوز تعریفی در ذهن معیوب شوونیست هایی مانند خاتمی ، برای عرضه داخلی  بر اساس حداقل های حقوق اقوام نداشته و نخواهد داشت .

پس از گذشت سال ها بایستی تعریف جریان خاتمی از اصلاحات برای عموم ملت آشکار شده باشد . تعریفی که برمبنای حذف تمام ملت ها و قومیت ها و در نتیجه ابداع ملتی واحد بر اساس تفکر فرامرزی وپلید فارس محوری می باشد . وی همواره در کسوت روحانیت سعی در پنهان کردن افکار نژاد پرستانه خود کرده است . حال وقت آن رسیده است که روحانیون دلسوز و حقیقی پرده از چهره این خائن برداشته ، او و همراهانش را رسوا کنند که اگر چنین نشود ، ذهنیت  قشر بزرگی از جامعه نسبت به روحانیت خدشه دار خواهد شد . امید می رود که خاتمی و ارازل واوباش منسوب به او بفهمند که اگر نقاب روحانیت  را از چهره بردارند ، گفتگوی توحش ها  سزاوار آنان است نه  تمدن ها علی الخصوص تمدن بزرگ تورکان که یک دوره کوتاهش  با تمام  تمدن مجعول شوونیستی برابری می کند .

خواست های این  بیانیه  در راستای  اعاده حیثیت ملت  تورک

۱- عذر خواهی  خاتمی و تمام حاضرین در جلسه مذکور ، از ملت آذربایجان و تورکان ایران در رسانه عمومی

2-   کناره گیری خاتمی از تمام فعالیت های سیاسی و فرهنگی

3-   خلع خاتمی از لباس مقدس روحانیت

 

بیانیه دانشجویان دانشگاه آزاد واحد گرمی  پیرامون سالگرد قیام خونین خرداد 85و اتفاقات اخیر

خرداد ماه، فوران آتشفشانی است که به ظالم برانداز بودن در طول تاریخ معروف است. سرزمین شیر مردان و شیر زنانی که تا آخرین نفس از شرف و ناموس خویش دفاع کرده و آن را نه به زرش فروخته اند و نه به زورش سپرده اند.

تاریخی غرور آمیز،سرشار از شجاعت،ستار خان ها و باقر خان ها،بابک خرم دین ها و ... با کوچک ترین احساس خطر از جانب هر بیگانه ای خوب می دانند به چه وضع اش در آورند.خرداد 85که روباهان شوونیسم در پی رقص آمده بودند،زوزه ی دیاری را شنیدند که هر وجب و هر نفس زنان و مردانش تبدیل به اعتراض شده بود.خردادروز آذربایجان است.مردمانش فخرشان به این روز بزرگ است، روزی که تاریخ فرامش نخواهد کرد،چرا که ملتش خوب می داند چگونه روبهان را خفه کنند و جلوی هرگونه تعرض و تعدی و توهین به سایر ملت ها را باید گرفت

ما جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد گرمی،شنیدیم که رقص روباه دیگری اتفاق افتاده است و اینبار از سوی ریئس جمهور سابق:خاتمی و اطرافیان به ساحت مردم و ملت مسلمان آذربایجان حتک حرمت شده است.وا مصیبتا آن روز را،فردی که دایه ی گفتگوی تمدن داشت لب بر توهین به سایر ملت ها نموده است. این بود فضای گفتگو؟ الحق و النصاف شما ها مدعیانی بیش نبوده و نیستید.بد ها به حال شما،نترسیدید از خشم این ملت؟ واقعا نمی دانستید با کدامین ملت طرف حساب هستید؟  خوب شد و باید گفت زنده باد خاتمی و خاتمی ها که جهره ی واقعی این نژاد پرستان و پان فارسان را بر همگان رسوا ساخت.لازم می دانیم نکاتی چند را متذکر شویم :

1 - خاتمی و کلیه ی حاضرین آن جلسه،به هیچ وجه حق ورود به شهر های مغان (گرمی،بیله سوار،پارس آباد)را ندارند.متذکر می شویم در صورت مشاهده با یکایک این افراد برخورد های متناسب با شخصیت خودشان به عمل می آید و هر گونه برخورد را با این زالو صفتان را بر خود وظیفه می دانیم.

2-در صورت مشاهده این افراد توسط امضاء کنده گان این بیانیه در هر یک از شهر های آذربایجان(آذربایجان شرقی ،غربی،اردبیل،زنجان،قزوین،همدان،و سایر شهرهای آذربایجان...)باز مورد بند 1 لازم الاجرا خواهد شد.در ضمن دانشجویان دانشگاه آزاد گرمی این طرح را بنام آزادی ملتمان،ملی اعلام می کنند و در صورت تمایل هر دانشجویی در شهر های آذربایجان ،این برخورد با این دلغک صفتان را وظیفه ی ملی می دانند.

3-بنا به شرایط انتخابات و حمایت فرد مورد نظراز میر حسین موسوی ،صرف نظر از اینکه این قضیه می تواند یک ترفندانتخاباتی باشد،دانشجویان دانشگاه آزاد آن را یک توهین تلقی کرده و در صورت عدم واکنش جدی ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی نسبت به این مسئله،اقدام به بایکوت ستاد های انتخاباتی فرد مورد نظر در شهر های مغان خواهند نمود .

4-هجوم اراذل و اوباش در مراسم سخنرانی انصاری در تبریز به دانشجویان هویت طلب را شدیدآ محکوم نموده و بدینوسیله اعلام می داریم که این حرکت را بی پاسخ نخواهیم گذاشت.

گله جک بیزیمدیر . 

 

حجت‌الاسلام رهدار: باقر خان یک لات قمارباز بوده است!

چهارشنبه گذشته در دانشگاه صنعتی سهند تبریز مناظره‌ای بین آقای مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی به نمایندگی از حامیان مهندس موسوی و به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان و آقای رهدار استاد موسسه امام خمینی(ره) به نمایندگی از حامیان آقای احمدی‌نژاد و به دعوت بسیج دانشجویی برگزار گردید.به گزارش خبرگزاری انتخاب به نقل از آینده، در این جلسه ۳ ساعته، حجت‌الاسلام رهدار در پاسخ به سوالی که پرسیده شده بود: «مردم ما به رهبري امام خميني و با اسلام مطهري و شريعتي انقلاب كردند، پس چرا الان اسلام مصباح و جنتي را به خوردِشان مي‌دهند؟»، گفت: «من معتقدم که باید از امام و شهيد مطهری گذر کنیم. ما همان‌طوری که از مدرس گذر کردیم و به امام رسیدیم، باید از امام گذر کنیم و با منطق امام به کسی برسیم که همه امام را دارد به اضافه ده! شهید مطهری هم به رغم تمام بزرگی‌اش، فرزند زمان خویش است. ما از مطهري رد شديم و حتماً رد مي‌شويم، ترديد نكنيد لكن با مطهري و از جنس مباني مطهري. ما در حال حاضر در حوزه ده‌ها مطهری داریم، چرا گل نمي‌كنند؟! الان ببينيد گردن من روحاني چقدر كار گذاشتيد. ده برابر شهید مطهری گردن من كار گذاشتيد!»وي افزود: «آقای مصباح با خشونت و اسلحه نیامده، مسئله این‌جاست که شما هر وقت، یک فکری نو را مطرح می‌کنید، اضطراب ایجاد می‌کند.» وی سپس با توهین به باقرخان (سالار ملی) و با بیان این که براساس يك سند تاريخي وی یک لات قمارباز بوده و سر جلسه قمار هم كشته شده، نتیجه اعتراضی حاصل از این بیان را فکر نو خویش دانست و ادامه داد: «پس شما هر جا فکر نویی ببرید، خونین می‌شود. آقای مصباح قبل از این که فیلسوف باشد، یک شخصیت عرفانی است. لکن فکر آقای مصباح نو است و لازمه این فکر بر هم زدن است.»در ادامه مراسم از حجت‌الاسلام رهدار در خصوص هاله نور سوال شد. آقاي مرعشي گفتند: «اين سوال را نبايد از آقاي راهدار پرسيد. ايشان كه هاله نور را نديده‌اند.» كه آقاي رهدار گفت: «چرا اتفاقاً من هم هاله نور را ديده‌ام.» و بعد ادامه داد: «كور شوند، آن‌هایی که هاله نور را نمی‌بینند! (اعتراض دانشجویان)…مگر اعتقاد ما این نیست که امام زمان ما قائم است و نه غایب و با عرضه است و به کمک ما می‌آید؟»ایشان ادامه دادند: «فرض کنید که هاله نور آقای احمدی‌نژاد از بیخ دروغ بوده، تقوای سیاسی شما کجا رفته؟ و حتی یک بار هم نگفتید که امام زمانی هست ولی آقای احمدی‌نژاد برای خودش دکان درست می‌کند.»وی این بحث را دعوای مصداق و حکم دانست و افزود: «ما ۲ جاده داریم، یکی جاده‌ای که راست است و عده‌ای ممكن است در آن کج راه بروند و دیگری جاده کجی که ممکن است یک عده در آن راست راه بروند. احمدی‌نژاد اولی است و شما دومی. اگر امام زمانی باشد و با عرضه باشد، منطقاً باید در جلسه‌ای که در مقابل نماینده ارزش‌ها شعار می‌دهند و جلسه‌اش را ترک می‌کنند، امداد کند. چه کسی گفته نباید از ارتباط با امام زمان حرف زد؟ عقل من آن هاله نور را دیده و می‌بیند.»آقای مرعشی نیز گفت: «اولاً خود آقای احمدی‌نژاد هاله نور را تکذیب کردند. ثانیاً امام زمان متعلق به همه است و آقای احمدی‌نژاد باید پاسخ کارکرد خود را بدهد و کسی حق ندارد از مقدسات کشور به نفع خودش استفاده کرده و آن را وجه‌المصالحه بازی‌های سیاسی کند. این‌ها همگی توهم است و واقعیت ندارد. بیمارستان‌های روانپزشکی آلمان هم پر است از کسانی که مدعی‌اند، ما هیتلریم!.»

 

بیانیه دانشجویان دانشگاه زنجان در محکومیت اهانت‌های اخیر سیدمحمد خاتمی به ملت آزربایجان

همواره یکی از ابتدایی‌ترین و مهمترین شیوه‌های استعمارگران برای ابقای تسلط بر مستعمرات خود استفاده از ابزار الیناسیون(از خود بیگانگی) بوده است. بدین صورت که از ابزار و قدرت خود استفاده کرده و ملل تحت استعمار خود را به نحوی از هویت خود دور می‌سازند، چرا که وقوف ملل تحت استعمار به هویت خود و آشنایی با فرهنگ خود مقارن با برچیده شدن استعمار و استعمارگر خواهد بود. و یکی از بزرگترین و مؤثرترین راهکارها برای الیناسیون ایجاد حس هویت‌گریزی با ابزارهای مختلف همچون تحقیر و توهین است.

رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی نیز چنین سیاست‌های کثیفی را در طول حکومت هشتاد و اندی ساله خود بر ملت آزربایجان اعمال داشته‌اند و می‌دارند و با آزربایجان بمثابه مستعمره خود رفتار کرده‌اند. هر چند جمهوری اسلامی در اجرای این سیاست کثیف، نسبت به پهلوی، روند محتاطانه‌تری را پیش گرفته ولی هر از چندگاهی نمود ظاهری پیدا کرده است؛ و در واقع آنچه که در صداو سیما و، هرچند وقت یکبار، در مطبوعات جمهوری اسلامی مشاهده می‌شود، نمود این سیاست‌های راسیستی و شوونیستی هستند که در روزنامه ایران به اوج خود رسید و جرقه و بهانه‌ای شد برای فریاد دردهای فروکوفته آزربایجان، و چهره واقعی و کریه پشت لعاب مذهب رژیم را هر چه بیشتر نمایان ساخت. و حال مشاهده می‌شود کسی که 8 سال به عنوان رئیس بزگترین نهاد اجرایی کشور حضور داشته و 8 سال منادی گفتگوی تمدن‌ها اقدام به چنین عمل سخیفی می‌کند و بار دیگر نشان از واحد بودن این سیاست کثیف در بین همه دولتمردان جمهوری اسلامی می‌دهد که البته مسئله چندان عجیبی نیست، چرا که خاتمی نیز در واقع دست‌پردورده سیاست‌های جهوری اسلامی است که اساس آن بر نژادپرستی و آزربایجان‌ستیزی بنا نهاده شده است.

ما دانشجویان تورک دانشگاه زنجان این اقدام سخیف آقای خاتمی را به شدت محکوم کرده و خواستار معذرت‌خواهی رسمی وی هستیم و به کلیه دولتمردان جمهوری اسلامی اعلام می‌داریم؛ "حرکت ملی آزربایجان" همواره مقصد و آمال مردمان آزاده آزربایجان را به عنوان سیاست‌های راهبر خود انتخاب کرده و از آنجایی که چنین مطالباتی کاملا با طبیعت حق‌طلبانه هر آزربایجانی انطباق دارند، بنابراین در طول تاریخ گسترش و تعمیق یافته و چنین پیشرفتی متداوما در جریان هست و خواهد بود و هر سیاستی که بخواهد این مطالبات را لگدکوب کند، محکوم به شکست و خواری است.                                 

                                                                                                                                     گله جک بیزیمدیر

 

حمله نیروهای ضد شورش به تظاهرات مردم تبریزو بازداشت و ضرب و شتم گسترده مردم

 آداپ: تظاهرات مردم تبریز که صبح روز جمعه ۱ خرداد ۸۸ در سومین سالگرد تظاهرات مردم آذربایجان بر علیه کاریکاتور چاپ شده در روزنامه دولتی ایران برگزار شد با دخالت و حمله نیروهای ضد شورش و با پرتاب گاز اشک آور به سوی تظاهرات کنندگان به خشونت کشیده شد.

بر اساس اخبار رسیده به انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ)درجریان این تظاهرات تعداد زیادی از تظاهر کنندگان بازداشت و مجروح و به مکان نامعلومی منتقل شده اند که از این میان می توان به بازداشت علیرضا فرشی (استاد دانشگاه)، علی اسلامی، اصغر چمنی، بایرام خالق زاده، سجاد قاراباغلی و وحید آقاجانی و همسرش سحر فتحی به همراه هاله فتحی اشاره کرد.همچنین فردین مرادپور، وحید علیزاده، اکبر محمدی و قادر همتی در جریان حمله نیروهای ضد شورش به شدت مجروح شده و از سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست.

به گفته شاهدان عینی صبح امروز جمعه ۱ خرداد ۸۸ راهپیمایی خانوادگی که از سوی اداره کل تربیت بدنی استان آذربایجانشرقی در مسیر راهنمایی تا پارک ائل گولی برگزار شده بود به تظاهرات مردمی با شعارهای هویت طلبانه بدل شد و مردم با دادن شعارهای "تورک دیلینده مدرسه اولمالیدیر هر کسه" و " یاشاسین آذربایجان" خواستار حقوق زبانی خود شدند.

به گزارش شبکه سه صدا و سیمای ایران تعداد شرکت کنندگان در این راهپیمایی حدود ۳۰۰هزار نفر تخمین زده می شود.بدنبال سر دادن شعار های ملی از سوی این راهپیمایان و تبدیل این راهپیمایی به تظاهرات عظیم مردمی، نیروهای ضد شورش با حمله به مردم و ضرب و شتم آنها با پرتاب گاز اشک آور سعی در متفرق کردن مردم داشته اند.

اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال می گردد

 

انعکاس اخبار اعتراض به حضور مجيد انصاري در تبريز در روزنامه اعتماد ملی

 روزنامه ی اعتماد ملی 2 خرداد 88 در صفحه ی مربوط به سیاست خود این چنین به مسئله ی اعتراض هویت طلبان به حضور مجید انصاری در تبریز پرداخته است:" سخنراني مجيد انصاري به دليل مخالفت "آذري‌زبان‌ها" در تبريز انجام نشد. مجيد انصاري كه به قصد سخنراني جهت حمايت از ميرحسين موسوي به تبريز رفته بود، نتوانست در اين شهر سخنراني كند.علت اين امر پخش گسترده يك فيلم كوتاه از يكي از جلسات خصوصي منتسب به سيدمحمد خاتمي بود كه مجيد انصاري نيز در آن جلسه حضور داشته است. خاتمي هنوز انتساب اين فيلم به خود را تاييد نكدره است. در آن جلسه از قرار معلوم سيدمحمد خاتمي يك لطيفه بيان مي‌كند كه برخي آن را توهين به آذري‌زبان‌ها قلمداد كرده‌اند. مجيد انصاري كه اواخر هفته گذشته جهت سخنراني به تبريز رفته بود، نتوانست سخنراني كند. يكي از اعضاي ستاد انتخاباتي اكبر اعلمي نيز از اعتراض شديداللحن اعلمي نسبت به حضور مجيد انصاري و علي عبدالعلي‌زاده در تبريز خبر داد و گفت كه اعلمي در سخنراني خود نسبت به حضور آنان اعتراض كرده و گفته است آنها كه چنين مسائلي را به آذري‌زبان مطرح مي‌كنند چرا به اين استان سفر كرده‌اند..."

 

شنبه دوم خرداد 1388 یازان: آیدین |

اکبر اعلمی : چنانچه قانون بطور کامل اجرا نشود نامه سرگشاده اینجانب خطاب به رهبری منتشر خواهد شد.

لااقل نمایش رسیدگی به صلاحیت ها را کامل اجرا کنید!


گرچه دست اندرکاران برگزاری انتخابات ریاست جمهوری از یکماه قبل اسامی کاندیداهای دستچین شده حکومت را از طریق صدا و سیما و رسانه های حکومتی و نیمه حکومتی به مردم معرفی کرده بودند ،اما انتظار می رفت که برای حفظ ظاهر هم که شده به نمایش رسیدگی به صلاحیت کاندیداها رنگ قانونی داده و سناریوی از پیش تعیین شده را مطابق با قوانین مصوب باجرا در آورند. اما تبانی اصلاح طلبان و اصولگرایان حکومتی برای تائید صلاحیت چهار سوگلی حکومت و بایکوت خبری و حذف غیرقانونی و غریبانه سایر داوطلبان واجد شرایط به حدی تهوع آور بود که برخلاف دوره های قبل حتی یکی از اشخاص و رسانه های مدعی اصلاح طلبی بخود اجازه نداد تا به روند بررسی غیرقانونی صلاحیت ها معترض شود و لذا شادمان از روند موجود و حذف رقبای شاخص ،سکوت مفتضحانه را بر اجرای قانون و عدالت ترجیح دادند!

 بموجب قانون ماده واحده لزوم رسيدگي دقيق به شكايات داوطلبين رد صلاحيت شده در انتخابات مختلف مصوب 22/8/1378  مجمع تشخیص مصلحت نظام:

"كليه مراجع رسيدگي كننده صلاحيت داوطلبان در انتخابات مختلف ( به استثناي انتخابات خبرگان رهبري كه مطابق اصل 108  قانون اساسي خواهد بود ) موظف اند صرفاً براساس مواد قانوني و براساس دلايل و مدارك معتبر كه توسط مراكز مسئول قانوني به مراجع اجرايي و نظارتي ارسال شده است ، به بررسي صلاحيت داوطلبان بپردازند و چنانچه صلاحيت داوطلبي را رد كردند بايد علت رد صلاحيت را به شرح زير با ذكر مواد قانوني مورد استناد و دلايل مربوط ، به داوطلب ابلاغ نمايند

1-مستندات قانوني بايد به صورت كتبي به داوطلب اعلام گردد

در صورت درخواست داوطلب بايد دلايل و مدارك رد صلاحيت نيز توسط مرجع رسيدگي كننده به ترتيب زير به اطلاع وي رسانده شود.

الف – در كليه موارد  به استثناي بندهاي ‹‹ ب ، ج و د ›› دلايل و مدارك كتباً به اطلاع وي مي رسد

ب – در موردي كه دلايل و مدارك ، با عفت عمومي و يا هتك حيثيت اشخاص مرتبط مي شود ، چنانچه شخص داوطلب در معرض هتك باشد دلايل و مدارك حضوراً به اطلاع وي مي رسد و در صورتي كه پس از اطلاع حضوري  في المجلس به طور كتبي تقاضا كند دلايل و مدارك مربوط ، كتباً به وي ابلاغ مي شود.

ج – چنانچه ذكر دلايل و مدارك علاوه بر هتك حيثيت داوطلب متضمن هتك فرد يا افراد ديگر باشد ، دلايل و مدارك فقط حضوري به اطلاع داوطلب مي رسد.

د – در مورد مربوط به امنيت ملي اعلام دلايل و مدارك و نحوه اعلام آنها به داوطلب به تشخيص كميسيوني با عضويت رئيس ستاد فرماندهي كل قوا و وزير اطلاعات و وزير كشور خواهد بود.

تبصره 1- ذكر منابع ارائه دهنده اطلاعات مذكور ، به تشخيص مرجع رسيدگي كننده خواهد بود.

تبصره 2- مراجع رسيدگي كننده به شكايات داوطلبان رد صلاحيت شده مكلف اند به شكايات داوطلبان رد صلاحيت شده دقيقاً رسيدگي نموده و نتيجه را به داوطلب و مجريان انتخابات اعلام نمايند . در صورت تقاضاي داوطلبان رد صلاحيت شده اولين مرجع رسيدگي كننده به شكايات ، حسب مورد موظف است ، توضيحات و دفاعيات آنان را استماع نمايند."

 با وجود اینکه در این سناریوی از پیش تعیین شده اسامی چهار نامزد تائید صلاحیت شده مورد نظر هیات حاکمه رسما به اطلاع عموم رسیده ،اما تا این لحظه رد صلاحیت و دلایل و مدارک آن به اینجانب ابلاغ نشده است!!

در کشوری که پاسداران قانون اساسی و مجریان قانون آن ،آشکارا قوانین خود تصویب کرده را اینچنین زیر پا می نهند ،چگونه می توان از شهروندان آن کشور انتظار داشت که به قانون مصوب آنها احترام نهند!؟ بقول افلاطون زمامداران یک کشور به منزله رود خانه های بزرگی  هستند که از آنها نهرها منشعب می شود. شور و شیرینی آب نهرها تابع تلخی یا گوارائی آب رودخانه است!

نکته جالبتر اینکه حتی اصلاح طلبان حکومتی و رسانه هایشان و نیز پیر و مرشد و مراد آنها که هرجا منافعشان ایجاب کند ،فریاد قانونگرائی اشان گوش فلک را کر می کند ،نیز در این وانفسا در راستای منافع زودگذر خود ترجیح داده اند که تجاهل و تغافل و همنوائی با قانون شکنان را   اختیار کرده و نقدا در برابر این قانون شکنی طریق بی خیالی را بپیمایند تا فردا چه پیش آید!!

چنانچه قانون فوق بطور کامل اجرا نشود نامه سرگشاده اینجانب خطاب به رهبری منتشر خواهد شد.

شنبه دوم خرداد 1388 یازان: آیدین |

متن سخنرانی اکبراعلمی در دانشگاه تهران

با وجود اینکه قبلا محل سخنرانی اکبر اعلمی در تالار ابن خلدون تعیین شده بود ،یکساعت قبل از برگزاری مراسم اعلام شد که تالار مذکور در حال تعمیر است و به همین سبب پس از پیگیری های مستمر عاقبت مسئولان امر محل دیگری را برای سخنرانی در نظر گرفتند که گنجایش دانشجویان حاضر را نداشت و در نتیجه بسیاری از دانشجویان ناگزیر شدند که ایستاده در راهروی منتهی به  سالن به سخنرانی اعلمی گوش فرادهند!

کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که با دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در این دانشگاه حضور یافته بود ،در جمع دانشجویان اظهار داشت ،نظر باینکه هر فردي كه در اين كشور رئيس جمهور می شود ناگزیر در پيشگاه قرآن به خداوند قادر متعال سوگند ياد مي كند كه از قانون اساسي و از حقوق ملت دفاع بکند لاجرم من هم سعي مي كنم كه در چارچوب همين قانون اساسي جمهوري اسلامي عرايضم را به سمع و نظر عزيران برسانم.

عضو سابق کمیسیون امنیت ملی با اشاره باینکه 30 سال قبل نظامي طراحي شد كه نقشه راه آن در قانون اساسي تبیين و تدوين شده است گفت ؛مختصات اين نظام در قالب 177 اصل مذكور در قانون اساسي موجود بیان شده است که البته بعد از بازنگري هم دچار تغييراتي گردید. در مقدمه اين قانون اساسي نوشته شده است كه 95.5 درصد شرکت کنندگان در همه پرسی به این قانون راي دادند و در جاي ديگر هم اشاره شده است كه 98.2 درصد به نظام جمهوري اسلامي راي دادند. اعلمی با بیان اینکه بنده هم به عنوان شاهد و ناظر آنروز شهادت مي دهم كه اكثريت مردم از اين قانون اساسي و نظامي كه در آن وعده هاي آرماني داده شده بود استقبال كردند افزود قبل از اينكه وارد بحث اصلي بشوم مایلم دوستان حاضر پاسخ دهند که اگر امروز در مورد همین قانون از شما نظرخواهی بشود به عنوان افراد یك جامعه آماري کوچک نظر شما چيست. چند درصد راي مي دهید؟  در پی این پرسش اعلمی بعضی از دانشجويان پاسخ دادند 2 درصد.

  نماینده سابق مجلس شورای اسلامی گفت من در نقاط مختلف وقتي این سوال را مطرح مي كردم پاسخ مثبت بين 1 تا 5 درصد در نوسان بود که البته این رقم الزاما به سایر نقاط و جوامع آماری قابل تعميم نيست. اکنون این پرسش مطرح می شود که چرا چنين وضعيتي به وجود آمده و استقبال از 2/98 در صد به عددی بسیار کمتر تنزل یافته است؟ دو احتمال وجود دارد؛

نماینده سابق تبریز افزود یا قانون اساسي 30 سال قبل و قانون اساسي كه بعد از سال 1367 بازنگری شده دیگر مورد تائيد مردم نيست و یا اینکه قانون اساسي مورد تاييد مردم هست اما عملکرد مجريان قانون اساسي به گونه اي بوده است که اسباب انحراف از قانون و در نتیجه نارضایتی نسل حاضر را پدید آورده است.

اعلمی با تاکید بر اینکه بنده به عنوان يك حقوق دادن و به عنوان فردي كه  8 سال قانون گذار بوده و در مجلس شوراي اسلامي 8 سال عضو كمسيون امنيت ملي و سياست خارجي بوده است مطمئن هستم علیرغم  همه ضعف های موجود در قانون اساسی و علیرغم همه انتقاداتی كه نسبت به برخي  از اصول اين قانون وجود دارد ،در صورتی که 177 اصل همين قانون اساسي به طور كامل به اجرا درآید اگر از مردم نظرسنجي و نظرخواهي بشود قطعا بالاي 50 درصد به آن راي خواهند داد درغیر اینصورت يقين دارم كه در شرايط كنوني با توجه به رفتار هيات حاكمه و اركان قدرت در همه پرسی جدید كمتر از 50 درصد به آن رای خواهند داد ادامه داد 30 سال قبل واضعان قانون اساسي و مهندسين نظام جمهوري اسلامي با اين انگيزه این نظام را با مختصات مذكور در قانون اساسي طراحي كردند كه نظام مذکور علاوه بر اينكه قادر به مقاومت در برابر زلزله هاي سهمگين 10 ریشتري سياسي ،اجتماعي  فرهنگي و اقتصادي باشد بلکه بتوانند خاستگاه نظام یعنی انقلاب اسلامی و آرمان های آنرا به خارج از مرز هاي ايران هم صادر كنند ،اما متاسفانه به دلايلي كه خدمتتان عرض خواهم كرد اکنون در شرايطي قرار گرفته ايم كه حتي رهبري نظام اعلام می کنند كه ما در معرض تهاجم فرهنگی هستيم به عبارت دیگر انقلابي كه قرار بود فرهنگ خودش را صادر بكند در درون نظام و در درون كشور گرفتار نوعی رعشه سیاسی و مورد تهدید فرهنگ مهاجم واقع شده است!

نماینده مجلس ششم پس از آنکه رفتار و عملكرد برخي از متوليان امر را علت پیش آمدن شرايط فعلي كشور و قرار گرفتن در آستانه نوعي بحران عدم مشروعيت و عدم مقوليت اعلام کرد ، سپس با طرح این سوال که بدبيني نسبت به قانون اساسي چرا ايجاد شده است ، پاسخ داد؛ قانون اساسی جمهوری اسلامی 177 اصل دارد يك فصل آن مربوط به حقوق ملت است. متاسفانه از ابتداي انقلاب به اين طرف در اثر عوامل درون زا و برون زا عده ای از مسئولين برخلاف شعارهاي اول انقلاب از مردم فاصله گرفتند و پس از انقلاب قدرت روز به روز در مقام فربه ترشدن خود برآمد و در نتیجه به تقویت اختيارات خود و اركان قدرت پرداخت و در ازای تقویت خود ،از دامنه قدرت ،حقوق و اختیارات ملت كاست.  به همین سبب با وجود اين كه در قانون اساسي حقوق و اختيارت مردم بطور نسبتا وسیعی مورد تاكيد قرار گرفته است اما متاسفانه مشاهده می شود که حاكميت و اركان قدرت از حداکثر ظرفيت هاي مربوط به حقوق و اختيارات خود و حتی بیش از آن بهره مند می شود تا جائي كه اختيارات رهبري در قانون اساسی را كف اختيارت ولی فقیه معرفی می کنند در حالي که اختيارت مذکور دراصل 110 قانون اساسي سقف اختیارات مقام رهبری است و به صورت حصري  بیان شده است. باین هم اکتفا نشد و زماني كه آقاي هاشمي رفسنجاني بعد از دو دور رياست مجلس قصد داشتند که رئيس جمهور شوند به فکرا صلاح قانون اساسي و افزايش اختيارت رئيس جمهور افتادند و در این میان تنها چيزي كه  مظلوم و مهجور واقع شد اصولي است كه ناظر به حقوق مذکور در فصل حقوق ملت است.

نماینده سابق مجلس با ذکر اینکه ابتداي انقلاب فونداسیون نظام جمهوري اسلامي بر پايه 4 ركن اصلي استقلال ،آزادي  ،جمهوريت و اسلاميت ریخته شد گفت اما اگر از استقلال صرف نظر بكنيم كه البته  در وجوهي هم متاسفانه نتوانتسيم به استقلال كامل برسيم زیرا استقلال تنها معطوف به استقلال سياسي نيست و باید همه ابعاد آنرا مد نظر قرار داد ،اعلمی افزود در حالیکه ظاهرا وانمود می کنیم که استقلال سياسي خود را سفت چسبیده ایم اما از حیث اقتصادی کم و بیش وابسته شده ایم. با این وصف با وجود اینکه از حيث استقلال سیاسی پيشرفت هاي داشته ايم اما متاسفانه 2 ركن مهم نظام جمهوري اسلامي كه ناظر بر جمهوريت و آزادی است  پيوسته مورد غفلت مسئولان قرار گرفته و اسلاميت آن هم متاسفانه مبتني بر نوعي قرائت خاص از مذهب شده است. بنابراین اگر از استقلال صرفنظر کنیم من معتقدم كه در مواردی به جمهوريت و آزادي هاي مشروع و مصرح در قانون اساسي خدشه وارد شده و حتی گاهی مورد تهدید و تحدید و تعرض قرار گرفته است.

این کاندیدای ریاست جمهوری در توضیح اسلام مورد نظر خود گفت ؛اسلامي كه ما از آن شناخت داشتيم و بر پايه اوامر و نواهي شرعی و دینی استوار است ،متاسفانه فاصله گرفته ايم. اسلامي كه امثال من پيش از انقلاب برای آن مبارزه می کردند ،مبتني بر عدل علي بود ،به این معنا كه وقتي طلحه و زبير برای امر شخصی به حضرت علي (ع) مراجعه می کنند حضرت شمع را خاموش می کند تا مبادا به اندازه نور یک شمع هم به بيت المال خسارتي وارد شود ،بنابراین عدالت علي را می توان در خاموش کردن شمع بيت المال هم مشاهده کرد. اما متاسفانه در این کشور مشاهده می کنیم که گاهی شتر را با بارش یکجا می برند!

اعلمی در تبیین مشخصه ديگر اسلام افزود وجه دیگر اين اسلام را هم من در برخورد آن عرب باديه نشين با خليفه دوم مي بينم؛ وقتي عمر بالاي منبر خطاب به مردم مي گوید که ايهاالناس اگر من از مسير راست منحرف شوم چه خواهيد كرد آنقدر اسلام به مردم جسارت و كرامت انسانی عطا کرده است كه آن عرب باديه نشين در برابر خلیفه مقتدر برمی خیزد و در حالیکه شمشير را از نیام برکشیده در پاسخ او می گوید درصورت انحراف با شمشير كجم ترا راست خواهم كرد!

نماینده مردم تبریز در مجالس ششم و هفتم با اشاره باینکه در قانون اساسي دو اصل وجود دارد كه منطبق بر ارزش های دمكراسي است افزود؛ دمكراسي يعني تن دادن به حاكميت مردم، با وجود اینکه قانون اساسي ما این وجه از دمكراسي را پذيرفته است اما به محض اینکه اسم دمكراسي می آید برای بعضی ها مانند این است که از طاعون یاد می کنید .به موجب اصل 56 قانون اساسي حاكميت مطلق از آن خداست و هم او بشر را بر سرنوشت سياسي و اجتماعي خود حاكم كرده است و هيچ مقامي حق ندارد اين حق را از انسان سلب كند. هيچ مقامي اطلاق دارد یعنی نه رهبري  نه رئيس جمهور نه قوه مقننه نه قوه قضائيه مجاز نیستند که حق حاكميتی كه از ناحيه خداوند و خالق بشر به او تفويض شده است را از انسان سلب کنند. طبق این اصل اين مردم هستند كه تصميم مي گيرند نظام چه مختصاتی داشته باشد و اين مردم هستند كه تصميم مي گيرند چه كسي رئيس جمهور و چه كسي نماينده مردم باشد. اما فيلتري را ایجاد کرده اند كه 12 نفر با استفاده از ابزاري به نام نظارت استصوابي بجای 70 ميليون نفر تصميم مي گيرند كه چه كسي صلاحيت نمايندگي و كانديدا شدن برای رياست جمهوري را داراست ،در حالیکه این روند دقيقا در تعارض با اصل 56 و اصل 6 قانون اساسي است که مقرر داشته است اداره امور كشور بايد با اتكاي آراي عمومي صورت بگيرد از راه انتخابات ، نگفته از راه انتصابات. پس هر اقدام و هر تصميم و هر تدبيري كه بوي انتصاب بدهد مغاير با اصل 6 قانون اساسي است .

اعلمی گفت اصل 9 قانون اساسي هم دچار همین سرنوشت شده است: به موجب اصل نهم ،در جمهوري اسلامي ايران ،ازادي استقلال و وحدت تماميت ارضي از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است هيچ فرد يا گروهي يا مقامي حق ندارد به نام  استفاده از آزادي و استقلال سياسي ، فرهنگي ،اقتصادي ون ظامي به تماميت ايران كمترين خدشه اي وارد كند. اين بخش خيلي پر رنگ اجرا مي شود يعني اگر نفس بکشید ممکن است بعضی ها به شما بگویند که با این کارتان تماميت ارضي ،استقلال و وحدت ملي به خطر می افتد.

اما قسمت اخير این اصل اغلب مهجور واقع می شود آنجا که تاکید می کند ، هيچ مقامي حق ندارد ، به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور هر چند با وضع قوانين و مقررات آزادی های مشروع را سلب كند، نگفته بعضي از مقامات حق دارند یلکه تاکید می کند هیچ مقامی حق ندارد. قوانيني كه تو همين مجلس تصويب مي شود بعضا آزادي ها را در قالب قانون سلب مي كنند تا آنجا كه برای حجاب و نحوه پوشش و لباس مردم هم قانون وضع می کنند. حتي به اينترنت هم كه الان در تمام دنيا مثل اسباب بازي رایج شده نفوذ كرده اند.

در ادامه نماینده سابق مجلس به اصل 8 قانون اساسي اشاره کرد و گفت در حالي كه اصل امر به معروف و نهي از منكر اساسا ناظر به انتقاد و امر به معروف و نهي از منكر مردم نسبت به حكومت است ،نه حكومت نسبت به مردم ،قسمت اول این اصل از طريق صدا و سيما و رسانه هاي حكومتي اعمال مي شود اما قسمت دوم آن تعطیل است تا جائی که حتی فردی مانند من كه 8 سال نماينده این کشور بودم صدا و سيما را از بنده دریغ می کردند تا مبادا مشكلات و ناهنجاري ها و نابساماني هائي را كه مشاهده مي كنم به سمع و نظر مردم برسانم.

این حقوقدان با اشاره به اصل 3 قانون اساسي گفت این اصل براي نيل به اهداف مذكور دراصل دوم ،دولت جمهوري اسلامي ايران را موظف کرده است تا همه امكانات خود را براي اموری مانند ؛محو  هر گونه استبداد ،خودكامگي و انحصار طلبي بکار ببرد. کلمه "هر" بکار برده است  نمي گوید بعضي و هیچگونه قيد و استثنائی را هم ذکر نکرده است اما متاسفانه تو اين مملكت بعضی از مديران كل هم برای خودشون يك ديكتاتور هستند تا چه برسد به آقاي احمدي نژاد كه حتي از مجلس هم احساس بي نيازي مي كند به همين خاطر وقتي گزارش ديوان محاسبات توسط  نيروهاي موسوم به اصولگرا در مورد بودجه سال 84 منتشر می شود می گویند كه حدود 4 هزار مورد انحراف از قانون بودجه در آن وجود دارد، نمي دانم در اين قانون بودجه چند تا كلمه وجود دارد كه 4 هزار تا انحراف از آن صورت گرفته است!

وی افزود در واقع اين رفتار خود به تنهائی نشان دهنده نوعی خودكامگي است ،خودكامگي که ديگر شاخ و دم ندارد. اگر ما به رژیم سلطنتی نه گفتيم براي مخالفت با خودكامگي بود ،ما به محمد رضا شاه پهلوي از اين جهت نه گفتيم كه آدم مستبد و ديكتاتوری بود و در كشور خفقان ايجاد و آزادي ها را محدود و سركوب كرده بود. لذا قرار نبود كه تنها مهره ها عوض شوند بلکه مقصود تغییر مناسبات شاهنشاهي بود و اینکه با تغییر رژیم شاهنشاهی بعد از سالها و قرن ها مردم اجازه نفس كشيدن پبدا بكنند و بر سرنوشت سياسي ،اجتماعي ،فرهنگي و اقتصادي خودشان حاكم بشوند.

اعلمی در تشریح دليل دیگری كه باعث نارضايتي مردم شده است گفت ؛ از ابتداي انقلاب به اين سو تنها اعضای يك كلكسيون كمتر از 200 نفر قدرت را همچون گوئی در اختيار خودشان گرفته اند  با یک حساب سرانگشتی ما براورد كرديم که از ابتداي انقلاب تا کنون گردش نخبگان حكومتي و ابزاري در كشور به طور متوسط سالانه 100 نفر بوده که در مجموع 3 هزار نفر شامل وزير،رئيس جمهور، معاون رئيس جمهور، معاون وزير ، مديركل ، استاندار، بخشدار، فرماندار و نظایر آن می شود ،یعنی 70 ميليون ايراني را يك كلكسيون 200 نفري اداره می کنند و اين نخبگان ابزاري و حکومتی هستند كه يك الیگارشی غير قابل نفوذ و آهنين را در كشور ايجاد كرده اند و لذا امكان نفوذ به عرصه قدرت براي ديگران يا ناممكن است يا  با دشواري مواجه مي شود. حال آنکه  اداره امور كشور با اتكاي آراي عمومي و حاكميت مردم بر سرنوشت خود موضوع اصول 6 و 56 قانون اساسی مستلزم اين است كه اين  انحصار طلبی از میان رفته  و 70 ميليون ايراني بتوانند با اراده آزاد خود برسرنوشت خودشان از طريق انتخابات و استفاده از حق انتخاب شدن ازاد و انتخاب كردن آزاد حاكم بشوند.

این وکیل پایه یک دادگستری با بیان اینکه امثال بنده چون سرسپزده قدرت نیستیم و متفاوت با دیگران عمل می کنیم بلافاصله يك مهر عدم اعتقاد عملي به اسلام و نظام عدم ابراز وفاداري به قانون اساسي و ولايت فقيه مي زنند تا براي هميشه از صحنه قدرت حذف بشویم افزود؛ بنده بعد از 17 سالگي مرتب نمازم را مي خوانم و به توصیه قران که می گوید قولوا لااله الله تفلحوا ، بارها گفه ام لااله الا الله و روزي 10 مرتبه هم در نماز یومیه مي گویم "اياك نعبد و اياك نستعين" یعنی فقط ترا مي پرستم و تنها از تو استعانت مي جويم و اتفاقا به همین دلیل هم نمی توانم در برابر مقامات سر كج كنم و از زماني كه متولد شدم بصورت ژنتیکی مهرهاي گردنم هم يک جوري طراحي شده است که سرم از یک حدی بیشتر كج نمي شود و فقط در برابر خدا است كه می توانم تعظيم کنم و اگر قرار باشد در اين كشور صرفا به دليل تعظيم نکردن دربرابر بعضی از مقامات امثال ما رد صلاحيت بشویم ،من افتخار مي كنم به اينكه فاقد التزام عملي به آن چيزي هستم كه مد نظر شوراي نگهبان است!

در ادامه این سخنرانی اعلمی گفت انتخابات رياست جمهوري نزديك است و 4 نفر كانديداي حكومتي را معرفي كرده اند که صبح تا شب هم راديو تلويزيون به كمك بي بي سي همين 4 نفر را تبليغ مي كنند. با توجه باینکه بيش از 400 نفر ثبت نام كرده اند این رفتار صدا و سیما ،بی بی سی و روزنامه های حکومتی و نیمه حکومتی به منزله این است که قبل از آنکه شوراي نگهبان با استفاده از ابزار نظارت استصوابيش اظهار نظر کند آنها منهاي 4 نفر كانديداي حكومتي بقیه را رد کرده اند یعنی این رسانه ها جايگزين شوراي نگهبان شده اند و استدلالشان این است که چون بجز این چهار نفر بقیه رد خواهند شد ما هم باید تنها روی همین چهار نفر مانور بدهیم!

وی افزود این 4 نفر هميشه در قدرت بوه اند در دوره جوانيشان با تمام  انرژي و پتانسيلي كه داشتند تلاش خود را کرده اند و نتیجه همین است که با آن مواجه هستیم . دموكراسي ايجاب مي كند که افراد امتحان پس داده به کناری رفته و جای خود را به دیگران بدهند. اعلمی ادامه داد ؛خوشبختانه كشور هم با قحط الرجال مواجه نيست و 70 ميليون ايراني داريم ،حدود 5 ميليون نفر ايراني در خارج از كشور داريم كه بسياري از اينها جزو نخبگانند و براي ايران افتخار آفرين بوده اند. 70 ميليون ايراني داریم كه گمنام باقی مانده اند ،شرط نجات كشور و شرط انجام اصلاحات و شرط عبور از بحراني كه در حال حاضر با آن مواجه هستيم اين است كه فردي رئيس جمهور شود که سرسپرده باندهای قدرت نباشد و خارج از كلكسيون دستچین شده قدرت قرار داشته باشد به بیان دیگر شرط انجام اصلاحات در اين است كه افرادي قدرت را در دست بگیرند كه كارنامه آنها حاكي از اصلاح طلب واقعی بودن آنها باشد و بجای آنکه سرسپرده حاكميت باشند خود را تنها  مديون و مرهون  و وامدار ملت بدانند. قهرا فردي كه به كمك مافياي ثروت و قدرت به قدرت مي رسد اين شخص نمي تواند وضع موجود را كه وضع نامطلوب است به سمت وضع مطلوب تغيير دهد زیرا وضع نامطلوب موجود مرهون عملكرد اعضای همين باند و همين كلكسيون قدرت است.

این کاندیدای ریاست جمهوری گفت؛ در هر دوره يک نفر را مي آورند و بلاتشبیه مانند لاك پشت رنگ مي کنند و به جاي پژو پرشيا به خورد ملت مي دهند. از ابتداي انقلاب به اين طرف عده ثابتی با عناوینی مانند اصولگرا ، اصلاح طلب ،خط امامي و دانشجوي پيرو خط امام و نظایر آن در عرصه قدرت حضور داشته اند  و فقط در هردوره متناسب با شرایط زمانی و مکانی رنگ عوض کرده اند و فقط لباسشان را تغيير داده اند. با تغيير لباس مملكت درست نخواهد شد بلکه تنها با تغيير فكر و انديشه و با تغيير روابط و مناسبات ناسالمي كه در كشور وجود دارد و با جا به جا كردن قدرت و با آماده كردن شرایط لازم براي ورود 70 ميليون ايرانی گمنام به میدان تنگ قدرت مي توان اميدوار شد كه كشور ما رنگ اصلاحات بخود ببیند و در این صورت است که اصول متروک و مهجور مانده قانون اساسی عملياتي خواهد شد و جمله آخر اینکه گشایش کشور و بهبود اوضاع در گرو اين است كه بجای اینکه حاكميت اراده خودش را بر مردم تحميل كند مردم قادر شوند که خواست و اراده خودشان را به اركان قدرت و هيات حاكمه  تحميل كنند.

سخنان اعلمی بارها با تشویق دانشجویان قطع شد. در ادامه این نشست اعلمی به پرسش دانشچویان پاسخ داد.

چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |

پوپولیسم در هر لباسی که باشد زشت و ناپسند است!

در دیدار جمعی از دانشجویان دانشگاه ها با اکبر اعلمی عنوان شد:

پوپولیسم در هر لباسی که باشد زشت و ناپسند است!



در دیدار جمعی از دانشجویان دانشگاههای امیرکبیر و شهید بهشتی با اکبر اعلمی ،وی به پرسش های مختلف دانشجویان پاسخ گفت:

دانشجویی از اعلمی پرسید انگیزه شما از حضور در انتخابات اخیر چیست؟ اعلمی پاسخ داد؛ حضور من در این انتخابات دو علت عمده دارد ؛اول اینکه طبق قانون اساسی و ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی حق انتخاب شدن و کاندیدای ریاست جمهوری شدن و نظایر آن از حقوق اجتماعی است و من می خواهم در پرتو قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه از این حق استفاده کنم. حاکمیت نیز طبق بندهای 6 الی 9 و همچنین بند 14 اصل سوم قانون اساسی و نیز اصول 6 ، 19 ، 20 ،26 و 56 همین قانون موظف است که شرایط استیفاء این حق را فراهم سازد.

وی ادامه داد؛ اما دغدغه ای که نسبت به شرایط نامناسب موجود دارم و آنرا نتیجه عملکرد گروهی می دانم که همواره بعنوان پدرخوانده های سیاسی قیم مابانه بنام اصلاح طلب و اصولگرا برای مردم تعیین تکلیف کرده و بجای آنان تصمیم می گیرند ،مهمترین دلیلی است که مرا وادار به شرکت در این انتخابات کرده تا در صورتیکه مورد تائید مردم واقع شدم امکان ورود ملت ایران را در سطح وسیعتری به عرصه قدرت فراهم و بکمک آنان گشایشی در وضع موجود ایجاد و اوضاع را در ابعاد گوناگونش به سمت وضعیت مطلوب هدایت نمائیم.

یکی از دانشجویان از این کاندیدای ریاست جمهوری سوال کرد در صورت تائید صلاحیت شما ،برای اینکه احمدی نژاد رای نیاورد آیا امکان دارد که با یکی از کاندیداها ائتلاف کرده و بنفع او کنار بروید؟ اعلمی پاسخ داد اولا ،اگر قصد کناره گیری داشتم هرگز وارد میدان رقابت ها نمی شدم ،وانگهی حذف احمدی نژاد ،ایده آل من نیست زیرا بنده تفاوت معناداری میان کاندیداهای حکومتی نمی بینم تا بخاطر یکی از آنها از رقابت ها کناره گیری کنم .به بیان دیگر تغییر وضع موجود و حاکمیت یافتن واقعی مردم بر سرنوشت خود و عهده دار شدن اداره کشور توسط آنها انگیزه اصلی من از شرکت در انتخابات است که یقینا با به قدرت رسیدن هیچیک از کاندیداهای حکومتی این هدف تحقق نخواهد یافت.با این وصف چنانچه در اثر تنگ نظری ها در میدان رقابت ها حذف شوم ،با وجود اینکه در طول این مدت از سوی همه کاندیداهای حکومتی در حق من جفا شده است اما این احتمال وجود دارد همه تلاش خود را صرف رای نیاوردن کاندیدای مورد نظر آقای جنتی نمایم. 

دانشجوئی پرسید در صورتیکه شورای نگهبان مانع از حضور شما در رقابت های دهمین دوره ریاست جمهوری شود واکنش شما چه خواهد بود؟ وی پاسخ داد: بنده خود را واجد شرایط مذکور در اصل 115 قانون اساسی می دانم و بر این باورم که اگر یک سر و گردن بیشتر از کاندیداهای حکومتی نظیر احمدی نژاد از شرایط مذکور در اصل مورد اشاره برخوردار نباشم کمتر نیست از اینرو به موجب ماده واحده قانون لزوم رسیدگی به شکایات داوطلبان رد صلاحیت شده مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام شورای نگهبان موظف‌ است صرفا براساس مواد قانوني و بر اساس دلايل و مدارك معتبر به بررسي صلاحيت داوطلبين بپردازد و چنانچه صلاحيت داوطلبي را رد كرد بايد علت رد صلاحيت را با ذكر مواد قانوني مورد استناد و دلايل مربوط، به داوطلب ابلاغ نماید. براین اساس چنانچه شورای نگهبان برخلاف قانون دوباره از قبول صلاحیت من خودداری ورزد ،دو گزینه در پیش رو دارم ؛ تحریم انتخابات و یا تشویق هواداران به انتخاب بد از بدتر با هدف ناکام گذاشتن کاندیدای مورد نظر شورای نگهبان و برخی از ارکان قدرت ،در هر دو صورت اعتراض خود را در قالب نامه سرگشاده ای با مردم در میان خواهم گذاشت.

یکی از حاضران نظر اعلمی را در مورد شعارهای مترقی بعضی از کاندیداها پرسید ،وی در پاسخ گفت کاندیداهای حکومتی جزء سلول های یک پیکرند و جزئی از همان کلکسیون قدرت به شمار می روند که وضع موجود را پدید آورده است و لذا آنها نمی توانند خارج از اراده این کلکسیون تصمیمی را اتخاذ نمایند، بنابراین اغلب شعارهائی که متفاوت با روند حاکم مطرح می شود مانند دوران خاتمی تنها مصرف تبلیغاتی دارد و با ورود هر یک از کاندیداهای جکومتی به کاخ ریاست جمهوری این شعارها هم در خارج از کاخ مزبور دفن خواهد شد و هرگز رنگ واقعیت بخود نخواهد گرفت.     

نماینده سابق مجلس در پاسخ به دانشجوئی که نظر وی را در مورد استفاده ستاد موسوی از پارچه سبز پرسیده بود گفت: توسل به روش های پوپولیستی و عوامفریبانه از ناحیه هر شخص و گروهی که باشد اقدامی زشت و ناپسند است و اگر این عمل با نام اصلاح طلبی انجام شود اقدامی زشتر و  غیر قابل دفاع است. اعلمی افزود اصلاح طلبی ایجاب می کند بجای توسل به مفاهیم و مقولات عوامفریبانه و بعضا بی محتوا نظیر عطر گل یاس ،عبای شکلاتی ،پارچه سبز و سوء استفاده ابزاری از مفاهیم مذهبی مانند سیّد و میر ،لازم است نسبت به رویکرد و کارنامه کاندیداها در مورد بنیان های عمیقی چون دموکراسی ،آزادی ،حقوق بشر ،حقوق اجتماعی ،حق انتخاب شدن ،عدالت اجتماعی ،حقوق شهروندی ،آزادی بیان ، آزادی انتخاب ،گردش آزاد اطلاعات و تحمل مخالفین متمرکز شده و مخاطبین خود را از این طریق جلب نمایند. عضو سابق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجلس با بیان اینکه  آقای "غ" در اردبیل به عنوان عضو فعال ستاد یکی از کاندیداها چند متر پارچه سبز را به یکی از افراد پر نفوذ در دهستانی داده و گفته که فلانی سلام رساند و این پارچه ها را فرستاده است تا با توزیع آنها در میان روستائیان خیر و برکت به روستای شما سرازیر شود ،گفت این رفتار ها و پیوند زدن قدرت و تقدس که در ارومیه و سایر نقاط ایران هم به عنوان یک ترفند و جریان سازی تبلیغاتی بکار گرفته می شود چه نسبتی با اصلاحات دارد و چه تفاوتی میان چنین کاندیدائی با شخصی که قدرتش را با چاه جمکران و هاله نور پیوند زده است وجود دارد!؟

دانشجوئی از اعلمی پرسید در صورت رد صلاحیت شما از سوی شورای نگهبان آیا اعضای ستاد شما می توانند از کاندیداهای دیگر حمایت کنند؟ وی پاسخ داد ؛قبلا با همه دوستانی که برای همکاری با بنده اعلام آمادگی کرده اند توافق شده است که به هیچوجه مجاز نیستند با عنوان یکی از مسئولان ستاد من از دیگر کاندیداها حمایت نمایند در غیر اینصورت اقدام آنها غیر اخلاقی و قابل شماتت است.

 یکی از دانشجویان علت تمدید مهلت اعلام اسامی کاندیداهای تائید صلاحیت شده را پرسید ،نماینده دوره های ششم  و هفتم با اشاره به اینکه ،در دوره قبلی بیش از هزار نفر در انتخابات ثبت نام کرده بودند که رسیدگی به صلاحیت ها در موعد قانونی انجام شد ،گفت در این دوره حدود 400 نفر ثبت نام کرده اند ،بنابراین اقدام شورای نگهبان در تمدید مهلت مذکور تامل برانگیز و هدفدار است و بنظر می رسد که با انگیزه وقت کشی بزیان اینجانب است. اعلمی افزود ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما پیشاپیش و از یکماه قبل تنها چهار کاندیدای دست چین شده حکومتی را تبلیغ می کند و این تصمیم نمی تواند بصورت خودسرانه صورت گرفته باشد،مگر اینکه به این نتیجه برسیم که ضرغامی نیز مانند گردانندگان شبکه بریتانیائی بی بی سی و اصلاح طلبان و اصولگرایان حکومتی و بدون اینکه با شورای نگهبان هماهنگ شده باشد بصورت خودسرانه دیگران را رد صلاحیت کرده و لذا تنها از چهار کاندیدا نام می برد و با نمایندگان آنها جلسه برگزار می کند!نماینده مردم تبریز در مجالس ششم و هفتم ادامه داد تحلیل من این است که اولا برخی از نهادها مایل نیستند که اعلام اسامی کاندیداهای با یکم خرداد یعنی سالگرد حوادث آذربایجان مقارن شود و ثانیا اگر تصمیم گرفته شد که یکی دو نفر هم بجز چهار کاندیدای حکومتی احراز صلاحیت شوند ،فرصت برنامه ریزی و تبلیغات از آنها گرفته شود.

اعلمی در پاسخ به دانشجوئی که از او پرسیده بود که هدف شما از گفتن اینکه آذربایجان تشکیلات من است چیست گفت؛ هریک از کاندیداها با اتکا به یک گروه و جریانی وارد میدان رقابت ها شده اند و اگر دقت کرده باشید هریک از آنها سعی می کند با چسباندن خود به اشخاص حقیقی و حقوقی مطرح ،برای خود اعتباری کسب کنند. این کاندیداها پیشاپیش با بعضی از مراکز ثروت و قدرت که مایلند در قدرت احتمالی کاندیداها سهیم شوند ،ائتلاف کرده و کاندیدا را وامدار خود کرده اند. حتی اگر دقت بیشتری نمائید متوجه می شوید که برنامه ها و شعارهای آنانرا هم همین اشخاص تهیه و برای قرائت در اختیار آنان قرار می دهند. قهرا در چنین شرایطی من نیز باید با تکیه بر یک قدرت وارد میدان رقابت ها می شدم و از آنجا که هدف من خارج کردن قدرت از انحصار اعضای کلکسیون دائمی قدرت و تدارک شرایط لازم برای ورود هفتاد میلیون ایرانی از حاشیه به متن و مشارکت دادن آنان در سرنوشت خودشان می باشد ،لازم بود برخلاف عقاید مانوس و بدون اتکاء به مافیای ثروت و قدرت با توکل بخدا و مستظهر به حمایت ملت این راه دشوار را به پیمایم و از آنجا که بنظر می رسد نقدا آذربایجان شناخت بیشتری نسبت به فرزند خود دارد و تکیه گاه خوبی برای حمایت از حقیر جهت پیوستن به اقیانوس ملت ایران می باشد ،خلاء تشکیلات را با آذربایجان جبران کردم و امیدوارم که به مدد این پشتوانه قوی قادر به تشکیل ستاد های خود در قلب یکایک ملت شریف ایران شوم. اعلمی افزود ستارخان و باقرخان هم در مشروطه با پشتوانه همین تشکیلات وارد میدان شدند اما با رشادت و  فداکاری های خود به ملت ایران خدمت کردند.   

دانشجوی دیگری پرسید آیا به قدرت و نفوذ این تشکیلات و حمایت آن اطمینان دارید و آیا تا کنون این تشکیلات توانسته است برای شما کاری انجام دهد؟ اعلمی پاسخ داد فعلا قضاوت کردن در این مورد کمی زود است و نتیجه و کارکرد این تشکیلات و میزان حمایت و اقتدار آنرا باید در پایان انتخابات مورد ارزیابی قرار داد.

در پایان این نشست صمیمانه یکی از دانشجویان آذربایجانی به اعلمی گفت متاسفانه شنیده شده است که بعضی از کسانی که نام فعال آذربایجانی را با خود یدک می کشند به استخدام ستاد ...درآمده اند . وی با ذکر اسامی چند نفر از جمله یک روحانی بنام ...،مدعی شد که آنها برخلاف شعارهای گذشته خود در ازای دریافت مبلغ ناچیزی به تبلیغ ...روی آورده اند. اعلمی در پاسخ به او با تاکید بر اینکه ما نمی توانیم بدون دلیل دیگران را متهم نمائیم گفت ؛آزادی است و هرکس می تواند راه خود را انتخاب کند ،شاید افراد مورد اشاره شما کعبه آمال خود را در ستادهای دیگران یافته اند با این وصف در طول این مدت در آذربایجان اتفاقات نادر و جالبی رخ داده است که در آینده ممکن است آنها را با مردم در میان بگذارم.

چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |

عکس های منتشر نشده از مهندس موسوی

دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |

اکبر اعلمی در دشت سرسبز مغان

اكبر اعلمی:

موسوی با 20 سال سكوت نمی‌تواند ادعای اصلاح‌طلبی داشته باشد

خبرگزاری فارس: نماینده سابق مردم تبریز در مجلس با انتقاد از ادعای اصلاح‌طلبی موسوی در انتخابات گفت: ملت باید بدانند كسی كه 20 سال در كشور سكوت كرده است و هیچ اراده‌ای در دفاع از حق مردم نداشته، امروز ادعای اصلاح‌طلبی می‌كند در حالیكه اصلاح‌طلب واقعی كسی است كه در برابر برخی حق‌كشی‌ها و ناعدالتی‌ها ساكت ننشیند.

ه گزارش خبرگزاری فارس از اردبیل، اكبر اعلمی پیش از ظهر امروز در سفر به استان اردبیل و در نشست خبری با خبرنگاران اظهار داشت: كشور ما دارای 70 میلیون نفر جمعیت است و این ظلم بزرگی در حق ملت است كه دایره تصمیم‌گیری و استفاده از نظریات نخبگان را محدود به شخصیت‌های شناخته شده و امتحان ‌پس‌داده كنیم.
وی مدعی شد: در صورت پیروزی در انتخابات، من به جای بلند كردن صدای حاكمیت، صدای ملت را بلند خواهم كرد تا حقوق تضییع شده مردم احیا شود.
این كاندیدای اصلاح‌طلب دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری افزود: گردش نخبگان در كشور محدود است به طوریكه سالانه به این چرخه 100 نفر وارد می‌شوند و گاه ماندگاری آنها سال‌های طولانی به درازا می‌انجامد.
اعلمی با ادعای اینكه چه در قبل از انقلاب و چه در بعد از آن اصلاح‌طلب حقیقت‌گو بوده است، تصریح كرد: من به جریان و پروسه اصلاحات معتقدم اما از برخی روش‌های پوپولیستی و مردم‌فریب بسیار گله‌مند هستم چرا كه این شیوه را یك شیوه ناپسند و فریب‌دهنده افكار عمومی می‌دانم.
نماینده سابق مردم تبریز در مجلس اظهار داشت: متاسفانه در 30 سال گذشته اداره كشور و جریانات سیاسی در دست كلكسیونی از افراد شناخته شده، صاحب نفوذ و ثروتمند بوده است و آنها بدون اراده ملت برای مردم ما تصمیم‌گیری كردند كه این باور هم در اردوگاه اصولگرایان و هم اصلاح‌طلبان مشاهده می‌شود.
وی با بیان اینكه مردم از دعواهای سیاسی افراد امتحان ‌پس‌داده شاخص و شناخته شده كه منتهی به حاكمیت هستند، خسته شده‌اند، گفت: مردم دنبال كسی هستند كه به دور از قدرت و ثروت حاكمیت، تنها با اراده ملت كشور را اداره كند و همگرایی فكری، اخلاقی و رفتاری را در جامعه به وجود آورد.
این چهره اصلاح‌طلب ادامه داد: تحول در كشور زمانی صورت خواهد گرفت كه افرادی خارج از كلكسیون قدرت و ثروت حاكمیت بر اراده ملت حاكم شوند تا مردم بتوانند به راحتی و با آزادی بیان حقایق را بگویند.
وی با بیان اینكه مردم باید به مانند یك مغازه میوه‌فروشی كه انواع و اقسام میوه‌ها را عرضه كرده است، كاندیدای اصل خود را انتخاب كنند، گفت: اگر شورای نگهبان اجازه دهد كه افراد مختلف از سلایق گوناگون از فیلتر این شورا عبور كنند به یقین مردم انتخاب درست خواهند داشت و در آینده نیز از این انتخاب خود پشیمان نخواهند شد.
نماینده سابق مجلس شعار انتخاباتی خود را «احیا و بازسازی شكوه ایرانی و احیای حقوق اقوام» عنوان كرد.
اعلمی با انتقاد از برخی حركت‌های عوام‌فریبانانه كاندیداهای ریاست‌جمهوری به‌ویژه در احیای و اجرای اصل 9، 15، 19 و 157 قانون اساسی گفت: آنهایی كه مدعی هستند اختیارات رهبر و یا رئیس‌‌جمهور باید افزایش یابد چرا از حدود اختیارات ملت دفاع نمی‌كنند كه نه تنها اجرا نمی‌شود بلكه گاه پایمال نیز می‌شود.
وی با بیان اینكه بزرگترین حامی او مردم رنج‌دیده و خون‌دل خورده انقلاب هستند، افزود: پرونده من در دوران نمایندگی در مجلس روشن است چرا كه به مانند برخی نه از شهرام جزایری پول گرفته‌ام و نه در این مدت 20 سال سكوت اختیار كرده‌ام و نه شعار پوپولیستی سر می‌دهم بلكه آمده‌ام تا طبق قانون اساسی حقوق ملت را پر‌رنگ و آن را تقویت كنم.


یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |

تنها کاندیداهای حکومتی ،باعنوان "کاندیداهای مطرح ریاست جمهوری" به جامعه تحمیل می شوند!؟

در دیدار دانشجویان دانشگاه تربیت معلم با اعلمی عنوان شد:

تنها کاندیداهای حکومتی ،باعنوان "کاندیداهای مطرح ریاست جمهوری" به جامعه تحمیل می شوند!

لینگ مطلب

یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |

بازیابی شکوه ایرانی و احیاء حقوق اقوام

اعلمی پس از ثبت نام در وزارت کشور ،شعار انتخاباتی خود را  اعلام کرد:

بازیابی شکوه ایرانی و احیاء حقوق اقوام

اکبر اعلمی بعد از ظهر روز جمعه و در چهارمین روز ثبت‌نام از داوطلبان با حضور در ستاد انتخابات کشور رسما برای کاندیداتوری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد.

اکبر اعلمی سپس در جمع خبرنگاران به شوخی گفت: «بعد از دو ماه اعلام کاندیداتوری و بایکوت خبری ،دیدن این تعداد خبرنگار آدم را به شوق می‌آورد به بیان دیگر باورنکردنی است فردی که 8 سال نماینده مجلس بوده و پس از اعلام کاندیداتوری این همه مورد بی مهری قرار گرفته است اکنون در جمهوری اسلامی توانسته  است صاحب میکروفن شود!

وی افزود ،چنانکه می دانید 30 سال قبل نظامی با مختصاتی که در قانون اساسی بیان شده است ،بنام جمهوری اسلامی طراحی شد و مهندسین این نظام مایل بودند که این نظام در برابر زلزله های ده ریشتری سیاسی ،فرهنگی ،اقتصادی و اجتماعی مقاومت کرده و فرو نریزد و بقدری به استحکام این نظام امیدوار بودند که حتی در مقام صدور انقلاب برآمدند ،اما هم اکنون بدلایلی که اشاره می شود و خصوصا در اثر ناکارامدی و عدم پاسحگوئی برخی از مسئولان و مقامات ،نظام سیاسی موجود با بحران مقبولیت و مشروعیت مواجه شده است.

اعلمی با بیان اینکه انحراف از اصول قانون اساسی و بویژه انجراف از اصولی که به حقوق و اختیارات مردم مربوط است از دلایل اصلی بحران مشروعیت محسوب می شود ،گفت اصل ششم اداره امور کشور را با اتکاء به آرای عمومی اعلام کرده است اما عملا این شورای نگهبان است که با اعمال نظارت استصوابی ،امور کشور را اداره می کند به همین دلیل هم مشاهده می شود كه در ایام انتخابات این اركان قدرت هستند که اراده و کاندیدای مورد نظر خود را به ملت تحميل مي‌كنند. مثلا با وجود اينكه من در كنگره حزب اعتماد ملي كانديداتوري خود را اعلام كرده‌ام متاسفانه صدا و سيما و روزنامه‌هاي حكومتي روي 4 كانديداي مورد نظر اركان قدرت متمرکز شده و بر روی آنها مانور مي‌دهند و حتي صدا و سيما یک کلمه هم به كانديداتوري اینجانب اشاره ای نمی کند!

اعلمی در ادامه درباره انحراف از قانون اساسی در طی سال های گذشته نیز گفت: به عنوان حقوقدان و کسی که ۸ سال قانونگذار بوده است، معتقدم که قانون اساسی با وجود ایرادات و ضعف هایی که دارد ،از ظرفیت هایی هم برخوردار است که به دلیل مهجور ماندن این ظرفیت ها و یا عدم رعایت آنها باعث نارضایتی های موجود شده است.

کاندیدای ریاست جمهوری با اشاره به اصل هشتم قانون اساسی گفت بموجب این اصل مردم از طریق امر بمعروف و نهی از منکر باید بر عملکرد حاکمیت نظارت کنند اما حاکمیت انتقادی را نمی پذیرد. عضو سابق کمیسیون امنیت ملی گفت بخشی از اصول قانون اساسی ناظر به آزادی نهادهای مدنی است اما مطبوعات و احزاب از آزادی عمل لازم برخوردار نیستند. اعلمی ادامه داد طبق اصل نهم قانون اساسی هیچ مقامی حق ندارد به بهانه حفظ استقلال و دفاع از تمامیت ارضی آزادی های مشروع را هرچند با وضع قانون سلب کند اما در عمل آزادی های مردم به بهانه های مختلف سرکوب می شود.

نماینده سابق تبریز با بیان اینکه طبق قانون اساسی باید در صدا و سیما آزادی بیان رعایت شود گفت اما مشاهده می کنیم که رسانه ملی به رسانه دولتی تبدیل شده است.

اعلمی این وضعیت را نتیجه عملکرد کلکسیون قدرت خوانده و گفت :در طول 30 سال گذشته گردش قدرت پیوسته معطوف و منحصر به کلکسیون قدرتی مرکب از نخبگان حکومتی و ابزاری بوده است و قدرت همواره از سوی پدر خوانده های سیاسی و الیگارشی آهنین و غیرقابل نفوذی تعریف و تعیین شده است که نوعا صاحب قدرت و ثروت بادآورده هستند و اجازه ورود 70 میلیون ایرانی را از حاشیه به متن نمی دهند.

وی افزود در اثر عملکرد این کلکسیون ما طی سال های گذشته پیوسته در مرحله امنیتی در جا زده ایم و اگر قرار است که کشور شاهد رشد و شکوفائی باشد لازم است با برقراری رابطه دوستانه با همه کشورها و اجتناب از برخوردهای خصومت آمیز،ایران را به رفاه و آبادانی رهنمون سازیم. اعلمی تغییر وضع موجود توسط اعضای کلکسیون قدرت را محال دانسته و گفت خروج از این مرحله در گرو سپردن قدرت به فردی خارج از کلکسیونی است که در سال های گذشته گردش قدرت را محدود بخود کرده اند و متناسب با اختیاراتی که عهده دار بوده اند در ایجاد وضع موجود سهیم اند و ورود من به میدان رقابت ها با همین انگیزه صورت گرفته است.
اعلمی درباره میزان احتمال تایید صلاحیتش هم گفت: من اساساً به موضوع صلاحیت و تصمیم احتمالی شورای نگهبان فکر نمی‌کنم لذا راهی که آغاز کرده ام با تمام توان ادامه می‌دهم. زیرا صلاحیت مرا خدا داده است و تنها مرجعی که صلاحیت مرا تشخیص خواهد داد ملت است.

اعلمی در قسمت دیگری از سخنان خود در پاسخ به خبرنگاری که در مورد ترکیب کابینه احتمالی اش از او سوال کرده بود گفت: اگر مورد تایید مردم قرار گرفتم کابینه ای که برآیند خواست و اراده ملت باشد مرکب از نخبگان داخل و خارج از کشور تشکیل خواهم داد.

 اعلمی در پاسخ به سئوال دیگری مبنی بر اینکه آیا فکر نمی کنید یکی از دلایل رد صلاحیت شما به معنای اظهارات شما در مخالفت با ولایت فقیه است، با بیان اینکه: طبق قانون اساسی " ولایت فقیه رکنی از ارکان نظام ماست" افزود ولایت فقیه یک نظریه فقهی است و آیت الله خمینی و پیش از آن مرحوم نراقی اختیارات وسیعی برای ولی فقیه قائل بوده اند که بسیاری از فقها هم یا آنرا قبول ندارند و یا اینکه دامنه اختیارات فقیه را محدود به امور حسبیه می دانند با این وصف ولایت فقیه پس از انقلاب بعنوان رکنی از ارکان نظام جمهوری اسلامی وارد قانون اساسی شده است لذا به عنوان یک فرد قانونگرا خود را ملزم به پیروی از اصول قانون اساسی می دانم .

این نماینده مجلس هفتم ادامه داد: اما علت اینکه بنده را تحمل نمی کنند این است که در مجلس سعی کردم صدای ملت باشم و به جای اینکه حکومتی فکر کنم خود را نماینده ملت بدانم. وی با بیان اینکه در رد صلاحیت ها باید دلیل آن را اعلام کنند، گفت: باید بگویند آیا من از نظر قد کوتاهتر از احمدی نژاد هستم یا از نظرتحصیلات و سوابق انقلابی و غیر انقلابی از ایشان کمترم. من با چنگ و دندان آمده ام از حق خودم در ورود به انتخابات دفاع کنم و اگر یک کودک ۱۲ ساله و پیرمرد ۸۰ ساله وارد این عرصه می شوند این به نظام سیاسی ما بر می گردد که نظام حزبی را بر نمی تابد. اعلمی تاکید کرد: نظام حزبی در نظام سیاسی ما یک وصله ناجور است و این نظام حزبی نمی تواند به شکلی که در غرب وجود دارد عملیاتی شود.

وی در بخش دیگری از اظهاراتش افزود من معتقدم که متناسب با نیازهای جامعه ،قانون اساسی باید اصلاح شود و اگر لازم بود این عمل از طریق همه پرسی هم ممکن است.

نماینده دو دوره مجلس در پاسخ به خبرنگاری که از او در باره نامه نمایندگان مجلس ششم به رهبری پرسیده بود گفت: نامه نوشتن به پیامبر هم هیچ ایرادی ندارد تا چه رسد به رهبری.

اعلمی در پایان این نشست ،شعار انتخاباتی خود را "بازیابی شکوه ایرانی و احیاء حقوق اقوام" اعلام کرده و گفت تمام خواسته ها و آرمان من در همین شعار متجلی است.

شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |

تبلیغات و سخنرانیهای اکبر اعلمی در شهرهای استان آذربایجان غربی

اکبر اعلمی کاندیدای دهمین دوره  ریاست جمهوری  که در آذربایجان غربی است ، پس از صحبت های شب یکشنبه در ارومیه ( که محل تجمع فعالان آذربایجانی شده بود  و پس از پایان سخنرانی حاضران شعارهای همگانی سر دادند و اعلام حمایت از او را اعلام کردند ) روز دوشنبه نیز به قولنجی (قولونجو) رفت و با حاضر شدن بر سر مزار دده کاتیب قولونجو شاعر بزرگ آذربایجان ، سخنرانی کرد.

اعلمی در سخنرانی هایش اعلام کرده است که متعلق به آذربایجان و ملت تورک است و برای اهیای حقوق تورک های ایران تلاش خواهد کرد . حاضر شدن اعلمی در ارومیه و قولنجی ( قولونجو) موجبات اعتراض های عوامل احمدی نژاد را فراهم آورده و حتی به کسانی که موجبات سخنرانی او را فراهم آورده اند ، اخطار داده شده است.

اعلمی پس از سخنرانی در قولونجو در سولدوز(نقده) حاضر و در سخنرانیهای خود به ظلم ها و کشتار مردم سولدوز توسط مهاجران اکراد اشاره و مورد تشویق حاضران قرار گرفت .

چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |

اعلمی درجمع مردم ارومیه اظهار داشت: اگر مردم آذربایجان اعتراض نمی کردند غیرت نداشتند

کمیته رسانه ای شمالغرب کشور: مردم ارومیه استقبال غیر منتظره ای از دکتر اعلمی به عمل آوردند. صبح روز یکشنبه دکتر اعلمی به همراه تنی چند از روسای ستاد های انتخاباتی شمالغرب کشور وارد ارومیه شد  و مورد استقبال پرشور مردم این شهر قرار گرفت. این استقبال به حدی بود که نزدیک به پنجاه اتومبیل سواری خود را به نزدیکی پل ارتباطی دریاچه ارومیه رسانده بودند تا اعلمی را به طرف ستاد انتخاباتی بدرقه نمایند. دکتر اعلمی پس از حضوردر محل ستاد آذربایجان غربی، از مردم و کلیه استقبال کنندگان تشکر نمود.

این اولین سفر انتخاباتی دکتر اعلمی پس از اعلام رسمی کاندیداتوری وی برای دهمین دوره ریاست جمهوری است. این مراسم به همت ستاد انتخاباتی دکتر اعلمی در آذربایجان غربی ترتیب یافته و قرار بود که در عصر همان روز این کاندیدای ریاست جمهوری در مسجد ابوالفضل ارومیه حاضر شده و سخنرانی نماید.

مراسم ساعت 6 عصر همان روز در مسجد ابوالفضل آغاز و در همان آغازین لحظه های شروع سخنرانی، مسجد مملو ازجمعیت شده بود. مراسم با تلاوت آیاتی چند از قرآن مجید شروع شد و سپس مجری قطعه شعری را از دده کاتب (شاعر تازه در گذشته ی آذربایجانی) دکلمه کرد و پس از تبریک به مناسبت روز معلم و روز کارگر از رئیس ستاد انتخاباتی آذربایجان غربی درخواست نمود که سخنان خود را آغاز نماید.

مهندس شافعی رشته کلام را بدست گرفت و ورود دکتر اعلمی را به ارومیه خوش آمد گفت و از ایشان تشکر نمود که اولین سفر انتخاباتی خود را از شهرستان ارومیه آغاز کرده است.

شافعی سپس از دکتر اعلمی درخواست نمود که سخنرانی خود راآغازنماید.

قبل از شروع سخنرانی دکتر اعلمی، جوانان حاضر در مسجد شعارهای متعددی در رابطه با حمایت خود از دکتر اعلمی ابراز نمودند و پس از دقایقی دکتر اعلمی سخنان خود را ایراد نمود.

وی در ابتدا عنوان نمود: اینجا موطن شهید باکری است و بسیار خوشحالم که بعد از سالها دوباره من در اینجا هستم. من در این شهر میهمان نیستم چرا که آذربایجان وطن مادری من است.

اعلمی گفت: در حال حاضر بنده متهم به عدم التزام عملی به اسلام می باشم، پس برای اینکه اثبات کنم بنده از همه کسانی که در جای خدا نشسته اند مسلمان تر هستم، و نیز جهت شادی روح شهید مهدی باکری، چند آیه از قرآن کریم را برایتان تلاوت می کنم.

و آنگاه دکتر اعلمی با طنین خوش آواز خود آیاتی را قرائت نمود و پس از تلاوت آیاتی چند از قرآن مجید، سخنان خود را این چنین شروع کرد:

قبل از اینکه به خدمت برسم تنی چند از دوستان به من پیشنهاد دادند که راجع به شهرستان ارومیه و مشکلات آن صحبت نمایم. از دردها، مشکلات و عقب ماندگی های این استان  صحبت نمایم. بنده در جواب این دوستان گفتم که من برای دیدار خانواده ام به این شهر آمده ام. من با تمامی کاندیداهایی که در ایام انتخابات برای جمع آوری رای به دیدار شما می آیند تفاوت دارم. من عضو این خانواده هستم و خود را جدای از شما نمی دانم. من مثل آنهایی نیستم که اصل 15 را برای خود وسیله ای برای رای جمع کردن کرده اند و نان آنرا می خورند ولی کسی نیست که از آنها بپرسد که مگر به غیر از شما کسی هم هست که مانع از اجرای این اصل شود؟

اعلمی افزود: من آذربایجان را یک قوم نمی دانم بلکه نصف ملت ایران را این افراد تشکیل داده اند و من نمی دانم که چرا اجازه داده نمی شود که این مردم به زبان خود تحصیل نمایند؟

اعلمی در مورد اهانت روزنامه ایران گفت: مردم آذربایجان به حق به خیابانها ریختند و اعتراض کردند. اگر آنها اعتراض نمی کردند غیرت نداشتند و همین غیرت این مردم بود که این سرزمین را در جنگ حفظ کرد. این وحدت ملی هم که شما می گویید در سایه این غیرت ایجاد می شود.

اعلمی سپس افزود: مطلب دوم اینکه خبر دادند هیات نظارت شورای نگهبان به هیات امنای مسجد فشار آورده اند که چرا اعلمی را دعوت کرده اید و چرا مسجد را در اختیار او قرار داده اید. با توجه به سمت هایی که بنده داشته ام و با توجه به اینکه تیر و ترکش خورده قبل و بعد از انقلاب هستم و کوچکترین نقطه ضعف اخلاقی و مالی ندارم چرا باید چنین اتفاقی بیافتد؟ من خود از بنیانگذاران سپاه بوده ام و در بسیاری از نهادهای دیگر نیز سمت داشته ام، پس چرا با من اینگونه برخوردمی کنند؟ آیا جز این است که نطق های من با منافع بعضی ها جور درنیامده است؟ دستشان درد نکند! بنده از سالهای قبل از انقلاب برای ایجاد این انقلاب زحمت کشیده ام و هنوز شورای نگهبان هم صلاحیت مرا رد نکرده است پس چرا عده ای هنوز از رد صلاحیت صحبت می کنند؟ چرا اسم اعلمی را نمی آورند؟ نه صدا و سیما و نه مطبوعات از بنده اسمی نمی آورد. تا قبل از اعلام کاندیداتوری روزنامه های اصلاح طلب برای انتشار مطالب بنده سر و دست می شکستند ولی به یکباره که در کنگره حزب اعتماد ملی از من در رابطه با ریاستجمهوری پرسیدند گفتم که اگر خدایگان روی زمین اجازه دهند بنده هم کاندیدا خواهم شد و از آن پس دیگر کسی اسم اعلمی را نیاورد. آیا آنها اعلمی را نمی بینند؟ چشم بصیرت می خواهد تا اعلمی را ببینند. اعلمی هیچ تریبونی ندارد. سعی کرده ام درست عمل کنم و در مسیری که احساس می کنم مسیر درستی است قدم بردارم. حدود 4 یا 5 ماه است که رسماً کاندیداتوری خود را اعلام کرده ام. سه مراسم در دانشگاه های مختلف از جمله در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد که حتی یک کلمه هم هیچ کدام از نشریات در این مورد ننوشته اند و حتی اعلام هم نکردند که در آنجا سخنرانی کردم. برای اولین بار در تاریخ انتخابات، من از تبریز اعلام کاندیداتوری کردم و در آنجا بیان داشتم که آذربایجان تشکیلات من است. در بیانیه اظهار نمودم که مشروطه در تهران شکست خورد و این آذربایجان بود که آن را نجات داد و حالا نیز اعلام می کنم که اصلاحات در تهران زمین گیر شده است و باز این آذربایجان است که بایستی آنرا نجات دهد. نه صدا و سیما و نه روزنامه ها چیزی در این مورد نگفتند. با این حال پس از ساعتی از اعلام رسمی کاندیداتوری بنده، یکی دیگر از عزیزان اعلام نامزدی نمود و در همه جا با آب و تاب نوشتند.

دکتر اعلمی سپس افزود: اصلاحات در تهران شکست خورده و من آمده ام که از اینجا اصلاحات را رهبری نمایم. بی بی سی در آستانه انتخابات ایران براه افتاد تا در سودای دخالت های گذشته خود در مورد انتخابات ریاست جمهوری ایران باشد. آنها از همه نام می برند ولی از اعلمی اصلا نامی برده نمی برند. صدا و سیما هم مثل آنها عمل می کند. اسم این رسانه را رسانه ملی گذاشته اند و در حالی که یک عطسه احمدی نژاد را اعلام می کنند در مورد اعلمی چیزی نمی گویند.

وی گفت: می گویند اعلمی رد صلاحیت می شود. مگر اعلمی دزدی کرده یا سوادش از اینها کمتر است که رد صلاحیت شود؟ با این همه سابقه جبهه، فعالیت های قبل از انقلاب، عضویت در سپاه و هشت سال عضویت در کمسیون امنیت ملی، رئیس گروه دوستی ایران و انگلیس و... با این حال اعلمی گمنام است؟ نباید اشاره ای به اعلمی شود؟ یک کلمه تا به امروز از اعلمی چیزی نگفته اند، اثبات کاندیداهای دیگر به منزله نفی اعلمی است؟ با این اوصاف معلوم می شود که وزن اجتماعی اعلمی بالاست.

این کاندیدای ریاست جمهوری گفت: این اولین بار است که از ارومیه مرا دعوت کرده اند. آن هم که از طرف هیئت نظارت شورای نگهبان آمده اند و هیئت امنا را اینگونه تحت فشار قرار داده اند. شما چه کاره هستید؟ از کی مسجد در مالکیت شماست؟ این همه کاندیداها به همه شهرها می روند و سخنرانی می کنند. شما چه حقی دارید که به مساجد هم رسیدگی می کنید؟ مسجد مال مردم است نه از آن شما. من این همه فعالیت داشته ام چرا مرا اینگونه بایکوت کرده اید؟ برای اولین بار من از حقوق هسته ای این کشور دفاع کرده ام ولی با این حال انواع محدودیتها را در حق من اعمال کرده اید. من از حقوق هسته ای دفاع کرده ام و احمدی نژاد آنرا برای خود پرچم تبلیغاتی قرار داده و برای جمع آوری رای از آن استفاده می کند. متاسفانه در حال حاضر کلکسیون200 نفره ای به مدت 30 سال است که قدرت را به همدیگر پاس می دهند و این ملت 70 میلیونی را به گروگان گرفته اند. از چه چیزی می ترسید؟ مگر نه اینکه ملت انتخاب می کند که چه کسی شایستگی دارد؟ ترسی ندارد یا تائید صلاحیت می شوم یا رد صلاحیت، چگونه است که تا دیروز از اسم اعلمی به عنوان رئیس فراکسیون اقلیت استفاده می کردید ولی از 5 ماه قبل از طرف چپ و راست بایکوت شده ام؟ ظاهراٌ فقط عده کمی شایستگی مدیریتها را دارند. چه کسی گفته من صلاحیت ندارم؟ به موسوی که سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی بود چه کسی صلاحیت داد تا 8 سال نخست وزیر شود؟ یا به هاشمی رفسنجانی که بساز بفروش بود و قبل از انقلاب چند ماهی به زندان رفت و بعد از انقلاب همه جوری پست داده شد چه کسی صلاحیت داده بود؟ مهدوی کنی که قبل از انقلاب واعظ بود چگونه نخست وزیر شد؟ شهید باهنر که دبیر آموزش و پرورش بود چگونه نخست وزیر شد؟ آقای خاتمی که امام جماعت مسجد هامبورگ بود چگونه رئیس جمهور شد؟ بنی صدر که اقتصاد خوانده بود چطور رئیس جمهور شد؟ تحصیلات من از همه بالاتر است پس با چه منطقی بایستی اعلمی حذف شود؟ در پشت پرده این کلکسیون 200 نفری برای 70 میلیون تصمیم می گیرند. هر کسی  سر سپرده باشد مسئولیت بیشتری می گیرد. ظاهرا در این سرزمین شایسته سالاری شرط نیست بلکه سرسپردگی اساس است

در کشور ما که مثل آمریکا حزبی وجود ندارد تا کاندیدا معرفی نماید، احزاب موجود هم حزب باد هستند و قندیلهای قدرت. ملت به چه چیز شما رای بدهند؟ تا وقتی حزبی وجود ندارد انتخابات هم به این صورت منطقی نیست. در هر دوره برخی از کاندیداها میلیاردها تومان هزینه می کنند ولی اعلمی حتی پول نداردکه با هواپیما به سفرهای خود برود و دوستان قبول زحمت نموده اند و با سواری شخصی به اینجا آمده ایم تا صرفه جویی نمائیم ولی یارو با هواپیما این طرف و آن طرف می رود و تمام تریبون ها را در اختیار دارد.

طرف صحبت من کسانی هستند که متولیان این مسجد را تحقیر کرده اند، مسجد مال ملت است و اینجا هم خانه خداست، اگر بدانیم که اینجا هم خانه شماست من پایم را به مسجد  هم نمی گذارم، ولی تا امروز ما احساس می کردیم که مسجد خانه خداست!

وقتی صحبت دکتر اعلمی به اینجا رسید برق مسجد قطع شد و بلندگوها خاموش شدند و دکتر اعلمی صدای خود را به زور به گوش حضار می رساند.

دکتر اعلمی آنگاه در مورد اساس جمهوریت ایران سخنانی را ایراد نمود و اساس این جمهوریت را طبق قانون اساسی برشمرد و گفت که معمار و نقشه کش این جمهوریت مشکلی ندارد بلکه مشکل از آن آنهایی است که آن را بدجوری اجرا می نمایند.

اعلمی در مورد ولایت فقیه نیز سخنانی ایراد نمود و اظهار داشت که این ولایت یک ولایت الهی نیست بلکه حدود و اختیارات آن در قانون اساسی مشخص شده است.

اعلمی آنگاه در انتها از حضار اجازه خواست و یک بار دیگر بیانیه انتخاباتی خود را قرائت نمود.

 

■ درحاشیه:

ـ زمانی که دکتر اعلمی سخنرانی می کرد و به شدت از عملکرد برخی از نهادهای کشور انتقاد می کرد برق مسجد قطع گردید. بنا به اظهار اهالی محل ساله بود که برق این منطقه قطع نشده بود.

ـ شعارهای متعددی در داخل و بیرون مسجد حمایت از اعلمی گفته می شد. برخی از این شعارها عبارت بودند از: «آذربایجان اویاخدی، اعلمیه دایاخدی» «آذربایجان اویاخدی، اوز اوغلونا دایاخدی» «اوز الیمیز، اوز دیلیمیز، اعلمی دیر قارداشیمیز» «اوز ائلیمیز، اوز دیلیمیز، اعلمی دیر رهبریمیز» «آذربایجان یاتماییب، اعلمی نی آتماییب» و ...

ـ ازآغاز سخنرانی سیل سوالات به صورت نوشته به اعلمی ارائه گردید ولی به علت قطعی برق مسجد امکان پاسخگویی برای آنها فراهم نیامد.

ـ زمانیکه اعلمی از مسجد خارج می شد مردم به دور او حلقه زدند و شعارهایی سر دادند و همراه او به خیابان آمدند. کثرت مردم به حدب بود که برای دقایقی رفت و آمد در خیابان مختل شد.

ـ مارش آذربایجان زمانیکه اعلمی مسجد را ترک می کرد در حیاط مسجد خوانده شد.

ـ پس از پایان مراسم سیل جمعیت به همراه اعلمی به ستاد انتخاباتی وی رفتند. 

کمیته رسانه ای شمالغرب کشور

سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |



بو وبلاگ گرمی شهرینه آدلانیب ایستیمیز بودی کی بو وبلاگ دا شهره گورا بوتون خبرلری سیزلره یترگ و سیزلری آذربایجان عالیملرینن تانیش اده گ یاشاسین آذربایجان
aydin_yasha2003@yahoo.com

عکسهایی جالب از گوشه کنار جهان
اینها اغتشاشگر نبودند بلکه آمده بودند تا از کرامت انسانی و ناموس خود پاسداری کنند!
بيانيه شماره 6 مهندس ميرحسين موسوي
آذرمغان با مرگ خود خواسته به کار خود پایان داد
نتایج اعلام شده انتخابات در تقابل جدّی با احساس عمومی!
هشدار می دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهیم شد
محمود احمدی نژاد دوباره انتخاب شد
دلم برای اعلمی تنگ شده !!!!
نامه سرگشاده اکبر اعلمی به آیت الله خامنه ای
ادعای ولی اسماعیلی در مورد نظرسنجی انتخابات

RSS 2.0







Powered by WebGozar

Design By Parstheme