تبليغاتX
آذربــایـجــــــان
آذربــایـجــــــان



آذربایجان-ین گورکملی شاعیری بختیار وهابزاده وفات ائتدی

آذربایجانین خالق شاعری بختیار واهاب‌زاده 84 یاشیندا وفات ائدیب. خالق شاعری ایله ویدا مراسیمی فئورالین 14-ده کئچیریله‌جک.

بختیار ماحمود اوغلو واهاب‌زاده 1925-جی ایلده شکی شهرینده آنا‌دان اولوب. آذربایجانین خالق شاعری‌دیر.

او، 20 عصر آذربایجان ادبی فیکری‌نین گؤرکم‌لی نماینده‌سی حساب اولونور.

ب.واهاب‌زاده 70-دن آرتیق شعر کیتابینین، 2 مونوقرافیانین، 11 علمی پوبلیسیست کیتابین و یوزلرله مقاله‌نین مؤلفی‌دیر.

خالق شاعری 1995-جی ایلده آذربایجان خالقینین میللی آزادلیق موباریزه‌سینده خصوصی خیدمت‌لرینه گؤره «ایستیقلال» و گلستان پوئماسی آذربایجان-ین ادبیات تاریخینه آدینی قیزیل رنگ ایله یازدیرمیشدیر.

وطن

 

چاغيرير ايندي بوتون ميلتي ايمدادا وطن،
دييشيلمز اي اوغول، جنّته دونيادا وطن.
بيزه مئيدان اوخويان بيلمه­ليدير بيردفعه­ليک،
نه ساتيلماز، نه وئريلمز بينه­دن يادا، وطن.
سينه آلتيندا گرک قلب کيمي هر آن دؤيونه،
يانا اولدوز کيمي هر سؤزده، هر ايمضادا وطن.
وطن عشقيندن اوجالسين بوتون ايستکلريميز،
ياشاسين آرزودا، مقصدده، تمننادا وطن.
اولولار اويمادي وارـ دؤولته، يالنيز دئديلر:

-ان بؤيوک بخشيشيميز بيزدن هر اؤولادا: وطن!
وطن عشقيندن آلار بختييار اؤز قودرتيني
دؤيونر قلبي کيمي هر يئني ميصراعدا وطن.

یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 یازان: آیدین |

چرا سید محمد خاتمی یا میر حسین موسوی!؟

یادداشتی از دکتر اکبر اعلمی :

                                          چرا سید محمد خاتمی یا میر حسین موسوی!؟

با وجود اینکه ،خاتمی بخوبی واقف است که بجز او اشخاص دیگری نیز از میان طیف موسوم به اصلاح طلب بطور رسمی و یا تلویحی اعلام کرده اند که کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری خواهند بود ،با این وصف او پیوسته تاکید می کند که يک نفر از ميان من و میر حسین موسوي نامزد خواهد شد.

بنابراین اولین سوالی که مطرح می شود این است که چرا خاتمی از گزینه های بیشتری یاد نمی کند ،مثلا چرا نمی گوید که از میان اصلاح طلبان یکی کاندیدا خواهد شد و یا چرا نمی گوید: "يک نفر از ميان من ،موسوي ،کروبی ،نوری ،اعلمی و ...نامزد خواهد شد"

 در پاسخ باین سوال چند احتمال متصور است که مهمترین آنها به شرح زیر است:

1-خاتمی یقین دارد که اصلاح طلبان واقعی رد صلاحیت خواهند شد و از میان 70 میلیون ایرانی ،تنها شخصیت های تکراری که در طول 30 سال گذشته امتحان خود را در مقاطع و مناصب گوناگون باز پس داده اند ،امکان حضور در رقابت های انتخاباتی را خواهند یافت.

اگر این احتمال مقرون به صحت باشد ،اولا ،چرا و تا کی مردم باید این قبیل روزمرگی های سیاسی و شخصیت های تکراری و کلیشه ای را تحمل نمایند و اجازه نداشته باشند که از میان افراد جدید و تحول خواه کاندیدای مطلوب خود را انتخاب کنند؟ ثانیا،از یک نامزد اصلاح طلب شناخته شده و تاثیر گذار انتظار می رود که بجای استقبال پیشاپیش از رد صلاحیت دیگران ،از هم اکنون با دفاع از حقوق اجتماعی افراد واجد شرایط ،اصلاح طلبی خود را به نمایش گذاشته و فضائی را ایجاد نماید که برای همیشه به برخوردهای قیم مآبانه شورای نگهبان پایان داده شود.

2-رئیس جمهور سابق کشورمان بر این باور است که بجز وی و موسوی سایرین فاقد مطلوبیت و محبوبیت و پایگاه اجتماعی لازم بوده و شانسی برای رقابت با نامزد طیف موسوم به اصولگرا و پیروزی در انتخابات آینده ندارند.

چنین برداشتی نادرست است زیرا تشخیص میزان محبوبیت و مقبولیت هر یک از کاندیداها نیز با مردم است و تنها پس از تبلیغات و معرفی شدن شخصیت و برنامه های هر یک از نامزدهای ریاست جمهوری ،نتیجه در شمارش آرا مشخص خواهد شد. انتخاب خاتمی در دوم خرداد 76 و احمدی نژاد در خرداد 84 دلیل این مدعاست.  

3-در میان کاندیداهای احتمالی ،خاتمی از حیث شان و منزلت اجتماعی تنها موسوی را هموزن و هم شان خود می پندارد و از دید وی بقیه کاندیداها اساسا محلی از اعراب ندارند.

4-هدف وی ایجاد نوعی سردر گمی و بلا تکلیفی و منحرف کردن افکار عمومی به منظور پیشگیری از تصمیم گیری و آماده سازی سایر کاندیداهای اصلاح طلب است.

گرچه یکی از نتایج شیوه ای که خاتمی در پیش گرفته است به فرصت سوزی و ایجاد شکاف و تفرقه و سردرگمی در میان طیف موسوم به اصلاح طلب منتهی می شود اما با توجه به شناختی که از ایشان دارم ،احتمال درستی گزینه های 3 و 4 و اینکه خاتمی عمدا این روش را اختیار کرده است ،بسیار ضعیف بنظر می رسد.

5- پیروزی اصلاح طلبان در دهمین انتخابات ریاست جمهوری ملازم با حضور یک کاندیدای اصلاح طلب در عرصه رقابت هاست ،از اینرو خاتمی مایل نیست که بجز وی و یا موسوی کاندیدای دیگری از میان اصلاح طلبان در این میدان حضور یابد.

اگر برداشت مذکور صحیح باشد ،این سوال مطرح خواهد شد که چرا خاتمی و یا موسوی!؟ کدام منطق و معیاری ایجاب می کند که سایر کاندیداهای اصلاح طلب بنفع یکی از این دو شخصیت محترم کناره گیری نماید و چرا ایندو بنفع سایر کاندیداها از اعلام نامزدی صرفنظر نمی کنند و اصولا چرا سازوکاری پیش بینی نمی شود تا همه کاندیداها مشابه با رقابت خانم هیلاری کلینتون و آقای اوباما در شرایط یکسان پایگاه اجتماعی و شانس موفقیت خود در انتخابات آتی را مورد ارزیابی قرار دهند و پس از مشخص شدن وزن اجتماعی هریک از نامزدها ، آنگاه در یک موعد منطقی سایرین بنفع فردی که از شانس پیروزی بیشتری برخوردار است کناره گیری کنند؟

6- تنها با کاندیداتوری خاتمی و یا موسوی است که نظر گروههای اصلاح طلب تامین و در این خصوص اجماع حاصل خواهد شد.

با فرض درستی این احتمال ، اولا گروههای موصوف قیّم مردم نیستند و انتخابات گذشته ریاست جمهوری و مجلس نیز نشان داده است که این گروهها هم مانند سایر گروههای سیاسی ،خود در میان مردم از وزن و پایگاه اجتماعی در خور توجهی برخوردار نیستند. ثانیا اگر گروههای یاد شده واقعا اصلاح طلب بوده و به خواست مردم اهمیت می دهند ،منطق حزبی و اصلاح طلبانه ایجاب می کند که بجای تصمیم گیری های زیرزمینی و اتخاذ رفتارهای قیم مآبانه و مستبدّانه ،در طول چند ماه آینده فرصتی را ایجاد نمایند تا همه کاندیداها در شرایط برابر خود را به افکار عمومی عرضه کنند و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری پس از آنکه از طریق نظر سنجی یقین یافتند که خاتمی و یا موسوی دارای بهترین پایگاه مردمی است آنگاه یکی از ایندو را به عنوان کاندیدای خود معرفی نمایند.

7-نظر باینکه تنها با بقدرت رسیدن خاتمی و یا موسوی در انتخاب افراد کابینه وحدت نظر خواهد بود ،بنابراین با انتخاب هر یک از ایندو رویکرد دولت آینده تفاوت چندانی با یکدیگر نخواهد داشت و لذا تبلیغ کنندگان خاتمی بهر صورت سهم خود را دریافت و مطلوبیت نهائی آنها بحداکثر خواهد رسید. به عبارت دیگر قبلا میان موسوی و خاتمی برای تقسیم قدرت توافق حاصل شده و با آمدن هر یک از ایندو نظر و مطلوبیت نسبی دیگری و اطرافیانشان تامین خواهد شد.

اگر هریک از دو احتمال 5 و 6 درست باشد به مفهوم این است که معیار طیف موسوم به اصلاح طلب و خاتمی بیش از آنکه مبتنی بر شاخصه های اصلاح طلبی باشد ناشی از رفاقت ها و گرایشات قبیله ایست مگر اینکه ادعا شود خاتمی و موسوی و کابینه احتمالی ایندو هر دو اصلاح طلب و دارای اهداف و خط مشی های مشترک هستند!

8- بجز موسوی بقیه کاندیداها شباهتی با ویژگی های مورد نظر خاتمی ندارند و همگرائی خاتمی و موسوی در زمینه های سیاسی ،اقتصادی و فرهنگی چنان بالاست که با آمدن هر یک از ایندو مقصود دیگری حاصل خواهد شد.

اگر این احتمال درست باشد آقای خاتمی باید توضیح دهند که این ویژگی ها چیست و قدر مشترک آن در وی و موسوی کدام است و چرا گمان می کند که سایرین فاقد چنین امتیازات و ویژگی هائی هستند!

وانگهی ظاهر امر و عملکرد و مواضع دولت های موسوی و خاتمی حاکیست که تا این لحظه آشکارترین وجه اشتراک میان میر حسین موسوی و سید محمد خاتمی در سلامت مالی و سیادت آنهاست و افزون برآن زمانی خاتمی وزیر فرهنگ و ارشاد کابینه میر حسین موسوی بوده است و بس ،لذا میان سیاست های فرهنگی و اقتصادی و سیاست خارجی ایندو تناسب چندانی وجود ندارد و اساسا مردم میرحسین موسوی را با اقتصاد کوپنی و اقتصاد دولتی کنترل شده زمان جنگ که خود مردم دولت را یاری می کردند می شناسند و این در حالیست که دولت خاتمی را با اقتصاد مبتنی بر تعدیل ساختاری شناخته اند. لذا این سوال قابل طرح است که میان ایندو چه وجه اشتراکی وجود دارد که اینچنین به پیوند میان آنها منتهی شده است؟ مگر اینکه ادعا شود یکی از ایندو عزیز در مواضع خود تجدید نظر کرده و به همین سبب نوعی همگرائی میان آنها ایجاد شده است.

آنچه مسلم است با توجه به تغییر اوضاع و شرایط و تفسیر جدید از اصل 44 قانون اساسی و برنامه چشم انداز بیست ساله که خاتمی هم بیش از اندازه مشتاق اجرای آن است ،بازگشت به دوران موسوی میسّر نیست ،بنابراین تنها احتمال باقی مانده این است که بپذیریم موسوی نسبت به مواضع گذشته اش تجدید نظر کرده است که در این صورت با تصویری که مردم از عملکرد دولت او دارند قابل جمع نیست .بهرروی با توجه به سکوت 20 ساله جناب موسوی هنوز میزان همگرائی سیاسی ،فرهنگی و اقتصادی وی با خاتمی برای نگارنده این یادداشت مشخص نیست و نمی دانم که نگاه عدالت محورانه و استکبار ستیزی موسوی چگونه با سیاست های 8 ساله خاتمی قابل جمع است!؟

احتمال دیگر این است که خاتمی اعتقادی به انجام اصلاحات ندارد و در دو دوره ریاست جمهوری خود هم تحت فشار گروههای موسوم به اصلاح طلب ناگزیر به اتخاذ پاره ای از سیاست های فرهنگی و اقتصادی در کشور و سیاست خارجی و طرح برخی موضعگیری های اصلاح طلبانه شده بود و از اینرو در شرایط جدید می تواند مواضع خود را منطبق بر مواضع دلخواه میرحسین موسوی نماید. بعضی از موضعگیری های پیشین و اخیر خاتمی تا حدودی می تواند این شائبه را تقویت نماید. چنانکه هاشمی رفسنجانی نیز در در مجموعه گفتگوهای خود با صادق زیبا کلام در این باره چنین می گوید:

" ... حتي آقاي خاتمي يک بار به من گفتند من که از اصلاحات چيزي نگفتم، کلمه اصلاحات را بعداً ديگران درست کردند. حرف هاي من همان ها بود که قبلاً آنها را با شما در ميان گذاشته بودم"!

9-تصمیم نهائی در مورد کاندیداتوری یکی از ایندو گرفته شده و با اعلام آن دیگری قطعا در انتخابات شرکت نخواهد کرد. به بیان دیگر هدف خاتمی از طرح چنین موضعی یا ایجاد نوعی سردر گمی در جناح مقابل و مخالفان خود و کاهش تخریب های احتمالی است و یا اینکه از این طریق قصد دارد تا نوعی وحدت و اجماع میان طرفداران خود و موسوی ایجاد کرده و هواداران موسوی را نیز به سمت خود جلب نماید و یا بالعکس. 

این احتمال می تواند قابل دفاع باشد.

10- رابطه عاطفی میان ایندو در مقایسه با دیگر کاندیداها چنان بالاست که با وجود اختلاف عمیق در رویکرد دولت خاتمی با دولت دلخواه میر حسین موسوی ،در اثر بقدرت رسیدن هریک از ایندو مطلوبیت نهائی خاتمی به حداکثر خواهد رسید.

اگر احتمال مذکور درست باشد ،بیانگر آن است که هدف و معیار خاتمی بیش از اینکه معطوف به ایجاد تغییر و تحوّل باشد ناظر به مسائل عاطفی و احساسی است و کافیست که دوستان و مهره های دلخواه وی به قدرت برسند تا مقصود او نیز حاصل شود! اگر این احتمال صحیح باشد ،به هیچوجه قابل دفاع نیست.

11-خاتمی تنها خود و موسوی را اصلاح طلب می داند و از دید وی سایر کاندیداها قادر به انجام اصلاحات در کشور نیستند.

بعید است که این احتمال درست باشد ،زیرا اولا تا کنون میر حسین موسوی از لزوم انجام اصلاحات در کشور سخنی به میان نیاورده است و از مواضع و رفتار و عملکرد ایشان در گذشته نیز چنین برداشتی استنباط نمی شود. وانگهی در کارنامه جناب خاتمی نیز دلیل کافی در اثبات عزم و اراده و توانمندی های لازم او برای انجام اصلاحات و ایجاد تحولات اساسی در کشور وجود ندارد.

بهر روی فارغ از اینکه کدامیک از یازده احتمال فوق درست می باشد ،بایکوت خبری کسانی که حقیقت را فدای مصلحت نمی کنند چاره کار نیست ،بلکه اصلاح طلبی ایجاب می کند که اولا با اجتناب از تکرار خط مشی جناح مقابل و پایان دادن به تمامیت خواهی و انحصار طلبی های مرسوم و تصمیم گرفتن بجای دیگران ،حداقل در آستانه انتخابات آزادی و دموکراسی واقعی را تمرین و به مرحله اجرا بگذاریم و ثانیا با مردم و خصوصا نسلی که نسبت به گذشته اطلاع چندانی ندارند صادقانه مواجه شده و بطور شفاف حقیقت را با آنان در میان بگذاریم و به  آنها خاطرنشان نمائیم که گرچه به قدرت رسیدن شخصیت هائی نظیر آقای خاتمی ممکن است به مفهوم رهائی از وضع موجود و فائق آمدن بر بدترین گزینه متصور یعنی انتخاب مجدد احمدی نژاد باشد ،لیکن به منزله بازگشت به نقطه ای است که چهار سال قبل مردم از آن بازگشته و نادانسته و ناخواسته به چاه احمدی نژاد افتادند ،یعنی باز تکرار همان ضرب المثل سال به سال دریغ از پارسال!

منبع

یکشنبه بیستم بهمن 1387 یازان: آیدین |

شیرینی ریاست یا تلخی مسئولیت

فرض کنید انتخابات ریاست جمهوری می باشد خوب هم می دانید که این نهاد منابع مالی بیکرانی دارد که هر کاری بخواهد می تواند بکند و قدرت زیادی نیز دارد همچنین می دانید بجز عده ای معدود مثل شما سایرین نمی توانند در این انتخابات کاندیدا شوند ، تجربه هم فرضا ثابت کرده روسای جمهور قبلی هرچه قدر هم اشتباه کنند باز هم از او تعریف و تمجید می شود و مردمش !! که هر بلایی سرش بیاورید تحمل می کند و به جانتان دعا می کنند ؛ لیاقت هم نمی خواهد ( مثلا اگر قبلا از عهده اداره یک مدرسه 5 نفره نیامده اید اشکالی ندارد ) ، اگر انتخابات شدید 7 نسل شما با اطرافیانش نورچشمی می شوند اگر هم انتخاب نشدید یه پست در شان شما ( کاندیدای ریاست جمهوری ) بهتان اعطا می شود و ...

اگه واقعا شما بودید در این انتخابات کاندیدا می شدید ؟!؟!

لینگهای زیر را بخوانید !!!

بالاخره خاتمی آمد

آمدنم باید به پشتوانه رای مردم باشد/ جناحها در دولت آینده ائتلاف کنند

حضور حسن روحاني، قطب بندي سياسي كشور را تغيير مي‏دهد

با حضور خاتمي احتمال 2 قطبي شدن انتخابات زياد است

حضور سرزده احمدنژاد بر مزار 5 شهيد گمنام دانشگاه تهران

تئوري وحدت ملي به معناي نامزدي لاريجاني يا عبور از احمدي نژاد نيست

كروبي: با تمام وجود ايستاده و صحنه را خالي نمي‌كنم

سناریوی "مي‌آيم، نمي‌آيم" خاتمي، الگوبرداری از روش هاشمی است

5 نتيجه جلسه امروز خاتمي و ميرحسين موسوي

معصومیت از دست رفته موسوی برای اصلاح طلبان

یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 یازان: آیدین |

اظهارات عجیب اصولگرایان در مورد آمدن میرحسین موسوی

حاج ولی اسماعیلی نماینده گرمی :مصلحت اين است که آقاي ميرحسين موسوي در انتخابات رياست‌‏جمهوري با احمدي‌‏نژاد همکاري کند و با در جريان قرار گرفتن امور اجرايي مهم کشور، در دور يازدهم با صلابت بيشتر به عنوان چهره ماندگار و با صلاحيت وارد ميدان شده و آرزوي دشمنان نظام را در نطفه خفه کند.

موسی قربانی: آمدن ايشان نه به مصلحت اسلام است نه به مصلحت مسلمين که يک اصلاح طلب براي انتخابات رياست جمهوري بيايد.
تا وقتي امام خميني او را قبول داشت، ميرحسين هم نخست وزير بود. اما الان که امام ديگر حضور ندارند و...

از داشتن چنین نماینده ای از خود خجالت کشیدم

برای خواندن کامل نظریات این آقایان که فکر می کنند از همه بیشتر می دانند و مملکت مال اینهاست  " مطلبین دالیسی "  را بخوانید .  نظریات مردم راجع به حرفهای اینها خواندنی تره :


مطلبین دالیسی

چهارشنبه نهم بهمن 1387 یازان: آیدین |

مترسک بازی نیروی انتظامی

بعد از کشف تصادفی حدود 65 کیلوگرم مواد مخدر در یک اتوبوس که به صورت فله ای در یک کارتن بدون جاسازی در انتهای اتوبوس قرار داده شده بود (یا این قاچاقچیان خیلی پررو شده اند یا نیروی انتظامی خیلی احمق ) حالا نیروی انتظامی متوجه گندی که به بار آورده شده و در صدد حفظ آبروی از دست رفته برآمده اما این بار نیز به جای پرداختن به اصل موضوع روی حاشیه مانور می دهد ، چندین نفر در گرمی آنقدربه این کار مشهورند که از بچه هم بپرسی فلانی چه کاره است ؟ سریعا جواب می دهد کریستال ( نوع خطرناکی از مواد مخدر) خرید و فروش می کند طبعا نیروی انتظامی بهتر از من و تو به این مسائل اشرافیت دارد اما چرا به جای یافتن سر نخ در این افراد دنبال انتهای نخ در جاده ها می گردد، چرا با انجام عملیات فنی و پلیسی و اطلاعاتی روی این افراد ریشه قاچاق را در گرمی نمی خشکاند و به صورت کاملا سنتی با گذاشتن ایست و بازرسی در جاده ها مزاحم افراد عادی می شود ایست و بازرسی هم به صورت کاملا سنتی زمان ناصرالدین شاه قاجار؛ نه از دستگاهی خبر است نه از سگی تربیت شده همه این کارها را بلانسبت خودشان انجام می دهند به عنوان مثال یک اکیپ ایست و بازرسی روبه روی پاسگاه بیل داشی گذاشته اند که خیلی مزاحم افراد عادی میشود خیلی از دوستان در این مورد گلایه می کردند اما آدم تا خود به چشم خویش نبینند باور نمی کند تا این که این بلا سر خودم آمد دیروز که به صرف شام میهمان یکی از فامیل در روستا بودیم هنگام برگشت حوالی ساعت 11شب توسط این اکیپ ماشینمان متوقف شد ماموران که تعدادشان حدود 7 نفر بود بدون سلام و علیکی و خسته نباشیدی از راننده خواستند که ماشین را خاموش کند در این لحظه اولین چیزی که به نظرم رسید حادثه تاسوکی بود واقعیتش یه کمی ترسیدم از من وراننده (برادرم) خواستند که از ماشین پیاده شویم بعد مثل لشکریان داریوش هخامنشی به ماشین پراید ما حمله ور شدند تمام سوراخ و سنبه های ماشین بیچاره را زبر و رو کردند حتی جا فندکی را هم گشتند اما دریغ از یک گرم مواد مخدر (یا هر چیزی که که دنبال آن بودند) بعد دست از پا درازتر آمدند طرف خودمان و سوالات شروع شد از کجا می آیید؟ به کجا می روید؟ چه کاره هستید؟ چرا این وقت شب رفت و آمد می کنید؟ چرا زیر انداز در ماشین دارید؟ چرا دوربین فیلم برداری دارید؟ چرا در شب عینک زدید؟ و ... خیلی سوالات مسخره از این شکلی. در تمام مدت ما با لباس میهمانی (کت و شلوار معمولی ) در آن هوای سرد بیرون ماشین بودیم . بعد از این که از پیدا کردن چیزی نا امید شدند فرمان آمد می توانید بروید البته بدون کوچکترین عذر خواهی بابت داغون کردن ماشین و علاف کردن خودمان ؛ در حالیکه حسابی ترسیده بودیم لام تا کام حرفی نزدیم در هنگام بر گشت به گرمی که از این اقدام شوکه شده بودم یاد سفری افتادم که چند سال پیش به خارج داشتم خوب یادم است که هنکام کنترل مدارک ورود در فرود گاه ماموری که این کار را انجام می داد جوانی بود خوش هیکل، مرتب ، ریش و سبیل تراشیده و ادکلن زده و بسیار مودب که از دیدن چنین ماموری احساس خوبی به آدم دست می دهد در جای جای نقطه آن کشور (در نظر ما کافر) مامورین همه به این صورت بودند که آدم با دیدنشان احساس توام با آرامش و امنیت می کرد اما مامورین نیروی انتظامی در ایران چطور؟ با دیدنشان ترس به آدم دست می دهد خدایا به ما گیر نده ! خدایا ما را اذیت نکنه! و خیلی از این استرس ها؛ در حالی که خلاف کاران چنین ترسی از آها ندارند

به نظر نگارنده نیاز به تحولی عمیق در سیستم نیروی انتظامی احساس می شود امید است (که خودم ندارم ) مسئولین ذیربط به این مشکلات بسیار جدی در درون نیروی انتظامی توجه ویژه داشته و سعی در حل آن داشته باشند

چهارشنبه نهم بهمن 1387 یازان: آیدین |

ناگفته هایی از مدیریت بحران در دهه نخست

شکستن روزه سکوت میرحسین موسوی نخست وزیر دوران جنگ در مصاحبه با سایت حامیانش ( کلمه ) بعد از ۲۰ سال

 انتشار اولین گفت و گوی رسانه ای و پایان دو دهه سکوت مدیری که در سخت ترین شرایط، مسوولیت مهار هزاران بحران را در اداره امور عمومی کشور عهده دار بوده است، بسیار پر معناست.
او اکنون به همان اندازه در شکست سکوت خود مصمم است که در آن دو دهه سکوت مصمم  بود. میر حسین موسوی بی تردید نمونه ای منحصر به فرد در تاریخ سیاست ورزی ایرانی است که در اوج اقبال عمومی، سکوت را به تقسیم کردن اعتماد مردم با دیگر صاحبان قدرت ترجیح داد.

همچنان که سکوت 20 ساله او ناگفته هایی بسیار دارد، یک دهه مدیریت او بر کشوری که در اولین سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هزاران بحران اقتصادی و اجرایی را همزمان با جنگ تجربه کرده است، ناگفته هایی شگفت دارد.

او از پیچیدگی های رصد کردن امور اجرایی و مدیریت تأمین نیازهای اقتصادی کشور در شرایط سخت جنگ سخن می گوید. گویی اتاق نخست وزیر ،اتاق مدیریت بحران کشور بوده است.

نخست وزیر برای نخستین بار از پیچیدگی ها و دشواری های فرآیند تدوین سناریوی های فوق محرمانه مدیریت بحران در اداره امور عمومی در دهه نخست پرده برمی دارد، سناریوهایی که گاه تنها 9 نسخه از آن تدوین شد.
اما استراتژیست مدیریت بحران که بیشترین بهانه را برای مسدود کردن و محرمانه کردن جریان اطلاعات در دولت خود داشته است، از مزایا و کارکرد های مثبت روابط دموکراتیک دولت و مجلس و انتشار جزئیات اسناد بودجه ارزی کشور  و  تعامل دیدگاه های مختلف اقتصادی در درون دولت دهه نخست انقلاب برای مدیریت بحران سخن می گوید.

قدرت اداره مهندس موسوی به معنای قدرت اداره کشور با کمتر از 5 میلیارد دلار درآمد ارزی و به تعبیری کمتر از 8 درصد درآمد برخی از سال های کنونی است، به گونه ای باورنکردنی بسیاری از شاخص های اقتصادی ای که حاصل مدیریت او در اوج جنگ و بحران اقتصادی کشور است، در مقایسه با دوران پس از جنگ موفق ترند، اما اولین گزاره های میرحسین برای روایت سازوکار های اداره امور عمومی در دهه نخست، توصیف موفقیت های خود و تیم کارشناسانش نیست؛ او از «مديريت يك ملت بر خود» سخن می گوید. میرحسین با ادبیاتی ساده و صادقانه به توصیف مفهوم جامعه شناختی "سرمایه اجتماعی" و نقش آن در مدیریت بحران های دهه نخست می پردازد که خود حاصل تحولی عمیق در مناسبات دولت - ملت در دهه نخست است.

او که اکنون رنج سال ها نادیده گرفته شدن این سرمایه بزرگ ملی را در سینه دارد، به خوبی توضیح می دهد چگونه سرمایه اجتماعی، قدرت بازسازی همزمان با جنگ را به دولت دهه نخست انقلاب می داده است.
 نخست وزیر دهه نخست انقلاب تفسیر  پدیده های اجرایی این دهه را مستلزم  درک زمینه های عملی و فکری  وقوع این پدیده ها می داند. شاید به دلیل غفلت از اهمیت درک همین زمینه ها ست که برخی از اطلاعات این متن برای خوانندگان شگفت انگیز  باشد. واقعیت این است که دولت میرحسین موسوی بنیانگذار سیاست گذاری در بسیاری از محور  هایی است که رقیبان و رندان سعی کردند با سوء استفاده از سکوتش ، دولت وی را به نادیده گرفتن آن ها محکوم کنند.

آن چه که پیش روی دارید بخشی از اسناد تاریخ انقلاب اسلامی است که تا کنون در سینه مدیر دهه نخست انقلاب مستتر مانده است. اسنادی که بی تردید استمرار روایت آن ها از سوی میرحسین موسوی وقوع یک تحول گفتمانی در  سیاست داخلی ایران را به دنبال خواهد داشت. آنچه برای ما روشن است این واقعیت است که او سکوت خود را شکسته است.

متن مصاحبه سایت خبری تحلیلی "کلمه" با مهندس میرحسین موسوی با محوریت تبیین دیدگاههای اقتصادی پیش روی شماست. 

برای خواندن مصاحبه بر روی لینگ " مطلبین دالیسی " کلیک کنید


مطلبین دالیسی

پنجشنبه سوم بهمن 1387 یازان: آیدین |



بو وبلاگ گرمی شهرینه آدلانیب ایستیمیز بودی کی بو وبلاگ دا شهره گورا بوتون خبرلری سیزلره یترگ و سیزلری آذربایجان عالیملرینن تانیش اده گ یاشاسین آذربایجان
aydin_yasha2003@yahoo.com

RSS 2.0





Powered by WebGozar

Design By Parstheme