تبليغاتX
آذربــایـجــــــان
آذربــایـجــــــان



اعلام کاندیداتوری مهندس میرحسین موسوی در انتخابات

به امید ادای وظیفه قصد خویش را برای نامزد شدن درانتخابات ریاست جمهوری اعلام می كنم

متن کامل بیانیه به شرح زیر می باشد:


بسم الله الرحمن الرحیم


انتخابات ریاست جمهوری كه بزرگترین جشنوارۀ جمهوریت در نظام ماست نزدیك می‌شود. در آستانۀ این رویداد سرنوشت‌ساز جای آن است كه هر جان شیفتۀ عدالت و آزادی و استقلال و توسعه كه به تحقق این آرمان‌ها در چارچوب جمهوری اسلامی فكر می‌كند به وظائف و تعهدات خود از نو بیندیشد و با هدف استقرار یك جامعه ارزشی مبتنی بر آموزه‌های اسلام ناب محمدی (ص) و متكی بر اندیشه‌های حضرت امام خمینی مسئولیت خویش را بازشناسی كند. بر مردم شریف ایران پوشیده نیست كه اینجانب طی ماه‌های گذشته با كمك و همفكری آنان در تكاپوی این جستجو بوده‌ام؛ وضعیت كشور ، انتخاب‌های پیش‌رو ، حوادث ممكن، ظرفیت‌های موجود و بسیاری نكات خرد و كلان دیگر را مورد دقت قرار دادم و هرچه پیشتر رفتم همان دلایل و عواملی كه در وهله‌های گذشته به عدم حضور در صحنۀ انتخابات فرا می‌خواندند بیشتر مرا متقاعد كردند كه این زمان زمانی دیگر است و حضور را ایجاب می‌كند. اینك نه از روی خودپسندی تا ارزش‌ها و ارجمندی‌های همگنان را  نادیده بگیرم، و نه از سر تجاهل تا مشكلات پیش رو را  ناچیز و بضاعت اندكم را كافی از توكل به خداوند بدانم، بلكه به امید ادای وظیفه قصد خویش را برای نامزد شدن در دورۀ دهم از انتخابات ریاست جمهوری اعلام می‌نمایم.

مستضعفان این مطمئن‌ترین پایگاه برای ارزش‌های برآمده از انقلاب اسلامی و آماده‌ترین قشر برای اصلاحگری و پایبندترین پشتوانه برای اصول و اصول‌گرایی صبورانه به‌گوشند كه آیا فرزندان مصدرنشین‌شان همچنان به جایگاه عزیز آنان اقرار می‌كنند و بر وظایف تخطی‌ناپذیرشان در حمایت از منافع محرومین اصرار می‌كنند. معنای این انتظار را چگونه لمس كرده‌ است كسی كه نداند در سفره‌های كوچك آنان اولی‌تر از نان اعتنای صادقانه به ارزش‌هایی است كه جان جوانانشان را خرج آن كرده‌اند؟ این اولویتی است كه چشمه‌های بركت را از زمین می‌جوشاند. تنها نمونه‌ای از این جوشش دست‌آوردهای برگشت‌ناپذیر جوانان دانشمند ما در زمینه انرژی هسته‌ای است. اگر سرهای آنان در مقابل اجنبی خم بود و یا احساس می‌كردند كه آزادی گفتن و شنیدن و انتخاب كردن ندارند هرگز چنین جوشش‌هایی از آنان سر نمی‌زد. ما این كامیابی‌ها را با هزینه‌ كردن بودجه‌های نجومی به دست نیاورده‌ایم، بلكه ارزش‌ها هستند كه چنین میوه داده‌اند و بركت آفریده‌اند.

به‌ویژه جا دارد كه ارزش آزادی در این عصر مورد توجه چندین‌باره قرار گیرد. این آرمانی است كه خرازی‌ها و باقری‌ها و باكري ها در پای آن جان داده‌اند، زیرا اگر آنان و یارانشان نمی‌ایستادند از جمله نخستین نعمت‌هایی كه از ما سلب می‌شد آزادی بود. ما را چه می‌شود كه به كمترین بهانه خانۀ آرزوهای همت را خراب می‌كنیم تا به جایش برج‌هایی از جاه‌طلبی خود بسازیم؟ بايد بدانيم كه گشودگي در مقابل انتظار مستضعفان و بازگشت به ارزشها هرگز كوشش براي يافتن راه حل هايي  كه به نيرومند شدن اقتصاد كشور بيانجامد ، فضاي كسب و كار را رونق دهد و از  نيروهاي مولد و توليد ملي حمايت همه جانبه كند از اهميت نخواهد انداخت.

شاید كسانی تصور كنند عجله برای عملی كردن چنین نیت خیری استفاده از هر شیوه‌ای را مباح می‌كند، ولو این كه شامل قانون‌شكنی‌های گسترده باشد . این کار صرفا نقض عهد با ملت نیست بلکه انکار خرد جمعی است. اینجانب صراحتا اعلام خطر می‌كنم كه تداوم چنین رویه‌ای به آشفتگی‌های لاعلاج در نظام مدیریتی منجر می‌شود، تا جائی که یک روز در كشور سنگی بر روی سنگ نماند. آیا فرصت هايي که تبعیت از قانون در اختیار قرار می‌دهد پیش از این  مستهلک شده است که دست به این بازی خطرناک می‌زنیم؟ قانون اساسی ما برای رسیدن به همین اهداف دارای ظرفیت‌های عظیمی است كه همچنان می‌توانند به فعلیت برسند. به ویژه راهبردهای ارزشمندی كه اصل‌های 43 و 44 از این میثاق ملی را شكل داده‌اند نیاز به توجه بيش از پيش دارند و ما موظفیم منابع كمیاب موجود را با تخصیص حداكثری در جهت تحقق هرچه كاملتر آنها به كار بندیم و از هدر دادن اين منابع در خدمت منافع كوتاه مدت و اغراض سياسي كم بها جلوگيري كنيم.

اینجانب ادعا نمی‌كنم كه اهداف پیش رو  به صرف انتخاب یك شخص قابل دستیابی است، بلكه خواست عمومی برای تجدید نظر در سیاست‌ها و گسترش گفتمان انقلاب اسلامی و تكیه بر ارزش‌های بنیادین زائیده از آن در سطح عموم است كه می‌تواند ضامن چنین تحولی باشد. حتی در آن صورت نیز نباید منتظر معجزه بود. به ياد داشته باشيم كه يك قدم پيشرفت كه واقعا محقق شود بر آرزوهاي درازي كه جامه‌ی عمل نمي پوشند برتري دارد.

به زودی شور مبارزات انتخاباتی فراگیر می‌شود و درحرارت آن هر شخص و گروه جرعه‌هایی از آنچه كه هست را به مردم می‌چشاند و نمونه‌ای از  دولتی كه برقرار خواهد كرد را در معرض دیدگان بینا قرار می‌دهد. شاید نتوان یك انتخابات جدی را در فضایی خالی از خرده‌گیری، به ویژه نسبت به دولتی كه حاكم است در نظر آورد. با این همه لازم است كه احترام دولت قانونی جمهوری اسلامی به دقت رعایت شود و انتقادات به صورت روشنگرانه، مستدل، دلسوزانه و نه با قصد فریب ارائه گردد.

در جریان فعالیت‌های انتخاباتی، ستاد اینجانب حق چاپ و تكثیر عكس مرا نخواهد داشت و از علاقمندانی كه ممكن است به صورت خودجوش وارد صحنۀ تبلیغات شوند نیز انتظار دارم كه به این خواسته‌ی خدمتگزار خود توجه كنند. از نظر من نوشته سادۀ یك شهروند علاقمند به سرنوشت كشور در پشت شیشه‌ی مغازه‌اش دلنشین‌ترین و موثرترین الگوی تبلیغاتی است. این نه بدان معناست كه استفاده از تصوير را الزاما مسرفانه و یا فریبكارانه بدانم، بلكه می‌خواهم از كارهایی كه شایعه شیوعشان را در فصول انتخابات شنیده‌ام، و امیدوارم هرگز واقع نشده باشند، به اكیدترین وجهی پیشگیری كنم. هرگونه عمل خلاف اخلاق حضور و نشاط مردم را در صحنۀ انتخابات خدشه‌دار می‌كند. چنانچه نام اینجانب در معرض اسائه قرار بگیرد انتظار از علاقمندان و حامیان سكوت است، چه رسد به آن كه خدای‌ناكرده خود مرتكب هتك حرمت و بی‌ادبی نسبت به كسی شوند و نوشته یا گفتۀ ناحقی را اشاعه دهند. علاقمندان مطمئن باشند اگر مواردی رخ دهد كه بر حسب موازین اخلاقی و قانونی نیاز به پیگیری داشته باشد ستاد به وظیفۀ خود در این زمینه عمل می‌كند. همچنین از همۀ عزیزان و دوستان تقاضا دارم به هیچ‌وجه از امكانات و اموال عمومی، چه به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم، در امور انتخاباتی استفاده نكنند.

و سرانجام وحدت؛ حل مسائل بزرگ نه فقط نیاز به همفكری همه اندیشه‌ها و گفتمان‌ها ، كه به وحدت و انسجام تمامی نیروهای توانمند كشور نیز نیازمند است. امیدوارم با پختگی و حكمتی كه در دلسوزان وجود دارد بتوانیم سرانجام به این هر دو ضرورت پاسخی درخور بدهیم.

برای مردم ایران آرزوی بهروزی می‌كنم و از ایزد منان تقاضا دارم به بهترین وعده‌هایی كه به برترین بندگان خویش داده است در مورد این ملت بزرگوار وفا كند، كه پیامبرانش گفته‌اند: فمن تبعنی فانه منی.

چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 یازان: آیدین |

اعلام کاندیداتوری اکبر اعلمی در انتخابات ریاست جمهوری

بیانیه اعلام نامزدی اکبر اعلمی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری


« ان‌ الله يأمركم‌ ان‌ تؤدا الامانات‌ الي‌ اهلها »

 در سال 1357 انقلابی در ایران بوقوع پیوست تا با ریشه کن کردن اختناق و استبداد و میوه نامشروع آن یعنی قدرت مطلقه ،شهد آزادی و جمهوریت را به کام مردم بچشاند و به مدد معنویت و ارزش های اسلامی ،عزّت و کرامت انسانی را که به حاشیه رانده شده بود وارد متن نماید و بدینوسیله امکان و زمینه حاکمیت انسان بر سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود را فراهم سازد. اکنون سه دهه از انقلاب می گذرد و ما تنها شاهد فربه تر شدن قدرت و انتقال آن از یک طبقه به طبقه دیگریم بدون آنکه عملا در ساختار و شیوه توزیع قدرت و نظارت بر آن تغییر بنیادی حاصل شده باشد. لذا به موازات تمرکز هرچه بیشتر قدرت غیر پاسخگو  و فربه تر شدن آن ،میل به مرید پروری  وسرسپرده کردن مردم و برخورد قهری با هرگونه منتقد و معترض برخی از قدرتها در حال افزایش است که نتیجه آن از یکسو نهادینه شدن فرهنگ تملق و چاپلوسی بصورت سلوک و رفتار ایرانی ،بازتولید ناهنجاری ها و فساد در اشکال مختلف آن ، عمیقتر شدن شکاف طبقاتی ،توسعه و ترویج خرافه پرستی و تحمیق مردم ،دخالت در حوزه دین و اندیشه و استفاده ابزاری از مذهب و باورهای دینی برای توجیه و تحکیم قدرت ،تحدید حقوق اجتماعی و شهروندی و حقوق بشر به شیوه های گوناگون و به چالش کشیدن حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود با توسل به بدعتی بنام نظارت استصوابی و منزوی ساختن نخبگان جامعه و فرزندان اصلی  و وفاداران به آرمان های اصیل انقلاب ،میلیتاریزه کردن کشور و جیره بندی جمهوریت و آزادی در وجوه مختلف آن به عنوان دو رکن اصلی دستاوردهای انقلاب آنهم به بهانه دفاع از نظام و جلوگیری از به مخاطره افتادن امنیت ملی و اشتیاق هرچه بیشتر برای انجام ماجراجوئی های مخلّ امنیت وازدیگرسو دایه مهربانتر از مادر شدن برای دیگران در حالیکه چنین دغدغه ای برای تامین رضایت میلیون ها تن از هموطنان داخل و خارج از کشور وجود ندارد، با گسترش نارضایتی ها دربرخی عرصه ها در داخل کشور و کاهش اعتبار و منزلت ملت ایران در خارج از مرزهای کشورمان مواجه می باشیم که برآیند این همه معطوف به درجا زدن در مرحله امنیت ،تضییع سرمایه های ملی ،تبدیل فرصت ها به تهدیدات و ناامید کردن ملت از انجام هرگونه اصلاحات است.

گرچه در سال 1376 تب اصلاحات با هدف تغییر و استیفاء حقوق ملت ،سراسر ايران را شعله ور ساخته و به هیات حاکمه نیز این فرصت را داد تا با تن دادن به پاره ای از اصلاحات ساختاری و روبنائی مانوس با آرمانهای موعود انقلاب ،مردم و بویژه طیف خاموش جامعه را دوباره با نظام حاکم آشتی داده و امید و نشاط را بر جامعه حاکم سازد، لیکن کارشکنی و مقاومت قدرت های خودکامه و ناکارآمدی و عدم کفایت دولت موسوم به اصلاحات و فرصت سوزی هائی که صورت گرفت و خصوصا مصادره شدن خیزش مدنی و اصلاح طلبانه مردم بنام یک جریان زیاده خواه و میراث خوار ، این بار نیز مانند مشروطه حرکت اصلاح طلبانه زمین گیر شده و برای چندمین بارمردم ایران را در کام گرفتن از یک فرصت تاریخی محروم ساخت. با این وصف ملت ایران برای تعیین مسیر سرنوشت خود و تغییر وضع نامطلوب به وضع مطلوب ،همچنان تشنه فروریختن مرزهای غیر قانونی قدرت های متمرکز و غیر قابل نظارت می باشد.

 البته قانون اساسی  موجود ،تغییرات اساسی در ساختار قدرت را بر نمی تابد اما در همین قانون منافذ و مجاری و ظرفیت هائی برای اصلاح امور وجود دارد که در صورت شناخت و بهره گیری مناسب از آن با حداقل امکانات نیز می توان تغییرات حداکثری را برای تامین رضایتمندی مردم ایجاد نمود. لیکن اصلاح امور در وهله نخست مستلزم آگاهی از واقعیت های ساختار قدرت و توزیع نامتعادل آن و شناخت مجاری و ظرفیت های قانونی مورد اشاره می باشد.

وانگهی اعتماد به خود و راهی که در پیش روست نخستین شرط پذیرفتن مسئولیت ها و تغییرات بزرگ است. قهرا مردان کوچک و مرعوب هرگز نمی توانند بانی و معمار تغییرات بزرگ باشند. تاریخ نشان داده است که تغییرات بزرگ به مردان بزرگ با عزم و اراده پولادین نیازمند است.

بزرگترین تفاوت مردان بزرگ با کوچک مردان در این است که  مردان کوچک به مظلوم نمائی روی می آورند و مردان بزرگ در برابر ظالم می ایستند و حق مظلوم را مطالبه می کنند.

مردان بزرگ اراده می کنند و مردان کوچک تنها به آرزو کردن اکتفا می نمایند، مردان بزرگ چون دیگران بر زمین می‌افتند اما با تکیه بر عزم و اراده پولادین خود دوباره بر می‌خیزند ،در حالی که مردان کوچک از دلهره‌ی زمین خوردن ،پیوسته زمین گیرند. مردان بزرگ، بگونه ای  زندگی می‌کنند که شرمسار خود نباشند و اگر مرگ آنان فرارسیده باشد ایستاده می‌میرند تا مرگ را شرمسار خود سازند در حالی که مردان کوچک تنها می‌میرند و شرمندگی را برزبان جاری می سازند. مردان بزرگ، در سراندیشه‌هایی شکوفا و بالنده می‌پرورانند و در مسیر تحقق آنها، سبک‌بال و استوار گام برمی‌دارند و عاقبت ﺗﺎرﻳـﺦ را ﺷﻜﻮه می بخشند. در حالی که مردان کوچک، تنها به شکست و پیامدهای ناشی از آن می‌اندیشند.

اگر خدا یاری نماید می توان اراده کرد ، اندیشه های شکوفا و بالنده در سر پرورانید و در مسیر تحقق آنها گام برداشته و لاجرم تاریخ را شکوه بخشید و مرگ را هم شرمسار خود ساخت.  

نظر باینکه کمی بیشتر از یک قرن پیش مشروطه به عنوان نقطه عطف تغییر و وادار کردن هیات حاکمه به قبول اراده ملت و سرآغاز توزیع قدرت و قانونگذاری و حاکمیت از تهران شروع شد و در نیمه های راه با پا پس گذاشتن تهران و زمین گیر شدن مشروطه ،مردانی چون سردار ملی و سالار ملی در همین خطّه حرکت نیمه کاره تهران را به سرانجام رسانده و مشروطه را جلا دادند ،بیاری و توکل به خداوند اکنون بنده نیز از همین نقطه نامزدی خود برای  شرکت در دهمین انتخابات ریاست جمهوری را اعلام می کنم تا در صورت حمایت ملت ایران در یک حرکت کاملا مدنی و با استفاده حداکثری از ظرفیت های حداقلی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آرمان های فراموش شده نخستین انقلاب و تغییرات و تمنیّات اصلاح طلبانه مردم ایران که در دولت های پیشین فلج و زمین گیر شده است را به سرمنزل مقصود برسانم.

شخصا بر این باورم که این آرزو زمانی رنگ واقعیت بخود خواهد گرفت که مردم عزم خود را برای اصلاح امور و انجام تغییرات اساسی جزم کرده و به حمایت از کسانی برخیزند که عمل و کارنامه آنها معرف عزم و توانمندی آنها برای ایجاد تغییرات دلخواه است و چه زیبا فرموده است که "ان الله لا یغیرّ مابقوم حتی یغیّروا ما بانفسهم"

سه شنبه بیستم اسفند 1387 یازان: آیدین |

بازخوانی پرونده‌ی برخورد با آیت‌الله شریعتمداری در گفتگو با فرزند ایشان

بی‏شک مراجع تقلید و روحانیون بلندپایه‏ی مستقل از نظام جمهوری اسلامی، در طول این سی سال، یکی از مهم‏ترین قربانیان نقض حقوق بشر حاکمان نظام اسلامی بوده‏اند.

در این برنامه از سلسله برنامه‏های رادیو زمانه، پیرامون بررسی سی سال حقوق بشر در ایران، به بازخوانی پرونده‏ی تاریخی برخورد با آیت‏الله سید کاظم شریعتمداری، یکی از مراجع تقلید مخالف آیت‏الله خمینی می‏پردازیم.

مهندس حسن شریعتمداری، فرزند آیت‏الله شریعتمداری، این بخش از تاریخ انقلاب اسلامی را این‌گونه روایت می‌کند:

حسن شریعتمداری: در فروردین سال ۱۳۶۰، روزنامه‏ها از قول قسمت اطلاعات نیروهای مسلح شروع کردند به نقل این که آقای قطب‏زاده درصدد کودتایی بوده و این کودتا کشف شده است.
چند روز بعد اعلام کردند که آیت‏الله شریعتمداری از این کودتا اطلاع داشته و شروع به نشر انواع و اقسام تهمت‏ها و توهین‏ها کردند. 

مدت کوتاهی بعد از آن، نیروهایی که بعد به بسیج ملقب شدند (آن روز هنوز این اسم را نداشتند و گروه‏های فشار بودند)، در اطراف منزل پدرم شروع کردند به شعارهای مرده باد و زنده باد، دادن.
بعد رفتند، دارالتبلیغ اسلامی را تصرف کردند. دارالتبلیغ اسلامی، مرکز آموزشی‏ای بود که پدرم به سبک مدرن تاسیس کرده بود.

پس از آن سپاه منزل پدرم در قم را محاصره کرد. ایشان در محاصره بود و در ایام محاصره، آقای ری شهری با عده‏ای رفتند و از ایشان بازجویی کردند. بعد نوار بازجویی پدرم را مونتاژ کردند و یک بازجویی شش ساعته را به یک اعتراف تلویزیونی چند دقیقه‏ای تبدیل و آن را از تلویزیون پخش کردند.

البته آقای قطب‏زاده را محاکمه و اعدام کرده بودند. پدر من را بدون هیچ جرمی دو سال در منزل نگاه داشتند.
در عرض این مدت پدرم بیمار شد. ایشان را از معالجه محروم کردند و نگذاشتند پزشکانی را که می‏خواستیم، به ایشان دسترسی داشته باشند. ایشان در اثر طول مدت مرض، به سرطان پروستات دچار شد. وقتی کار از کار گذشته بود، اجازه دادند در بیمارستان مهر بستری شود که متاسفانه معالجات به علت پیش‏رفتگی سرطان موثر واقع نشد و ایشان فوت کردند.

بعد از وفات هم وصیت ایشان را انجام ندادند و در مراسم تشیع، محل دفن و… از انجام وصیت او خودداری کردند.
امروز دیگر اسناد بیرون آمده و معلوم است که این توطئه‏ای بیشتر از طرف آقای احمد خمینی و با اطلاع شخص آیت‏الله خمینی نبوده است.

این را آیت‏الله منتظری در خاطرات‌شان نوشته‏‏‏اند، آقای کیانوری هم در اعترافات خودشان نوشته‏اند که سرهنگ عطاردی و سرهنگ کبیریان از طرف حزب توده در تشکیلات آقای قطب‏زاده نفوذ کرده بودند و گزارش‏‏ها را به صورتی که حزب توده می‏خواست، داده بودند.

هم‏چنین خاطرات یک جاسوس شوروی، به عنوان «اسناد میتوخیم» که بلشویست کا.گ.ب بود منتشر شده و در این اسناد هم نوشته‏اند که: ما چهره‏های لیبرال ایران، از جمله آیت‏الله شریعتمداری، را می‏خواستیم حذف کنیم و از آقای یاسرعرفات که جاسوس ما بود خواستیم تلگرافی به آقای خمینی بزند، مبنی بر این که آقای قطب‏زاده مشغول کودتا است و آقای شریعتمداری هم در این کودتا دست‏اندرکار است و به این وسیله‏، آقای خمینی را وادار به حذف ایشان کردیم. البته‏، فکر می‏کنم، آقای خمینی خودشان هم قبلا داوطلب این کار بودند.

چه اسناد و مدارکی را همان موقع عوامل آقای ری شهری و دیگران، مبنی بر دخالت مرحوم آیت‏الله شریعتمداری در آن جریان ارائه دادند؟

پدرم شخصی به اسم آقای مهدوی، پیش‏نماز یکی از مساجد نازی آباد تهران را، به علت این که اهل محل از جنبه‏ی اخلاقی ایشان رضایت نداشتند، از نماز جماعت خلع کرده بود. ایشان را به وسیله‏ی آقای حجازی (بعداً آقای حجازی را هم اعدام کردند) فرستادند پیش پدرم که از او دلجویی شود.

آقای مهدوی در این دیدار به پدرم گفته بود که با آقای قطب‏زاده در تماس است و ایشان درصدد انجام کارهایی است. پدر من، آقای مهدوی را نهی کرده بود و گفته بود این کارها فایده‏ای ندارد و به جایی نمی‏رسد.

بعداً، آقای ری شهری و آقای خمینی می‏گفتند شما که اطلاع داشتید، چرا این قضیه را اطلاع ندادید. مرحوم پدرم هم گفته بود: با توجه به رویه‏‏ای که شما دارید، نمی‏توانستم بی‏گناهان را اطلاع بدهم و ثانیاً فکر نمی‏کردم این‏گونه چیزهای مضحک به نتیجه‏ای برسد. بنابراین بر خودم وظیفه‏ای نمی‏دیدم.

جامعه‏ی مدرسین قم با امضاهای فراوان، اعلامیه‏ای دائر بر خلع مرجعیت ایشان انتشار داد. بعداً مدرسین یکی یکی به ما مراجعه کردند و گفتند ما تحت فشار آقای احمد خمینی بودیم و مجبور شدیم آن را امضا کنیم.
هیچ سندی در دست نبود و امروز اساس این پرونده، اصلا معلوم نیست چه شده و کجاست.

آن‏طور که آقای منتظری می‏گویند، اصولا چیزی به اسم کودتا نبوده است. آقای منتظری در خاطراتشان نوشته‏اند که: «آقای احمد خمینی خودش داد مقداری اسلحه نزدیک جماران چال کردند و بعد هم خودشان آن‌ها را کشف کردند. آقای قطب‏زاده را دستگیر کردند و به ایشان وعده دادند که شما بگویید که می‏خواسته‏اید کودتا کنید، مورد بخشش قرار خواهید گرفت. ولی بعد هم تخلف کردند و ایشان را اعدام کردند.»

آیا از اطرافیان، نزدیکان و هواداران فکری آیت‏الله شریعتمداری در آن مقطع، کسی به زندان افتاد و مورد آزار و اذیت قرار گرفت؟

بله، برادران جوراب‏چی و عده‏ی زیاد دیگری را دستگیر کردند. از روحانیون و طلاب قم، افرادی مثل آقای جویباری و دیگران را گرفتند.

حتا مرحوم آیت‏الله صدر را چون در مراسم ترحیم مرحوم پدرم شرکت کرده بود، بازداشت کردند. مرحوم آیت‏الله صدر برادر امام موسی صدر و خود از آیات بسیار برجسته و فرزند آیت‏‏‏‏‏‏‏‏الله صدر، مرجع تقلید شیعیان جهان و از مجتهدین مبرز بود.

با این وجود به قدری آقای خمینی شخصا، روی این پرونده حساس بود که ایشان را به علت این که در ختم پدرمن شرکت کرده بود، بازداشت کردند

شنبه هفدهم اسفند 1387 یازان: آیدین |

پرتاب کفش به سوی احمدی نژاد در شهر اورمیه

اورمونیوز: بعد از ظهر دیروز چهارشنبه چهاردهم اسفند محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران برای دیداری یک روزه به اورمیه سفر کرد. احمدی نژاد حوالی ساعت ۲ بعد از ظهر با کاروانی از اسکورت از فرودگاه اورمیه حرکت کرده و با طی مسیری نسبتاً طولانی برای سخنرانی در استادیوم تختی شهر اورمیه حضور یافت.

سفر محمود احمدی نژاد به شهر اورمیه دارای حاشیه های بسیاری بود اما مسئله بسیار مهمی که مردم را متعجب و شوکه نمود، پرتاب کفش و اشیای مختلف به سوی احمدی نژاد و برخورد با اتومبیل همراهان احمدی نژاد و عکس العملل غیر قابل تحمل آنها بود. هنگام عبور کاروان محمود احمدی نژاد به سمت استادیوم تختی٬ پیرمردی که برای دادن نامه ای به احمدی نژاد وارد خیابان مطهری شده بود با اتومبیل همراهان رئیس جمهور تصادف نمود ولی همراهان و محافظان وی بدون توجه  به راه خود ادامه دادند که مردم از پیاده رو به خیابان سرازیر شده و جلوی اتومبیل ها را گرفتند. وقتی که آمبولانس کاروان از کمک به پیرمرد زخمی خودداری نمود بین مردم و نیروهای لباس شخصی همراه کاروان برخورد مختصری صورت گرفت. در نهایت با هو کردن مردم آمبولانس مجبور به انتقال پیرمرد زخمی به بیمارستان گردید. در حرکت اعتراضی تعجب آوری که همه مردم را شوکه کرد وقتی اتومبیل رئیس جمهور در میدان ولایت فقیه به سوی خیابان امام حرکت می کرد و احمدی نژاد از اتومبیل روباز به سوی مردم  دست تکان می داد از مقابل  موسسه مالی مهر ( واقع در میدان ولایت فقیه – مرکز) لنگه کفشی به سوی احمدی نژاد پرتاب شد. مأموران به سوی مردم هجوم بردند ولی علیرغم جستجوی فراوان موفق به دستگیری کسی نشدند و بعد از اندکی فرد دیگری نیز در اول خیابان امام کلاه سیاه رنگی به سوی احمدی نژاد پرتاب کرد. همه مردم شاهد این حرکات اعتراضی بودند و این موجب شد که اتومبیل احمدی نژاد به سرعت از محل فاصله بگیرد.

نقطه قابل توجه این سفر نامه های مردمی بود که تعداد بی شمار آنها حاکی از وضعیت سخت مردم  می باشد. مسئولان استانداری آذربایجان غربی با ایجاد پایگاه های مختلف در مسیر حرکت احمدی نژاد اقدام به جمع آوری نامه ها می کردند که در مقابل هر یک از این پایگاه های جمع آوری نامه، صدها نفر تجمع کرده بودند. در یکی از پایگاه ها واقع در خیابان کاشانی نامه مشکلات مردم  به حدی بود که توسط وانت تویوتا حمل گردید. گزارش تفصیلی حاشیه های سفر رئیس جمهور ایران به شهر اورمیه متعاقباً ارسال خواهد گردید.

شنبه هفدهم اسفند 1387 یازان: آیدین |

عکس : تخریب بیلبوردهای خاتمی در شیراز

شنبه هفدهم اسفند 1387 یازان: آیدین |

عکس جالبی از میر حسین در حدود سالهای 1361 تا 1364

میرحسین موسوی ( نخست وزیر )، سید جلال الدین طاهری(امام جمعه  اصفهان)، سید روح الله خاتمی(پدر سید محمد خاتمی ) و حسینعلی منتظری ( قایم مقام رهبری ). (قم _ حدود سالهای 1361 تا 1364)

شنبه دهم اسفند 1387 یازان: آیدین |

بیانیۀ دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمی پیرامون احکام صادره سوی دادگاه انقلاب اردبیل

تورکجه آتالار سؤزو: داغ نه قدر اوجا اولسا دا، یول اوستوندن آشاجاق.

(کوه هر چه قدر هم که بلند باشد راه از بالای آن خواهد گذشت. )

رژیم جمهوری اسلامی ایران در طول سه دهه از حیات خود بسیاری از واژه­هایی را که زمانی آدمی با شنیدن آن­ها احساسی خوشایند می­یافت، به گند کشید. آزادی، دموکراسی، اصلاحات و ... از آن دست واژه­هایی هستند که سران رژیم مستبد جمهوری به اصطلاح اسلامی ایران در طول سالیان گذشته بارها و بارها آن­ها را نابجا و مبتدیانه به کار ­برده، ضایع ساخته و به گند کشیده­اند. یکی دیگر از این واژه­ها که علی­الخصوص در دوران دیکتاتور جدید صغیرالجثه، محمود احمدی نژاد، مکررا استعمال می­شود، واژه­ی «عدالت» است. شعاری که گوش زمین و زمان را کر کرده است.

احکام سنگین صادره از سوی دادگاه انقلاب اردبیل در خصوص پنج تن از دانشجویان هویت طلب آذربایجانی که دوشادوش سایر ملت بیدار آذربایجان در جهت احقاق حقوق حقه­ی خود به فعالیت می­پرداختند، سند ننگین دیگری بود بر بی عدالتی­های رژیم عدالت محور و ولایت مدار! به راستی شاید عدالتی که سران نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از آن دم می­زنند متفاوت با آن عدالتی باشد که سرشت پاک هر انسانی گرایش و کشش به سوی آن دارد.

بیدادگاه انقلاب اردبیل طی احکامی که به شرح ذیل صادر کرد چهره­ی کریه و شوم حاکمیت را بار دیگر آشکار ساخت: عسگر اکبرزاده (دانشجوی دانشگاه پيام نور اردبيل _محکوم به 5 سال زندان در زابل )، رحيم غلامی و ودود سعادتی (هرکدام محکوم به 5 سال زندان )، بهروز عليزاده (سرباز وظيفه_ محکوم به 5 سال زندان )، اردشير کريمی (دبير انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبيل _ محکوم به 5 سال زندان ) و حسين حسينی ( دبير سابق آموزشکده رازی اردبيل _ محکوم به 5 سال زندان ).

بی­گمان صدور این احکام بیانگر شدت ترس و نفرت حاکمیت از جوانان هویت طلب آذربایجانی است. حرکت ملی آذربایجان با تکیه بر چنین جوانانی که تعداد آنان روز به روز در حال افزایش است راه حقیقی سعادت خود را می­پیماید و عوامل شوونیست رژیم ایران بدانند که ملت بیدار آذربایجان پشتیبان این جوانان آگاه که خیرخواهان واقعی­شان می­باشند هستند و خواهند بود و امروزه به راحتی عدالت را از بیداد و حق را از ناحق تشخیص می­دهند.

 

به امید رهایی همه­ی عزیزان دربندمان

گلـه­جک بیـزیمدیر

چهارشنبه هفتم اسفند 1387 یازان: آیدین |

درگیری در سخنرانی خسرو معتضد در رشت

سخنرانی خسرو معتضد مورخ و مجری برنامه تاریخ صدا و سیما عصر دیروز در رشت به درگیری انجامید.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری یاری در گیلان، جمعی از جوانان که نسبت به سخنان ایشان معترض بودند شعار «معتضد حیا کن تفرقه رو رها کن» سر دادند که با برخوردهای فیزیکی میزبانان مراسم روبرو شده و به درگیری انجامید.

این مراسم در حالی در مجتمع فرهنگی خاتم الانبیاء ادامه یافت که در بیرون سالن میزبانان به شدت معترضین را که تعدادشان از 6-7 نفر تجاوز نمی کرد ،مورد ضرب و شتم قرار دادند که حال یکی از آنها وخیم گزارش شده است.

این معترضان ترک زبان در حالی که به شدت مجروح شده بودند در گفت و گو با مسئولین حراست مجتمع فرهنگی خاتم الانبیاء اظهار داشتند که خسرو معتضد در برنامه های خود قرائتی دلخواه از تاریخ می کند و در بین ترک زبانان ایجاد تفرقه کرده و به قهرمانان قومی آنان توهین و افترا زده  است.

این جوانان اظهار داشتند ما در قالب یک اعتراض مدنی عمل کردیم اما با حمله و ضرب و شتم میزبانان و فحش های ناسزای آنها مواجه شدیم. آیا این روش برخورد با اندیشه است؟

این گزارش می افزاید:«درگیری در مجتمع فرهنگی خاتم الانبیاء با حضور نیروی انتظامی به پایان رسید و فقط نیروهای انتظامی معترضان را به قرارگاه انتقال داد.»

 موسسه جوانان نو اندیش که مجری این برنامه بود از تشکل های غیر دولتی مورد حمایت دولت نهم است که در همین برنامه از سوی استاندار گیلان مبلغ یک میلیون و پانصد هزار تومان جهت اختصاص به جوایز مسابقات اهدا گردید. همچنین از سوی فرماندهی انتظامی گیلان نیز جوایزی به موسسه اختصاص یافته بود.

دبیر این تشکل غیر دولتی که  در ضرب و شتم معترضین فعال بود، در بخش پایانی مراسم ضمن تشکر از مسئولین استان؛ با اکران کلیپی به معرفی عملکرد اقدامات موسسه پرداخت که نیمی از آن فیلم را دیدارآقای احمدی نژاد با نهادهای نظامی تشکیل می داد.

لازم به ذکر است  دکتر معتضد پس از انتقال آنها به قرارگاه پلیس با میکروفون اعلام کرد که حاضر به مناظره با معترضان است که در ادامه مجری برنامه که یکی از گویندگان صدا و سیمای مرکز گیلان است با قرائت شعری از حافظ معترضان را « احمق» خطاب کرد...

 

چهارشنبه هفتم اسفند 1387 یازان: آیدین |

عکس: نامزدی خاتمی در 7 بهمن ماه 75

شنبه سوم اسفند 1387 یازان: آیدین |

صدها نوشته در ارتباط با رسمیت یافتن زبان ترکی دیوارهای تهران را فرا گرفت

 امروز در آستانه روز جهانی زبان مادری صدها نوشته بر روی اغلب دیوارهای تهران مشاهده گردید. به گزارش اؤیرنجی از سطح تهران امروز نوشته هایی شامل «تورکی دیلی رسمی اولسون»، «منیم دیلیم اؤلن دئیل»، «تورک دیلینده مدرسه مدرسه» و ..... دیوارهای تهران را فرا گرفته است. این نوشته ها تا حدی زیاد است که توجه همگان را جلب کرده است.

شایان ذکر است در روز جهانی زبان مادری ملت آذربایجان همگام با سایر اقوام و ملل ایران خواستار رسمیت یافتن زبان مادری خویش هستند. تورکهای داخل ایران بیشترین جمعیت را در بین اقوام و ملل این کشور دارا می باشند. ولی بیش از هشتاد سال است که فرزندان آنها از خواندن و نوشتن به زبان مادری محروم هستند.

آذربایجانیان همچنین بدلیل عدم توسعه یافتگی شهرهای آنان بیشترین مهاجرت را به شهرهای مرکزی و علی الخصوص تهران داشته اند. آمارها نشان می دهد تورکها بیش از 50 درصد جمعیت پایتخت را تشکیل می دهند. اینان برای امرار معاش و اشتغال در کارخانجات، نانوایی ها و ... صدها کیلومتر دور از سرزمین مادری خویش زندگی می کنند.

شنبه سوم اسفند 1387 یازان: آیدین |



بو وبلاگ گرمی شهرینه آدلانیب ایستیمیز بودی کی بو وبلاگ دا شهره گورا بوتون خبرلری سیزلره یترگ و سیزلری آذربایجان عالیملرینن تانیش اده گ یاشاسین آذربایجان
aydin_yasha2003@yahoo.com

RSS 2.0





Powered by WebGozar

Design By Parstheme