|
بیشک مراجع تقلید و روحانیون بلندپایهی مستقل از نظام جمهوری اسلامی، در طول این سی سال، یکی از مهمترین قربانیان نقض حقوق بشر حاکمان نظام اسلامی بودهاند.
در این برنامه از سلسله برنامههای رادیو زمانه، پیرامون بررسی سی سال حقوق بشر در ایران، به بازخوانی پروندهی تاریخی برخورد با آیتالله سید کاظم شریعتمداری، یکی از مراجع تقلید مخالف آیتالله خمینی میپردازیم.
مهندس حسن شریعتمداری، فرزند آیتالله شریعتمداری، این بخش از تاریخ انقلاب اسلامی را اینگونه روایت میکند:
حسن شریعتمداری: در فروردین سال ۱۳۶۰، روزنامهها از قول قسمت اطلاعات نیروهای مسلح شروع کردند به نقل این که آقای قطبزاده درصدد کودتایی بوده و این کودتا کشف شده است. چند روز بعد اعلام کردند که آیتالله شریعتمداری از این کودتا اطلاع داشته و شروع به نشر انواع و اقسام تهمتها و توهینها کردند.
مدت کوتاهی بعد از آن، نیروهایی که بعد به بسیج ملقب شدند (آن روز هنوز این اسم را نداشتند و گروههای فشار بودند)، در اطراف منزل پدرم شروع کردند به شعارهای مرده باد و زنده باد، دادن. بعد رفتند، دارالتبلیغ اسلامی را تصرف کردند. دارالتبلیغ اسلامی، مرکز آموزشیای بود که پدرم به سبک مدرن تاسیس کرده بود.
پس از آن سپاه منزل پدرم در قم را محاصره کرد. ایشان در محاصره بود و در ایام محاصره، آقای ری شهری با عدهای رفتند و از ایشان بازجویی کردند. بعد نوار بازجویی پدرم را مونتاژ کردند و یک بازجویی شش ساعته را به یک اعتراف تلویزیونی چند دقیقهای تبدیل و آن را از تلویزیون پخش کردند.
البته آقای قطبزاده را محاکمه و اعدام کرده بودند. پدر من را بدون هیچ جرمی دو سال در منزل نگاه داشتند. در عرض این مدت پدرم بیمار شد. ایشان را از معالجه محروم کردند و نگذاشتند پزشکانی را که میخواستیم، به ایشان دسترسی داشته باشند. ایشان در اثر طول مدت مرض، به سرطان پروستات دچار شد. وقتی کار از کار گذشته بود، اجازه دادند در بیمارستان مهر بستری شود که متاسفانه معالجات به علت پیشرفتگی سرطان موثر واقع نشد و ایشان فوت کردند.
بعد از وفات هم وصیت ایشان را انجام ندادند و در مراسم تشیع، محل دفن و… از انجام وصیت او خودداری کردند. امروز دیگر اسناد بیرون آمده و معلوم است که این توطئهای بیشتر از طرف آقای احمد خمینی و با اطلاع شخص آیتالله خمینی نبوده است.
این را آیتالله منتظری در خاطراتشان نوشتهاند، آقای کیانوری هم در اعترافات خودشان نوشتهاند که سرهنگ عطاردی و سرهنگ کبیریان از طرف حزب توده در تشکیلات آقای قطبزاده نفوذ کرده بودند و گزارشها را به صورتی که حزب توده میخواست، داده بودند.
همچنین خاطرات یک جاسوس شوروی، به عنوان «اسناد میتوخیم» که بلشویست کا.گ.ب بود منتشر شده و در این اسناد هم نوشتهاند که: ما چهرههای لیبرال ایران، از جمله آیتالله شریعتمداری، را میخواستیم حذف کنیم و از آقای یاسرعرفات که جاسوس ما بود خواستیم تلگرافی به آقای خمینی بزند، مبنی بر این که آقای قطبزاده مشغول کودتا است و آقای شریعتمداری هم در این کودتا دستاندرکار است و به این وسیله، آقای خمینی را وادار به حذف ایشان کردیم. البته، فکر میکنم، آقای خمینی خودشان هم قبلا داوطلب این کار بودند.
چه اسناد و مدارکی را همان موقع عوامل آقای ری شهری و دیگران، مبنی بر دخالت مرحوم آیتالله شریعتمداری در آن جریان ارائه دادند؟
پدرم شخصی به اسم آقای مهدوی، پیشنماز یکی از مساجد نازی آباد تهران را، به علت این که اهل محل از جنبهی اخلاقی ایشان رضایت نداشتند، از نماز جماعت خلع کرده بود. ایشان را به وسیلهی آقای حجازی (بعداً آقای حجازی را هم اعدام کردند) فرستادند پیش پدرم که از او دلجویی شود.
آقای مهدوی در این دیدار به پدرم گفته بود که با آقای قطبزاده در تماس است و ایشان درصدد انجام کارهایی است. پدر من، آقای مهدوی را نهی کرده بود و گفته بود این کارها فایدهای ندارد و به جایی نمیرسد.
بعداً، آقای ری شهری و آقای خمینی میگفتند شما که اطلاع داشتید، چرا این قضیه را اطلاع ندادید. مرحوم پدرم هم گفته بود: با توجه به رویهای که شما دارید، نمیتوانستم بیگناهان را اطلاع بدهم و ثانیاً فکر نمیکردم اینگونه چیزهای مضحک به نتیجهای برسد. بنابراین بر خودم وظیفهای نمیدیدم.
جامعهی مدرسین قم با امضاهای فراوان، اعلامیهای دائر بر خلع مرجعیت ایشان انتشار داد. بعداً مدرسین یکی یکی به ما مراجعه کردند و گفتند ما تحت فشار آقای احمد خمینی بودیم و مجبور شدیم آن را امضا کنیم. هیچ سندی در دست نبود و امروز اساس این پرونده، اصلا معلوم نیست چه شده و کجاست.
آنطور که آقای منتظری میگویند، اصولا چیزی به اسم کودتا نبوده است. آقای منتظری در خاطراتشان نوشتهاند که: «آقای احمد خمینی خودش داد مقداری اسلحه نزدیک جماران چال کردند و بعد هم خودشان آنها را کشف کردند. آقای قطبزاده را دستگیر کردند و به ایشان وعده دادند که شما بگویید که میخواستهاید کودتا کنید، مورد بخشش قرار خواهید گرفت. ولی بعد هم تخلف کردند و ایشان را اعدام کردند.»
آیا از اطرافیان، نزدیکان و هواداران فکری آیتالله شریعتمداری در آن مقطع، کسی به زندان افتاد و مورد آزار و اذیت قرار گرفت؟
بله، برادران جورابچی و عدهی زیاد دیگری را دستگیر کردند. از روحانیون و طلاب قم، افرادی مثل آقای جویباری و دیگران را گرفتند.
حتا مرحوم آیتالله صدر را چون در مراسم ترحیم مرحوم پدرم شرکت کرده بود، بازداشت کردند. مرحوم آیتالله صدر برادر امام موسی صدر و خود از آیات بسیار برجسته و فرزند آیتالله صدر، مرجع تقلید شیعیان جهان و از مجتهدین مبرز بود.
با این وجود به قدری آقای خمینی شخصا، روی این پرونده حساس بود که ایشان را به علت این که در ختم پدرمن شرکت کرده بود، بازداشت کردند |