تبليغاتX
آذربــایـجــــــان
آذربــایـجــــــان



نامه سرگشاده اکبر اعلمی به حجت الاسلام کروبی

نامه سرگشاده اکبر اعلمی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری به حجت الاسلام کروبی

متن کامل نامه

دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 یازان: آیدین |

تسخير صداوسيما توسط عاليجناب جومونگ

هنوز سریال  "افسانه جومونگ"  پایان نیافته دوبله  سریال "جمونگ ۲ ( امپراطور بادها )" در دستور کار صدا و سیما قرار گرفت.

سریال "جمونگ ۲ ( امپراطور بادها )"  روایت شرح حال پسر يوري نوه جومونگ مي باشد... بله سریال امپراطور بادها سرگذشت نسل بعدی جومونگ یعنی نوه جومونگ بزرگه .

داستان سریال از بیست و سومین سال سلطنت شاه یوری پسر جومونگ شروع میشود شاه یوری برای مطیع کردن قبیله ی گیسان وارد جنگی با این قبیله میشود وموفق میشود با پیروزی در این جنگ قبیله ی گیسان را مطیع خود سازد. در همین حال همسر شاه یوری پسری برای او بدنیا می آورد. فرماندهان شاه یوری بعد از اتمام جنگ به علت افزایش بیش از حد قدرت شاه یوری توطئه قتل وی را میکنند اما شاه از این توطئه جان سالم به در میبرد فرماندهان که فکر میکنند شاه یوری مرده است به قصد تصرف پایتخت گوگوریو یا همان قلعه ی گونگنا به سمت این شهر رهسپار میشوند سر کرده گروه شورشیان بعد از ورود به پایتخت در محاصره شاه یوری و افرادش قرار میگیرد و کشته میشود و شورش خنثی میشود. شاه یوری بعد از این اتفاق به قصد دیدن پسرش به دیدن ملکه میرود ولی متوجه میشود که ساحره پسر او را با خود به معبد برده است شاه یوری رهسپار معبد میشود ولی حرفهایی از دهان ساحره میشنود که چهار ستون بدنش را به لرزه در می آورد.ساحره به شاه یوری میگوید که پسرش با طالعی شوم بدنیا آمده است ساحره به یوری میگوید که شاهزاده تازه به دنیا آمده باعث مرگ والدین و برادران و پسر خویش میشود و در نهایت گوگوریو را که به دست جومونگ کبیر بنا نهاده شده است به سرنگونی میکشاند ، ساحره به یوری میگوید که باید پسرش را بکشد تا خدایان مانع این اتفاقات شوم شوند یوری از انجام این کار سر باز میزند در همین حال ساحره خود را میکشد.یوری پسر را برمیدارد و میبرد ، ولی بعد از چند روز عذابهای الهی شروع به رخ دادن میکنند یوری تنها چاره ای را که پیش راه خود میبیند کشتن فرزندش است به همین خاطر تمام روئسای قبیال شورا و مردم شهر را دعوت میکند تا پسرش را بکشد شاه یوری در جلوی چشم همگان خنجر را به داخل صندوقچه ی برنزی فرو میکند و خون جاری میشود همه فکرمیکنند که بچه مرده است و مردم آنجا را ترک میکنند شاه یوری و چند نفر از افرادش که باقی مانده اند در صندوقچه را باز میکند ولی معجزه ای رخ میدهد خنجر فقط باعث یک خراش جزیی شده شاه یوری بچه را به شاهزاده هه میونگ پسر بزرگش میدهد و به او میگوید اسم این بچه از این به بعد موهیول خواهد بود چون او دیگر نه خونی در رگهایش جریان دارد ونه قلب تپنده ای در سینه ، هه میونگ بچه را به غارهای گیرین در جولبون میبرد همان جایی که جومونگ کبیر در آنجا دفن شده است هه میونگ بچه را به هیه آپ نامزد برادر مرده اش میسپارد و به پایتخت باز میگرد ، بعد از بیست سال موهیول که حالا به نقاشی توانمد تبدیل شده است بزرگ میشود ، در یکی از روزها که موهیول و دوستش مارو در زندان غار به دلیل بدرفتاری زندانی شده اند سایه های سیاه بویو به فرمان تسو به غار حمله میکنند تا شمشیر مقدس جومونگ را بدزدند در همین حین…..

تحلیلی از هجوم سریالهای کره ای به رسانه ملی به نقل از سایت طرفداران احمدی نژاد

دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 یازان: آیدین |

اعلمي، موافقان و مخالفان او

چند صباحي از اعلام كانديداتوري آقاي اعلمي در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ايران مي گذرد. ايشان با نهايت شجاعت و شهامت در روز اعلام كانديداتوري خود، اظهار داشتند كه (( آذربايجان تشكيلات من است و من سرسپرده آذربايجان هستم. )) اين سخن، جمله ايست كه به گفته بسياري از بزرگان از دوران مشروطه تا به حال شخصي سياسي و داراي وجه سياسي در ايران جرات اداء آنرا نداشته است. اين تنها يك جمله نيست، بلكه معاني و تعابيري بسيار در پشت آن نهفته است. كه تحليل آنرا بر عهده خود خوانندگان عزيز مي گذارم.

در چند روز گذشته در سايت هاي مختلف اينترنتي مقالات فراواني در مورد آقاي اعلمي ديدم، كه بسيار اميدوار كننده بود. برخي مخالف و برخي موافق اين قضيه بودند. قصد تخريب و يا توهين به كسي را ندارم، ولي از اين متعجبم كه چرا مخالفين اعلمي در بين سخنانشان به صورت محسوس يا نامحسوس بحث حمايت از اصلاح طلبان را بميان مي آورند، در حالي كه همه مي دانيم در دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي كه به دوران اصلاحات مشهور است، تا چه حد افراد فاشيست جبهه ملي و فارس گرايان در نظام اصلاحاتي نفوذ داشتند. مي دانيم كه پرويز ورجاوند ملعون يكي از نزديكترين ياران و در عين حال در پشت پرده مشاور و تئوري پرداز اصلاحات بود.

از آقاي اعلمي به دليل چند بار شعر خواني و شعار سرائي در مجلس انتقاد مي كنيد كه جز اين كاري نكرده است، ولي كسي به اين سوال پاسخ نمي گويد كه آقاي مير حسين موسوي از روز اعلام كانديداتوري اش تا به امروز سخني از آذربايجان و حقوق ملي- مدني آذربايجانيها بميان آورده است؟ آيا كروبي ( شيخ اصلاحات ) به اعلمي ارجحيت دارد كه تا به حال اكثر شهرهاي كردستان را زيارت كرده و با مسعود بارزاني عكس يادگاري گرفته و به صورت پوستر در شهرهاي تورك آذربايجان غربي نصب مي كند، ولي تا به حال به تبريز و ديگر شهرهاي آذربايجان نيامده است؟

سخنراني هاي اعلمي در مجلس را وظيفه مي دانيد، بله البته كه وظيفه هر نماينده اي حمايت از موكلانش است ولي، ساير نمايندگان چه كرده اند؟ آيا به وظايفشان عمل نموده اند؟ وقتي ايشان در مجلس ششم، طرح اجراي اصل 15 قانون اساسي را به مجلس برد كدام نماينده اصلاح طلبي از آن حمايت كرد؟ و يا كدام نماينده آذربايجان آنرا امضاء نمودند؟ جواب اينست، آقايان مخالف شما به اعلمي خرده نمي گيريد و از ائ انتقاد نمي كنيد، بلكه قصد تخريب ايشان و انحراف افكار عمومي را داريد. از حاميان ايشان انتقاد نمي كنيد بلكه از نزديك بودن آنها به جريانات سياسي، فعال بودن آنها و بر سر زبانها افتادن نام آنها مي هراسيد.

اعلمي به عنوان كانديداي رياست جمهوري، جمهوري اسلام ايران مطرح شده، نه به عنوان ليدر و رهبر حركت ملي آذربايجان. در يكي از مقالات خواندم كه مي خواستند ايشان را با ستارخان و پيشه وري و ذهتابي و ... مقايسه كنند. عزيزان من، اعلمي هيچيك از اينها نيست. اعلمي، اعلمي است و مي خواهد اعلمي بماند. او بخاطر حق گوئي و دفاع از حقوق مردم آذربايجان به عنوان نماينده اي ايده آل در نظام جمهوري اسلامي ايران مطرح شده و حال كانديدائي بر همين منوال است، نه كمتر و نه بيشتر.

خواهشا فكر مردم آذربايجان را بيش از اين منحرف نكنيد. او رئيس جمهور آذربايجان مستقل نيست ( به گفته برخي از همين اسمهاي مستعار )، او در داخل ايران و براي آذربايجان ايران مي كوشد، نه تنها آذربايجان كه براي ساير ملل غير فارس و تحت ظلم. او حقوق تمام مليت ها و اقليت ها را مي شمرد و آنها را قبول دارد. در حالي كه در بين هيچيك از كانديداهاي فعلي، كسي اين حقوق را نپذيرفته است.

اكنون روي سخنم با ملت آذربايجان است، آذربايجانيهاي عزيز چشم و گوش خود را باز كرده و درست انتخاب كنيد. من نمي گويم در انتخابات شركت كنيد يا نه، ولي راه درست را انتخاب كنيد. دچار احساسات عوامانه نشويد، اعلمي را به عنوان اعلمي بپذيريد نه به جاي شخص يا اسطوره اي ديگر. مسلم است كه اعلمي با ستارخانها فاصله بسياري دارد، ولي حداقل به آنها احترام قائل است و مي خواهد پيرو راه حق آنها باشد، همچنان كه همه ما و شما مي خواهيم پيرو راه آزادگي باشيم و دموكراسي را به ارمغان بياوريم.

 

یکشنبه سی ام فروردین 1388 یازان: آیدین |

اکبر اعلمی با صدور بیانیه ای: کروبی و میرحسین موسوی را به مناظره فراخواند!

در حال حاضر در طیف موسوم به اصلاح طلب شما جزء مشهورترین داوطلبان نامزدهای دهمین دوره ریاست جمهوری هستید و خود نیک می دانید که این شهرت نوعا مرهون قدرت و وابستگی عمیق شما به ارکان قدرت و تریبون هائی است که از سال های دور تا کنون در اختیارتان قرار داشته است و به همین اعتبار رسانه های داخلی و خارجی و حتی آن دسته از رسانه هائی که ادعای بی طرفی و اطلاع رسانی آزاد آنها گوش فلک را کر کرده است ،در یک حرکت کاملا منسجم و سازمان یافته وانمود می کنند که تنها کاندیداهای اصلاح طلب این دوره شما هستید ،اما خود واقفید که با ناپیدا ساختن رقبای دیگر و جلوگیری از مطرح شدن دیدگاههای آنان ، ستادهای تبلیغاتی مشاهیر الزاما پررونق و متاعشان پرفروش نخواهد شد. تجربه نیز ثابت کرده است که حتی آندسته از شخصیت های شهیر و سرشناسی که بدلیل تکیه زدن بر اریکه قدرت در طول سالیان متمادی ،از شهرت بسیار بالائی هم برخوردار بوده اند ،در برابر گمنام ترین نامزدها با شکست مواجه شده اند! بنابراین اذعان می فرمائید که شهرت الزاما دلیل محبوبیت و یا مقبولیّت افراد نیست و ایندو را باید به روش های دیگری کسب کرد!

در واقع بازار سیاست نیز همچون بازار کالاست، لذا گرچه می توان به شیوه های گوناگون این بازار را هم زیر سلطه انحصارگران در آورده و مانع از عرضه آراء و اندیشه های متنوع شد ،اما این اقدام بیش از هرچیز اجحاف در حق خریدارانی است که در جستجوی افکار و برنامه های جدیدی می باشند. با این وصف اندیشه را نمی توان زندانی کرد و دیری نخواهد پائید که ارباب اندیشه های جدیدتر نیز متاع خود را هرچند با دشواری در معرض دید و قضاوت مشتریان خود قرار خواهند داد و در این صورت دیگر نمی توان تنها در اثر تعامل ساختگی با شرکاء و مشتریان کهنه کار ،دکان سیاست را همچون گذشته پر رونق نشان داد!

لاجرم با وجود همه احترامی که برای شما عزیزان قائلم ،لازم است خاطرنشان نمایم ؛به عنوان اصلاح طلب وارد میدانی شده ایم که هدف آن معطوف به قدرت انتخابی است و باید رقابتی باشد و مردم برای چندمین بار در معرض آزمونی سخت و دشوار قرار دارند و می خواهند سرنوشت خود را بدست کسی بسپارند که باید تعیین کننده اصلی مقدّرات آنها در چهار سال آینده باشد. از اینرو ملت ایران حق دارند که بطور دقیق از افکار ، ایده ها ، اهداف و برنامه های نامزدهای ریاست جمهوری بطور واضح مطلع شوند، براین اساس بمنظور تنویر افکار عمومی به عنوان یکی از رقبای شما در میدان رقابت ،رسما شما را به مناظره ای پیرامون محورهای زیر که می تواند ترسیم کننده خط مشی اصلی یک رئیس جمهور و دولت اصلاح طلب و تفاوت آن با رئیس جمهور کنونی و دولت موسوم به اصولگرا باشد ، دعوت می کنم: 

الف-رسانه های همسو ، به مخاطبین خود اینگونه تلقین می کنند که آقایان کروبی و موسوی کاندیدای جریان اصلاحات هستند. براین اساس لازم است توضیح داده شود که بنیاد اصلی اصلاحات چیست؟ این جریان سیاسی از چه ترکیبی برخوردار و منشور و مبانی فکری آن کدام است؟ وزن اجتماعی آن چقدر است؟ بر اساس کدام سازوکار دموکراتیک و اصلاح طلبانه ای ،موسوی و کروبی به عنوان کاندیدای جریان اصلاحات برگزیده شده اند و ویژگی های اصلاح طلبانه آنها و تفاوتشان با دیگر نامزدهای اصلاح طلب در چیست؟

بجز شما چرا سایر کاندیداها قبل از رسیدن به مرحله نظارت استصوابی شورای نگهبان ،برخلاف مشی اصلاح طلبانه ،گرفتار تیغ سانسور شده و پیشاپیش صلاحیت آنها توسط رسانه ها و تشکل های موسوم به اصلاح طلب مردود اعلام می شود و اساسا چرا به عنوان اصلاح طلب در برابر این بی عدالتی ها سکوت اختیار می کنید؟

ب-بموجب دو اصل 113 و 121 قانون اساسی ،رئیس جمهور مسئوليت اجراي قانون اساسي را برعهده داشته و  سوگندنامه ای را امضا مي نمايد که بموجب آن پاسدار قانون اساسي كشور باشد و همه استعداد خويش را صرف پشتيباني از حق و گسترش عدالت ساخته و از هر گونه خودكامگي بپرهيزد و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است حمايت كند. نظر باینکه قانون اساسی یک عام مجموعی است و سوگند مذکور ناظر به 177 اصل این قانون می باشد و التزام رئیس جمهور به مفاد سوگند نامه مزبور اثر حقوقی برجای گذاشته و موجد حق و تکلیف است و چنانچه اصلی از اصول قانون اساسی باجراء در نیاید سوگند شکنی محسوب و مردم حق مطالبه خواهند داشت، براین اساس لازم است که هریک از نامزدها به پرسش های زیر پاسخ دهند:

1-سرشت قدرت مقدس نیست و چنانچه مقدس شود ،هولناکتر و مهار آن ناممکن و در نتیجه به باز تولید استبداد و فساد منتهی خواهد شد ،از اینرو متناسب با تمرکز قدرت در یک فرد امکان نقد و نفی آن نیز باید فراهم شود. نظر باینکه طبق جزء 6 اصل سوم قانون اساسی، دولت جمهوري اسلامي ايران موظف به بکارگیری همه امکانات خود برای "محو هر گونه استبداد و خودكامگي و انحصارطلبي" شده است و در همین راستا قانونگذار در اصول 24 ،26 و 27 قانون اساسی ،نشریات و مطبوعات ،احزاب و جمعیت های سیاسی و تشکیل اجتماعات و راهپیمائی ها را آزاد بیان کرده است و اصل نهم قانون اساسی نیز مقرر می دارد که در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است . هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزاديهاي مشروع را هر چند با وضع قوانين و مقررات  سلب كند، هریک از داوطلبان باید پاسخ دهند که برای پاسداری از قانون اساسي ،پشتيباني از حق و گسترش عدالت ،حمایت از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسی براي ملت شناخته است ،موضوع مفاد اصل 121 این قانون چه سازوکاری را در نظر گرفته و برای جلوگیری از نقض آشکار اصول یاد شده و رواج فرهنگ نقد قدرت چه تمهیداتی اندیشیده اند؟

2-دولتهای مختلف و بویژه دولت فعلی با تکیه بر درآمدهای هنگفت نفتی، از اتخاذ سیاستهای مناسب و اصلاح ساختار اقتصادی کشور به شیوه های مختلف دوری جسته اند و چه بسا با تکیه بر همین درآمدها و توسل به واردات بی رویه، صنعت کشور را نیز به ورشکستگی سوق داده اند ،برنامه عملی و کارشناسی شما برای سامان دادن به اقتصاد کشور و استفاده صحیح از درآمدهای نفتی چیست؟

وانگهی بموجب جزء 9 اصل سوم و اصول 43 ،45 ،48 و 49 قانون اساسی ،دولت جمهوري اسلامي ايران موظف به؛ تامین همه امكانات خود براي رفع تبعيضات ناروا ، ايجاد امكانات عادلانه براي همه در تمام زمينه هاي مادي و معنوي ،ايجاد نظام اداري صحيح و حذف تشكيلات غير ضرور ،ريشه كن كردن فقر و محروميت ،تامين نيازهاي اساسي شامل؛ مسكن ،خوراك ، پوشاك ،بهداشت ،درمان ،آموزش و پرورش براي همه ،استرداد انفال و ثروتهاي عمومي از غاصبین ، رفع تبعیض در بهره برداري از منابع طبيعي و استفاده از درآمدهاي ملي در سطح استان ها و توزيع فعاليتهاي اقتصادي ميان استان ها و مناطق مختلف كشور متناسب با نيازها و استعداد رشد آنها و پس گرفتن ثروتهاي نامشروع و رد آن به صاحبان حق شده است ،برنامه های شما برای تحقق موارد فوق الذکر چیست؟

3-اجزاء 7-9 اصل سوم قانون اساسی دولت را موظف به تامين آزاديهاي سياسي و اجتماعي ،مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت خويش و رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براي همه کرده است. اصول 19 و 20 قانون مذکور هم تاکید می کند که مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند دارای حقوق مساوي بوده و در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني ، سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي برخوردارند.

علاوه بر این مستفاد از اصل 56 قانون مذکور ،حاکمیت انسان بر سرنوشت اجتماعي خود امری فطری است و هيچكس نمي تواند اين حق الهي را از انسان سلب كرده و يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد و ملت مجاز است که اين حق خدادادی را اعمال كند. اصل ششم این قانون نیز مقرر می دارد که در جمهوري اسلامي ايران امور كشور بايد به اتكا آرا عمومي از راه انتخابات اداره شود. برای تظاهر خواست و اراده واقعی مردم و استفاده آنان از حق انتخاب آزاد بمنظور اعمال حاکمیت واقعی برسرنوشتشان و اداره دلخواه کشور چه تدابیری را در نظر خواهید گرفت؟

در همین رابطه و نظر به اصل تساوی عموم در برابر قانون ،همه افراد واجد شرایط حق دارند که خود را داوطلب نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری بنمایند و تبصره یک ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی نیز ،حق انتخاب شدن در مجالس شوراي اسلامي ،خبرگان و انتخاب شدن به رياست جمهوري را جزء حقوق اجتماعي محسوب و سلب آنرا تنها به موجب قانون يا حكم دادگاه صالح میسر می داند ،برای پیشگیری از رد صلاحیت های غیرقانونی چه تدابیری اندیشیده اید؟

4-اصل 110 قانون اساسی وظایف و اختیارات رهبر را بیان کرده است. آیا اختیارات مذکور حداکثری و حصری است و یا اینکه حداقلی و از باب تمثیل بیان شده است؟ ولایت مطلقه چه نسبتی با اختیارات مذکور در اصل یاد شده دارد؟ از طرفی بموجب ذیل اصل 107 قانون اساسی "رهبر در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوي است" و جزء 14 اصل سوم همین قانون دولت را ملزم به بسیج همه امکانات خود برای تحقق "تساوي عموم در برابر قانون" کرده است ،از طرفی اصل شصتم مقرر می دارد که "اعمال قوه مجريه جز در اموري كه در اين قانون مستقيما بر عهده رهبري گذارده شده ، از طريق رئيس جمهور و وزرا است" ،چنانچه بهردلیلی حکم حکومتی مقام رهبری مانع از عملیاتی شدن یکی از حقوق و اصول مندرج در قانون اساسی و یا وظایف و اختیارات قانونی رئیس جمهور شود ،واکنش شما چه خواهد بود و اساسا نظارت رهبری بر قوای سه گانه بشرح مذکور در اصل 57 قانون اساسی را چگونه تفسیر و از آن تمکین خواهید کرد؟

5-با وجود اینکه حدود 30 سال از زمان تصویب قانون اساسی سپری شده است ،هنوز تعداد قابل توجهی از اصول آن همچنان متروک و مهجور باقی مانده اند که از این میان می توان به آزادی استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس در كنار زبان فارسي ،حق برخورداری هر قوم و قبيله از حقوق مساوي در حقوق انساني ، سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ،حق اعتراض اصناف و اقشار مختلف مردم به روش های مدنی نسبت به عملکرد ارکان قدرت و بیان مطالبات قانونی خود از طریق تشکیل اجتماعات و راهپیمائی ها ،تعريف جرم سياسي و لزوم رسيدگي به جرائم سياسي و مطبوعاتي بصورت علني و با حضور هيات منصفه و تامین آزادي بيان و نشر افكار در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران موضوع اصول 15 ،19 ،20 ،27 ،168 و 175 قانون اساسی اشاره کرد. برای عملیاتی کزدن اصول مذکور و برقراری برابری واقعی در جامعه بويژه در خصوص حقوق اقوام، زنان و اقلیتهای مذهبی چه برنامه عملی در نظر گرفته اید؟

6-در طول 30 سال گذشته سياست خارجی جمهوری اسلامی ایران اغلب تنش زا و پيوسته ما را در حوزه‌ي انفعال و دفاع قرار داده است ،بنحویکه بدلیل درجا زدن در مرحله‌ي امنيت تاکنون قادر به ورود به مرحله‌ي رشد و توسعه نشده ایم. نظر باینکه هنر ديپلماسي بايد معطوف به تبديل محدوديت به مقدور و  غيرممكن به ممكن در چارچوب منافع ملی باشد ،برای تغییر این وضعیت و تقویت مولفه‌های سیاست خارجی معطوف به امنیت و مصالح ملی ،مهمترین مولفه های رویکرد سیاست خارجی شما چه خواهد بود؟

7-مواد 1 ، 2 ، 18 و 19 "اعلامیه جهانی حقوق بشر" خطاب به دولت های عضو سازمان ملل توصیه کرده است که: "تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ،خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیّت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده  و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد. هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق  مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد."

نظرتان نسبت به مفاد بیانیه مزبور و بویژه مواد مورد اشاره چیست و چه نسبتی میان آن با قانون اساسی و موازین اسلامی وجود دارد؟

قهرا وعده ها و شعارهای تبلیغاتی هریک از کاندیداها زمانی مورد اعتماد مردم واقع خواهد شد که به آنان مستدل و مستند توضیح داده شودکه مواضع و عملکرد گذشته هر یک از ما متناسب با قدرت و امکاناتی که پیش از این در اختیار داشته ایم ،تا چه میزان با شعارهای امروزی ما مطابقت داشته است.

مآلا در هر محل و نقطه ای از ایران عزیز که شما بزرگواران و یا تشکل های سیاسی تعیین بفرمائید ،بنده برای مناظره و مواجهه حضوری با شما و بیان دیدگاه های خود پیرامون پرسش های فوق و سایر محورهائی که تعیین خواهد شد ،اعلام آمادگی می کنم و امیدوارم که با بلندی نظری خود این فرصت را از ملت ایران و برادر کوچکتان دریغ نفرمائید. پر واضح است که اگر پاسخ ها و پایبندی هریک از شما به آنچه در این مناظره و توام با سوگند بیان خواهد شد ،مجاب کننده تر از دیدگاه ها و تعهدات حقیر باشد ،شخصا بنفع آن فرد از نامزدی انصراف خواهم داد و چنانچه نتیجه برعکس شود ،انتظار عمل متقابل را دارم.  بدیهی است چنانچه هریک از کاندیداهای مخاطب بنا به ملاحظاتی خود را ناتوان از شرکت در این مناظره صریح بدانند ،ناگزیر شخصا در قالب بیانیه های بعدی ضمن به چالش فراخواندن مجدد آنان نسبت به یکایک موارد مطرح شده پاسخ خود را نیز در این خصوص بیان خواهم کرد.

حسن ختام این بیانیه را به فرمایش حضرت امیر مزّین می کنم که فرمود: "خود را از پایه ای که داری فروتر آر ،تا مردم ترا از پایه ات فراتر برند".

                 بزرگان با جاه و مردان راه                   به عزّت نکردند در خود نگاه

                در آن حضرت آنان گرفتند بهر              که خود را فروتر نهادند قدر

                                                                    مشتاقانه در انتظار پاسخ شما هستم!

                                                                                                                                                                اکبر اعلمی

                                                                     داوطلب نامزدی ریاست جمهوری

چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 یازان: آیدین |

مخالفت با اعلمی :لجاجت یا غرض؟

نگاهی به مقاله حمایت از اعلمی: توطئه یا اشتباه  نوشته شده توسط عارف کسکین

اعلمی کاندیدای ریاست جمهوری است و بحث حمایت ،چگونگی حمایت و یا عدم حمایت بحث روز سایتهای اینترنتی شده است .

در حمایت از اعلمی مسئله چندان پیچیده ای نخواهیم داشت چرا که چه در صورت پیروزی و چه در صورت شکست ،هزینه سنگینی نخواهیم داد ،نه به خاطر حمایت از اعلمی به زندان خواهیم افتاد و نه خون جوانانمان خواهد ریخت! شاید هم فضایی برای هر چه بیشتر مطرح کردن گفتمان حرکت ملی آذربایجان داشته باشیم.

اما نکته ای که بنده را بر آن داشت تا این نوشته را حاضر کنم .تهدید دیگری به نام لجاجت و تحمیل فکری با ایجاد جو ،غیراخلاقی بود. چرا که اخیرا برخی از دوستان با نظر خاص خود که قابل احترام هم می باشد .برای تاثیرگذار بودن بیشتر دست به رفتار کودکانه ای می زنند که شایسته یک فعال دلسوز نیست و چه بسا که دشمنان ما نیز با ادبیاتی نزدیک با ادبیات ما خواهند توانست از رسانه های . . . . .


مطلبین دالیسی

سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 یازان: آیدین |

نخستین نشست مطبوعاتی میرحسین موسوی ، پس از سال ها با خبرنگاران

 

خلاصه نخستين نشست مطبوعاتي ميرحسين موسوي

  • گشت های ارشاد را جمع می کنم
  • دفاع از آزادی کانال های تلوزیونی
  • در سطح دولت حساسیت به مساله اعتیاد کم شده
  • ایجاد محدودیت ها در مسائل فرهنگی جواب نمی دهد
  • آزادي‌هاي مصرح در قانون اساسي را اجرايي مي‌کنم
  • يکي از مهمترين دلايل حضورم مساله قانون‌گريزي است
  • یکی از آسیب‌های ما در سیاست خارجی افراط و تفریط هاست
  • به تحزب اعتقاد دارم/ مشکلات کشور ناشی از نبود احزاب قوی است
  • اول انقلاب نظارت استصوابی نداشتیم و این بعدها به قانون تبدیل‌شد
  • سیاست‌های اجرایی در زمان جنگ، در بسیاری از کشورها آزموده شده بود
  • گمان نمی‌کنم کسی به اندازه من با گرایش‌های جوانان آشنایی داشته باشد
  • متهم کردن فردی که اکنون قدرت دفاع ندارد، با اصول اخلاق اسلامی متناقض است
  • مشکل از اینجا شروع می شود که عده ای را خودی و عده ای را غیرخودی می نامیم

 متن کامل نشست مطبوعاتی

حاشیه های این نشست (به من دکتر نگویید، خطرناک است )

تحلیل سایت حامی احمدی نژاد از این نشست

سه شنبه هجدهم فروردین 1388 یازان: آیدین |

تعداد 13 مجروح در واژگوني خودرو در مسیر بيله‌سوار - گرمی

در يك تصادف تلخ بر اثر واژگون شدن يك ميني‌بوس در محور بيله‌سوار ـ گرمي 13 نفر مجروح شدند.

به گزارش فارس، در اين حادثه كه عصر ديروز به دليل بريدن ترمز ميني‌بوس و واژگون شدن آن رخ داد، 13 مسافر داخل اين خودرو همگي مصدوم شده و راهي بيمارستان شدند.
اين حادثه كه بعد از گذشت چهار روز بدون حادثه در جاده‌هاي استان رخ داد، سبب شد كه به يكباره ‌آمار مجروحان حوادث رانندگي در استان اردبيل سير صعودي بگيرد.
مجروحان اين سانحه رانندگي پس از مداواي اوليه توسط نيروهاي امدادي محور بيله‌سوار ـ گرمي براي مداواي نهايي به بيمارستان گرمي منتقل شدند.
هر چند علت اين حادثه در بررسي‌هاي اوليه بريده شدن ترمز ميني‌بوس اعلام شده است اما پليس راه در حال بررسي نهايي اين حادثه است.

همچنين در يك حادثه رانندگي كه در محور روستايي پارس‌آباد ـ گواَشتي به وقوع پيوست، در اثر برخورد يك موتورسيكلت با يك دستگاه‌ پرايد، راكب موتور سيكلت در دم جان سپرد و خساراتي نيز به خودروي پرايد وارد شد.

منبع

چهارشنبه پنجم فروردین 1388 یازان: آیدین |

اوغوز بايرامي نيز قوتلو، گونلرينيز موتلو اولسون

بير ايل داها كئچدي. سئچوينجله، كدرله دولو. بلكه ده ياشامين آنلامي بودور. آمما اوماريق كي گؤزل و سئوينجلي گونلرينيز كدرلي گونليرينيزي كؤلگه لنديرميش اولا. اسكي لردن ايل يئنيلشيركن عاييله لر بير آرايا گلر و آندا هر كس اورينده بير ديلك توتار.

هر كيمسه ان بؤيوك آرزولاريندان بيريسيني او اندا آرزولايار. بيزده اؤيرنجي سايتي اولاراق سون سوز باشاريلاري ميللتيميزه ديله ييريك. اوركدن آرزولاييريق بو يئني ايل آذربايجان ميللي حركتينه و اؤزلليكله اؤيرنجي حركتينه اوغورلو اولسون دئييريك.

آرخاميز باخديغيميزدا گونلرين و ايللرين نئجه سورعتله اؤتدويونو گؤروروك. دونيا سوييه سينده اولان گليشمه لر و ايلرله مه لر، زامانين نه قدر اؤنملي فاكتور اولدوغونو گؤسترير. گرچكدن اينانيريق كي زامان ترني آذربايجانيميزي اوغورلو بير يولا گؤتورمكده دير.

یکشنبه دوم فروردین 1388 یازان: آیدین |

تاملی پیرامون همزمانی اعلام کاندیداتوری دو نامزد ریاست جمهوری!؟

نوشته ای از دکتر اکبر اعلمی :

بر کسی پوشیده نیست که آذربایجان و سایر استان های ترک زبان و همچنین مناطقی که در آنها اقلیت های قومی در اکثریت می باشند ،یک ظرفیت بالقوه بسیار بزرگ و تعیین کننده در نتایج انتخابات ریاست جمهوری محسوب می شود و حمایت آنان از یک کاندیدا و یا تحریم انتخابات از سوی آنها می تواند در سرنوشت انتخابات و مشروعیت آن بسیار تاثیر گذار باشد ،از اینرو همه کسانی که وارد میدان رقابت های انتخاباتی می شوند ،بدون استثناء در ایام انتخابات شیفته مردم آذربایجان و مناطق ترک نشین و کردنشین و سایر اقوام شریف ایرانی شده و تازه بیاد مطالبات قانونی آنان می افتند و لاجرم در طول ایام تبلیغات بازار موضوعاتی مانند اجرائی شدن دو اصل مهجور 15 و 19 قانون اساسی ،اداره فدراتیو کشور و توجه به حقوق اقلیت های قومی به موازات سایر شعارهای فریبنده مانند حقوق بشر و آزادی بیان و آزادی اندیشه و ...رونق چشمگیری می یابد و در مواردی هم برخی از نامزدها سعی می کنند تا با درست کردن شجره نامه های مختلف بفراخور حضورشان در هر منطقه ای خود را ترک ،کرد ،لر ،بلوچ ،عرب ،ترکمن ،قشقائی و ... نشان دهند تا بلکه از این طریق رای آن مناطق را از آن خود سازند! بنابراین اگر کاندیدائی به هر دلیلی قادر به بسیج پتانسیل بالقوه آذربایجانیان و ترک زبانان و اقوام مختلف ایرانی بنفع خود شود، یکی از مهمترین برگ برنده ها را در اختیار خواهد داشت.پرواضح است که تحریم انتخابات از سوی این جمعیت گسترده نیز بصورت معناداری می تواند مشروعیت سیاسی هیات حاکمه را تحت الشعاع خود قرار دهد و این مساله برای مسئولان امر حائز اهمیت بالائی است!

به همین سبب زمانی که در اواخر مهرماه سالجاری در جمع خبرنگاران حاضر در کنگره حزب اعتماد ملی از احتمال کاندیداتوری خود در دهمین انتخابات ریاست جمهوری سخن به میان آوردم ،دغدغه ها و تحرکاتی در ارکان قدرت و محافل سیاسی پدیدار شد! در آن ایام تنها کاندیداتوری آقایان خاتمی و کروبی در انتخابات ریاست جمهوری مطرح شده بود و کوچکترین خبری از احتمال نامزدی آقای موسوی در میان نبود.

حتی در 20 سال گذشته هم هرگاه افراد منسوب به چپ (اصلاح طلبان کنونی)با اصرار فراوان تلاش می کردند تا آقای میرحسین موسوی را به نامزد شدن در انتخابات ریاست جمهوری ترغیب نمایند در هربار با مخالفت سرسختانه او مواجه می گشتند و در برخی از موارد آقای موسوی شرط حضور مجدد خود در قدرت را موکول به در اختیار گرفتن صدا و سیما و نیروی انتظامی می کرد. اما این بار برخلاف گذشته بدون آنکه برای او فرش قرمزی پهن شده باشد و از او برای نامزدی در انتخابات دعوت به عمل آید و یا خواسته اش مبنی بر دراختیار گرفتن صدا و سیما و نیروی انتظامی تامین شود ، در شرایطی مصرانه سکوت و انزوای 20 ساله اش را شکسته و وارد میدان رقابت ها شد که دو تن از یاران دیرین و دوستان شفیق اش هم پیش از او کاندیداتوری خود را بطور رسمی و جدی اعلام کرده و بر آن پافشاری می کردند!

مقارن با همان ایامی که خاتمی اعلام کرد که از میان او و یا میرحسین موسوی یکی کاندیدا خواهند شد بنده کم و بیش از پشت پرده مذاکرات ایندو و شکافی که میان آنها پدید آمده است آگاه بودم و یقین داشتم که خاتمی و موسوی هر دو برای ورود به میدان رقابت های ریاست جمهوری مصمّم هستند ،بنحویکه هیچیک حاضر نیست بنفع دیگری کنار برود. لذا زمانی که آقای خاتمی پیسدستی کرده و نامزدی خود را اعلام نمود ،این اقدام وی اسباب آزردگی خاطر میرحسین موسوی و حامیانش را فراهم ساخت.

در واقع طبق شواهد موجود موسوی برای اینکه از پرسش های مربوط به 20 سال سکوت در شرایط بحرانی کشور و برنامه های آتی خود و نسبت آن با شرایط کنونی و تفسیری که از اصل 44 صورت گرفته است در امان بماند ،ابتدا قصد داشت که نامزدی خود را در اردیبهشت ماه سال آینده اعلام نماید اما پیشدستی خاتمی در اعلام نامزدی خود موجب شد تا موسوی هم در تصمیم خود تجدید نظر کزده و اعلام نامزدی خود را به پیش اندازد.

با این وصف از دوستان بسیار نزدیک آقای موسوی کسب اطلاع کرده بودم که وی بنا دارد در این هفته طی مراسمی در یک اجتماع مردمی در تهران ورود خود به میدان رقابت ها را اعلام کند ،اما به محض اینکه بنده روز سه شنبه هفته گذشته (20 اسفند) طی یک کنفرانس مطبوعاتی در تبریز ،رسما کاندیداتوری خود را برای شرکت در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام کردم ،این بار نیز مهندس موسوی در یک اقدام غیر منتظره دیگر در فاصله کمتر از چند ساعت با صدور بیانیه ای که بنظر می رسید شتابزده تنظیم شده است از ورود خود به عرصه رقابت ها خبر داد و همچنانکه قابل پیش بینی بود متن بیانیه وی باعتبار شهرت ناشی از قدرت پیشین خود و فرهنگ و مناسبات حاکم بر رسانه های وطنی در صدر اخبار رسانه هائی واقع شد که بنحوی  به کلکسیون دائمی قدرت وابسته اند و در نتیجه کنفرانس مطبوعاتی اخیر بنده بصورت هدفدار و برنامه ریزی شده کاملا در حاشیه و غربت قرار گرفت و با وجود اینکه خبرنگار صدا و سیما هم در نشست مطبوعاتی مذکور حضور داشت ،همنوا با بی بی سی و خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی اخبار خود را تنها به اعلام کاندیداتوری میر حسین موسوی اختصاص داد بدون اینکه کوچکترین اشاره ای به کنفرانس خبری مذکور نمایند و این در حالیست که یکروز قبل از اعلام رسمی نامزدی بنده در انتخابات ریاست جمهوری خبر فوری و مهم دو خبرگزاری جمهوری اسلامی و فارس به نشست مطبوعاتی ام در روز سه شنبه 20 اسفند اختصاص یافته بود!!

نکته جالب تر اینکه یکروز پیش از آنکه رسما خبر کاندیداتوری خود را اعلام نمایم ،یکی از کارشناسان وزارت اطلاعات که با نمایندگان مجلس ارتباط دارد و سال گذشته هم چندین ماه قبل از رد صلاحیت حقیر پیشاپیش از عزم بعضی از اشخاص حقیقی و حقوقی برای رد صلاحیتم در هشتمین دوره انتخابات محلس شورای اسلامی خبر داده بود بصورت غیر مترقبه ای طی چندین تماس پی در پی تلفنی یادی از حقیر کرده و جویای احوالم شد و آنگاه از من پرسید که آیا واقعا قصد نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری را  دارم که با پاسخ مثبت حقیر مواجه شد! اینکه چگونه می توان بین مفاد پاراگراف های این یادداشت و حلقه های حوادثی که در یک برهه خاص بصورت معناداری رخ داده است یک رابطه منطقی پیدا کرد را به اهل فن واگذار می شود! اما می توان استنباط کرد که ترجیحات و عزم  هیات حاکمه منحصرا معطوف به دست بدست شدن قدرت در میان اعضای دائمی کلکسیون قدرت و ترجیحا موسسین و اعضای اصلی حزب جمهوری اسلامی می باشد.

یکشنبه دوم فروردین 1388 یازان: آیدین |



بو وبلاگ گرمی شهرینه آدلانیب ایستیمیز بودی کی بو وبلاگ دا شهره گورا بوتون خبرلری سیزلره یترگ و سیزلری آذربایجان عالیملرینن تانیش اده گ یاشاسین آذربایجان
aydin_yasha2003@yahoo.com

RSS 2.0





Powered by WebGozar

Design By Parstheme