تبليغاتX
آذربــایـجــــــان
آذربــایـجــــــان



متن سخنرانی اکبراعلمی در دانشگاه تهران

با وجود اینکه قبلا محل سخنرانی اکبر اعلمی در تالار ابن خلدون تعیین شده بود ،یکساعت قبل از برگزاری مراسم اعلام شد که تالار مذکور در حال تعمیر است و به همین سبب پس از پیگیری های مستمر عاقبت مسئولان امر محل دیگری را برای سخنرانی در نظر گرفتند که گنجایش دانشجویان حاضر را نداشت و در نتیجه بسیاری از دانشجویان ناگزیر شدند که ایستاده در راهروی منتهی به  سالن به سخنرانی اعلمی گوش فرادهند!

کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که با دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در این دانشگاه حضور یافته بود ،در جمع دانشجویان اظهار داشت ،نظر باینکه هر فردي كه در اين كشور رئيس جمهور می شود ناگزیر در پيشگاه قرآن به خداوند قادر متعال سوگند ياد مي كند كه از قانون اساسي و از حقوق ملت دفاع بکند لاجرم من هم سعي مي كنم كه در چارچوب همين قانون اساسي جمهوري اسلامي عرايضم را به سمع و نظر عزيران برسانم.

عضو سابق کمیسیون امنیت ملی با اشاره باینکه 30 سال قبل نظامي طراحي شد كه نقشه راه آن در قانون اساسي تبیين و تدوين شده است گفت ؛مختصات اين نظام در قالب 177 اصل مذكور در قانون اساسي موجود بیان شده است که البته بعد از بازنگري هم دچار تغييراتي گردید. در مقدمه اين قانون اساسي نوشته شده است كه 95.5 درصد شرکت کنندگان در همه پرسی به این قانون راي دادند و در جاي ديگر هم اشاره شده است كه 98.2 درصد به نظام جمهوري اسلامي راي دادند. اعلمی با بیان اینکه بنده هم به عنوان شاهد و ناظر آنروز شهادت مي دهم كه اكثريت مردم از اين قانون اساسي و نظامي كه در آن وعده هاي آرماني داده شده بود استقبال كردند افزود قبل از اينكه وارد بحث اصلي بشوم مایلم دوستان حاضر پاسخ دهند که اگر امروز در مورد همین قانون از شما نظرخواهی بشود به عنوان افراد یك جامعه آماري کوچک نظر شما چيست. چند درصد راي مي دهید؟  در پی این پرسش اعلمی بعضی از دانشجويان پاسخ دادند 2 درصد.

  نماینده سابق مجلس شورای اسلامی گفت من در نقاط مختلف وقتي این سوال را مطرح مي كردم پاسخ مثبت بين 1 تا 5 درصد در نوسان بود که البته این رقم الزاما به سایر نقاط و جوامع آماری قابل تعميم نيست. اکنون این پرسش مطرح می شود که چرا چنين وضعيتي به وجود آمده و استقبال از 2/98 در صد به عددی بسیار کمتر تنزل یافته است؟ دو احتمال وجود دارد؛

نماینده سابق تبریز افزود یا قانون اساسي 30 سال قبل و قانون اساسي كه بعد از سال 1367 بازنگری شده دیگر مورد تائيد مردم نيست و یا اینکه قانون اساسي مورد تاييد مردم هست اما عملکرد مجريان قانون اساسي به گونه اي بوده است که اسباب انحراف از قانون و در نتیجه نارضایتی نسل حاضر را پدید آورده است.

اعلمی با تاکید بر اینکه بنده به عنوان يك حقوق دادن و به عنوان فردي كه  8 سال قانون گذار بوده و در مجلس شوراي اسلامي 8 سال عضو كمسيون امنيت ملي و سياست خارجي بوده است مطمئن هستم علیرغم  همه ضعف های موجود در قانون اساسی و علیرغم همه انتقاداتی كه نسبت به برخي  از اصول اين قانون وجود دارد ،در صورتی که 177 اصل همين قانون اساسي به طور كامل به اجرا درآید اگر از مردم نظرسنجي و نظرخواهي بشود قطعا بالاي 50 درصد به آن راي خواهند داد درغیر اینصورت يقين دارم كه در شرايط كنوني با توجه به رفتار هيات حاكمه و اركان قدرت در همه پرسی جدید كمتر از 50 درصد به آن رای خواهند داد ادامه داد 30 سال قبل واضعان قانون اساسي و مهندسين نظام جمهوري اسلامي با اين انگيزه این نظام را با مختصات مذكور در قانون اساسي طراحي كردند كه نظام مذکور علاوه بر اينكه قادر به مقاومت در برابر زلزله هاي سهمگين 10 ریشتري سياسي ،اجتماعي  فرهنگي و اقتصادي باشد بلکه بتوانند خاستگاه نظام یعنی انقلاب اسلامی و آرمان های آنرا به خارج از مرز هاي ايران هم صادر كنند ،اما متاسفانه به دلايلي كه خدمتتان عرض خواهم كرد اکنون در شرايطي قرار گرفته ايم كه حتي رهبري نظام اعلام می کنند كه ما در معرض تهاجم فرهنگی هستيم به عبارت دیگر انقلابي كه قرار بود فرهنگ خودش را صادر بكند در درون نظام و در درون كشور گرفتار نوعی رعشه سیاسی و مورد تهدید فرهنگ مهاجم واقع شده است!

نماینده مجلس ششم پس از آنکه رفتار و عملكرد برخي از متوليان امر را علت پیش آمدن شرايط فعلي كشور و قرار گرفتن در آستانه نوعي بحران عدم مشروعيت و عدم مقوليت اعلام کرد ، سپس با طرح این سوال که بدبيني نسبت به قانون اساسي چرا ايجاد شده است ، پاسخ داد؛ قانون اساسی جمهوری اسلامی 177 اصل دارد يك فصل آن مربوط به حقوق ملت است. متاسفانه از ابتداي انقلاب به اين طرف در اثر عوامل درون زا و برون زا عده ای از مسئولين برخلاف شعارهاي اول انقلاب از مردم فاصله گرفتند و پس از انقلاب قدرت روز به روز در مقام فربه ترشدن خود برآمد و در نتیجه به تقویت اختيارات خود و اركان قدرت پرداخت و در ازای تقویت خود ،از دامنه قدرت ،حقوق و اختیارات ملت كاست.  به همین سبب با وجود اين كه در قانون اساسي حقوق و اختيارت مردم بطور نسبتا وسیعی مورد تاكيد قرار گرفته است اما متاسفانه مشاهده می شود که حاكميت و اركان قدرت از حداکثر ظرفيت هاي مربوط به حقوق و اختيارات خود و حتی بیش از آن بهره مند می شود تا جائي كه اختيارات رهبري در قانون اساسی را كف اختيارت ولی فقیه معرفی می کنند در حالي که اختيارت مذکور دراصل 110 قانون اساسي سقف اختیارات مقام رهبری است و به صورت حصري  بیان شده است. باین هم اکتفا نشد و زماني كه آقاي هاشمي رفسنجاني بعد از دو دور رياست مجلس قصد داشتند که رئيس جمهور شوند به فکرا صلاح قانون اساسي و افزايش اختيارت رئيس جمهور افتادند و در این میان تنها چيزي كه  مظلوم و مهجور واقع شد اصولي است كه ناظر به حقوق مذکور در فصل حقوق ملت است.

نماینده سابق مجلس با ذکر اینکه ابتداي انقلاب فونداسیون نظام جمهوري اسلامي بر پايه 4 ركن اصلي استقلال ،آزادي  ،جمهوريت و اسلاميت ریخته شد گفت اما اگر از استقلال صرف نظر بكنيم كه البته  در وجوهي هم متاسفانه نتوانتسيم به استقلال كامل برسيم زیرا استقلال تنها معطوف به استقلال سياسي نيست و باید همه ابعاد آنرا مد نظر قرار داد ،اعلمی افزود در حالیکه ظاهرا وانمود می کنیم که استقلال سياسي خود را سفت چسبیده ایم اما از حیث اقتصادی کم و بیش وابسته شده ایم. با این وصف با وجود اینکه از حيث استقلال سیاسی پيشرفت هاي داشته ايم اما متاسفانه 2 ركن مهم نظام جمهوري اسلامي كه ناظر بر جمهوريت و آزادی است  پيوسته مورد غفلت مسئولان قرار گرفته و اسلاميت آن هم متاسفانه مبتني بر نوعي قرائت خاص از مذهب شده است. بنابراین اگر از استقلال صرفنظر کنیم من معتقدم كه در مواردی به جمهوريت و آزادي هاي مشروع و مصرح در قانون اساسي خدشه وارد شده و حتی گاهی مورد تهدید و تحدید و تعرض قرار گرفته است.

این کاندیدای ریاست جمهوری در توضیح اسلام مورد نظر خود گفت ؛اسلامي كه ما از آن شناخت داشتيم و بر پايه اوامر و نواهي شرعی و دینی استوار است ،متاسفانه فاصله گرفته ايم. اسلامي كه امثال من پيش از انقلاب برای آن مبارزه می کردند ،مبتني بر عدل علي بود ،به این معنا كه وقتي طلحه و زبير برای امر شخصی به حضرت علي (ع) مراجعه می کنند حضرت شمع را خاموش می کند تا مبادا به اندازه نور یک شمع هم به بيت المال خسارتي وارد شود ،بنابراین عدالت علي را می توان در خاموش کردن شمع بيت المال هم مشاهده کرد. اما متاسفانه در این کشور مشاهده می کنیم که گاهی شتر را با بارش یکجا می برند!

اعلمی در تبیین مشخصه ديگر اسلام افزود وجه دیگر اين اسلام را هم من در برخورد آن عرب باديه نشين با خليفه دوم مي بينم؛ وقتي عمر بالاي منبر خطاب به مردم مي گوید که ايهاالناس اگر من از مسير راست منحرف شوم چه خواهيد كرد آنقدر اسلام به مردم جسارت و كرامت انسانی عطا کرده است كه آن عرب باديه نشين در برابر خلیفه مقتدر برمی خیزد و در حالیکه شمشير را از نیام برکشیده در پاسخ او می گوید درصورت انحراف با شمشير كجم ترا راست خواهم كرد!

نماینده مردم تبریز در مجالس ششم و هفتم با اشاره باینکه در قانون اساسي دو اصل وجود دارد كه منطبق بر ارزش های دمكراسي است افزود؛ دمكراسي يعني تن دادن به حاكميت مردم، با وجود اینکه قانون اساسي ما این وجه از دمكراسي را پذيرفته است اما به محض اینکه اسم دمكراسي می آید برای بعضی ها مانند این است که از طاعون یاد می کنید .به موجب اصل 56 قانون اساسي حاكميت مطلق از آن خداست و هم او بشر را بر سرنوشت سياسي و اجتماعي خود حاكم كرده است و هيچ مقامي حق ندارد اين حق را از انسان سلب كند. هيچ مقامي اطلاق دارد یعنی نه رهبري  نه رئيس جمهور نه قوه مقننه نه قوه قضائيه مجاز نیستند که حق حاكميتی كه از ناحيه خداوند و خالق بشر به او تفويض شده است را از انسان سلب کنند. طبق این اصل اين مردم هستند كه تصميم مي گيرند نظام چه مختصاتی داشته باشد و اين مردم هستند كه تصميم مي گيرند چه كسي رئيس جمهور و چه كسي نماينده مردم باشد. اما فيلتري را ایجاد کرده اند كه 12 نفر با استفاده از ابزاري به نام نظارت استصوابي بجای 70 ميليون نفر تصميم مي گيرند كه چه كسي صلاحيت نمايندگي و كانديدا شدن برای رياست جمهوري را داراست ،در حالیکه این روند دقيقا در تعارض با اصل 56 و اصل 6 قانون اساسي است که مقرر داشته است اداره امور كشور بايد با اتكاي آراي عمومي صورت بگيرد از راه انتخابات ، نگفته از راه انتصابات. پس هر اقدام و هر تصميم و هر تدبيري كه بوي انتصاب بدهد مغاير با اصل 6 قانون اساسي است .

اعلمی گفت اصل 9 قانون اساسي هم دچار همین سرنوشت شده است: به موجب اصل نهم ،در جمهوري اسلامي ايران ،ازادي استقلال و وحدت تماميت ارضي از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است هيچ فرد يا گروهي يا مقامي حق ندارد به نام  استفاده از آزادي و استقلال سياسي ، فرهنگي ،اقتصادي ون ظامي به تماميت ايران كمترين خدشه اي وارد كند. اين بخش خيلي پر رنگ اجرا مي شود يعني اگر نفس بکشید ممکن است بعضی ها به شما بگویند که با این کارتان تماميت ارضي ،استقلال و وحدت ملي به خطر می افتد.

اما قسمت اخير این اصل اغلب مهجور واقع می شود آنجا که تاکید می کند ، هيچ مقامي حق ندارد ، به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور هر چند با وضع قوانين و مقررات آزادی های مشروع را سلب كند، نگفته بعضي از مقامات حق دارند یلکه تاکید می کند هیچ مقامی حق ندارد. قوانيني كه تو همين مجلس تصويب مي شود بعضا آزادي ها را در قالب قانون سلب مي كنند تا آنجا كه برای حجاب و نحوه پوشش و لباس مردم هم قانون وضع می کنند. حتي به اينترنت هم كه الان در تمام دنيا مثل اسباب بازي رایج شده نفوذ كرده اند.

در ادامه نماینده سابق مجلس به اصل 8 قانون اساسي اشاره کرد و گفت در حالي كه اصل امر به معروف و نهي از منكر اساسا ناظر به انتقاد و امر به معروف و نهي از منكر مردم نسبت به حكومت است ،نه حكومت نسبت به مردم ،قسمت اول این اصل از طريق صدا و سيما و رسانه هاي حكومتي اعمال مي شود اما قسمت دوم آن تعطیل است تا جائی که حتی فردی مانند من كه 8 سال نماينده این کشور بودم صدا و سيما را از بنده دریغ می کردند تا مبادا مشكلات و ناهنجاري ها و نابساماني هائي را كه مشاهده مي كنم به سمع و نظر مردم برسانم.

این حقوقدان با اشاره به اصل 3 قانون اساسي گفت این اصل براي نيل به اهداف مذكور دراصل دوم ،دولت جمهوري اسلامي ايران را موظف کرده است تا همه امكانات خود را براي اموری مانند ؛محو  هر گونه استبداد ،خودكامگي و انحصار طلبي بکار ببرد. کلمه "هر" بکار برده است  نمي گوید بعضي و هیچگونه قيد و استثنائی را هم ذکر نکرده است اما متاسفانه تو اين مملكت بعضی از مديران كل هم برای خودشون يك ديكتاتور هستند تا چه برسد به آقاي احمدي نژاد كه حتي از مجلس هم احساس بي نيازي مي كند به همين خاطر وقتي گزارش ديوان محاسبات توسط  نيروهاي موسوم به اصولگرا در مورد بودجه سال 84 منتشر می شود می گویند كه حدود 4 هزار مورد انحراف از قانون بودجه در آن وجود دارد، نمي دانم در اين قانون بودجه چند تا كلمه وجود دارد كه 4 هزار تا انحراف از آن صورت گرفته است!

وی افزود در واقع اين رفتار خود به تنهائی نشان دهنده نوعی خودكامگي است ،خودكامگي که ديگر شاخ و دم ندارد. اگر ما به رژیم سلطنتی نه گفتيم براي مخالفت با خودكامگي بود ،ما به محمد رضا شاه پهلوي از اين جهت نه گفتيم كه آدم مستبد و ديكتاتوری بود و در كشور خفقان ايجاد و آزادي ها را محدود و سركوب كرده بود. لذا قرار نبود كه تنها مهره ها عوض شوند بلکه مقصود تغییر مناسبات شاهنشاهي بود و اینکه با تغییر رژیم شاهنشاهی بعد از سالها و قرن ها مردم اجازه نفس كشيدن پبدا بكنند و بر سرنوشت سياسي ،اجتماعي ،فرهنگي و اقتصادي خودشان حاكم بشوند.

اعلمی در تشریح دليل دیگری كه باعث نارضايتي مردم شده است گفت ؛ از ابتداي انقلاب به اين سو تنها اعضای يك كلكسيون كمتر از 200 نفر قدرت را همچون گوئی در اختيار خودشان گرفته اند  با یک حساب سرانگشتی ما براورد كرديم که از ابتداي انقلاب تا کنون گردش نخبگان حكومتي و ابزاري در كشور به طور متوسط سالانه 100 نفر بوده که در مجموع 3 هزار نفر شامل وزير،رئيس جمهور، معاون رئيس جمهور، معاون وزير ، مديركل ، استاندار، بخشدار، فرماندار و نظایر آن می شود ،یعنی 70 ميليون ايراني را يك كلكسيون 200 نفري اداره می کنند و اين نخبگان ابزاري و حکومتی هستند كه يك الیگارشی غير قابل نفوذ و آهنين را در كشور ايجاد كرده اند و لذا امكان نفوذ به عرصه قدرت براي ديگران يا ناممكن است يا  با دشواري مواجه مي شود. حال آنکه  اداره امور كشور با اتكاي آراي عمومي و حاكميت مردم بر سرنوشت خود موضوع اصول 6 و 56 قانون اساسی مستلزم اين است كه اين  انحصار طلبی از میان رفته  و 70 ميليون ايراني بتوانند با اراده آزاد خود برسرنوشت خودشان از طريق انتخابات و استفاده از حق انتخاب شدن ازاد و انتخاب كردن آزاد حاكم بشوند.

این وکیل پایه یک دادگستری با بیان اینکه امثال بنده چون سرسپزده قدرت نیستیم و متفاوت با دیگران عمل می کنیم بلافاصله يك مهر عدم اعتقاد عملي به اسلام و نظام عدم ابراز وفاداري به قانون اساسي و ولايت فقيه مي زنند تا براي هميشه از صحنه قدرت حذف بشویم افزود؛ بنده بعد از 17 سالگي مرتب نمازم را مي خوانم و به توصیه قران که می گوید قولوا لااله الله تفلحوا ، بارها گفه ام لااله الا الله و روزي 10 مرتبه هم در نماز یومیه مي گویم "اياك نعبد و اياك نستعين" یعنی فقط ترا مي پرستم و تنها از تو استعانت مي جويم و اتفاقا به همین دلیل هم نمی توانم در برابر مقامات سر كج كنم و از زماني كه متولد شدم بصورت ژنتیکی مهرهاي گردنم هم يک جوري طراحي شده است که سرم از یک حدی بیشتر كج نمي شود و فقط در برابر خدا است كه می توانم تعظيم کنم و اگر قرار باشد در اين كشور صرفا به دليل تعظيم نکردن دربرابر بعضی از مقامات امثال ما رد صلاحيت بشویم ،من افتخار مي كنم به اينكه فاقد التزام عملي به آن چيزي هستم كه مد نظر شوراي نگهبان است!

در ادامه این سخنرانی اعلمی گفت انتخابات رياست جمهوري نزديك است و 4 نفر كانديداي حكومتي را معرفي كرده اند که صبح تا شب هم راديو تلويزيون به كمك بي بي سي همين 4 نفر را تبليغ مي كنند. با توجه باینکه بيش از 400 نفر ثبت نام كرده اند این رفتار صدا و سیما ،بی بی سی و روزنامه های حکومتی و نیمه حکومتی به منزله این است که قبل از آنکه شوراي نگهبان با استفاده از ابزار نظارت استصوابيش اظهار نظر کند آنها منهاي 4 نفر كانديداي حكومتي بقیه را رد کرده اند یعنی این رسانه ها جايگزين شوراي نگهبان شده اند و استدلالشان این است که چون بجز این چهار نفر بقیه رد خواهند شد ما هم باید تنها روی همین چهار نفر مانور بدهیم!

وی افزود این 4 نفر هميشه در قدرت بوه اند در دوره جوانيشان با تمام  انرژي و پتانسيلي كه داشتند تلاش خود را کرده اند و نتیجه همین است که با آن مواجه هستیم . دموكراسي ايجاب مي كند که افراد امتحان پس داده به کناری رفته و جای خود را به دیگران بدهند. اعلمی ادامه داد ؛خوشبختانه كشور هم با قحط الرجال مواجه نيست و 70 ميليون ايراني داريم ،حدود 5 ميليون نفر ايراني در خارج از كشور داريم كه بسياري از اينها جزو نخبگانند و براي ايران افتخار آفرين بوده اند. 70 ميليون ايراني داریم كه گمنام باقی مانده اند ،شرط نجات كشور و شرط انجام اصلاحات و شرط عبور از بحراني كه در حال حاضر با آن مواجه هستيم اين است كه فردي رئيس جمهور شود که سرسپرده باندهای قدرت نباشد و خارج از كلكسيون دستچین شده قدرت قرار داشته باشد به بیان دیگر شرط انجام اصلاحات در اين است كه افرادي قدرت را در دست بگیرند كه كارنامه آنها حاكي از اصلاح طلب واقعی بودن آنها باشد و بجای آنکه سرسپرده حاكميت باشند خود را تنها  مديون و مرهون  و وامدار ملت بدانند. قهرا فردي كه به كمك مافياي ثروت و قدرت به قدرت مي رسد اين شخص نمي تواند وضع موجود را كه وضع نامطلوب است به سمت وضع مطلوب تغيير دهد زیرا وضع نامطلوب موجود مرهون عملكرد اعضای همين باند و همين كلكسيون قدرت است.

این کاندیدای ریاست جمهوری گفت؛ در هر دوره يک نفر را مي آورند و بلاتشبیه مانند لاك پشت رنگ مي کنند و به جاي پژو پرشيا به خورد ملت مي دهند. از ابتداي انقلاب به اين طرف عده ثابتی با عناوینی مانند اصولگرا ، اصلاح طلب ،خط امامي و دانشجوي پيرو خط امام و نظایر آن در عرصه قدرت حضور داشته اند  و فقط در هردوره متناسب با شرایط زمانی و مکانی رنگ عوض کرده اند و فقط لباسشان را تغيير داده اند. با تغيير لباس مملكت درست نخواهد شد بلکه تنها با تغيير فكر و انديشه و با تغيير روابط و مناسبات ناسالمي كه در كشور وجود دارد و با جا به جا كردن قدرت و با آماده كردن شرایط لازم براي ورود 70 ميليون ايرانی گمنام به میدان تنگ قدرت مي توان اميدوار شد كه كشور ما رنگ اصلاحات بخود ببیند و در این صورت است که اصول متروک و مهجور مانده قانون اساسی عملياتي خواهد شد و جمله آخر اینکه گشایش کشور و بهبود اوضاع در گرو اين است كه بجای اینکه حاكميت اراده خودش را بر مردم تحميل كند مردم قادر شوند که خواست و اراده خودشان را به اركان قدرت و هيات حاكمه  تحميل كنند.

سخنان اعلمی بارها با تشویق دانشجویان قطع شد. در ادامه این نشست اعلمی به پرسش دانشچویان پاسخ داد.

چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |

پوپولیسم در هر لباسی که باشد زشت و ناپسند است!

در دیدار جمعی از دانشجویان دانشگاه ها با اکبر اعلمی عنوان شد:

پوپولیسم در هر لباسی که باشد زشت و ناپسند است!



در دیدار جمعی از دانشجویان دانشگاههای امیرکبیر و شهید بهشتی با اکبر اعلمی ،وی به پرسش های مختلف دانشجویان پاسخ گفت:

دانشجویی از اعلمی پرسید انگیزه شما از حضور در انتخابات اخیر چیست؟ اعلمی پاسخ داد؛ حضور من در این انتخابات دو علت عمده دارد ؛اول اینکه طبق قانون اساسی و ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی حق انتخاب شدن و کاندیدای ریاست جمهوری شدن و نظایر آن از حقوق اجتماعی است و من می خواهم در پرتو قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه از این حق استفاده کنم. حاکمیت نیز طبق بندهای 6 الی 9 و همچنین بند 14 اصل سوم قانون اساسی و نیز اصول 6 ، 19 ، 20 ،26 و 56 همین قانون موظف است که شرایط استیفاء این حق را فراهم سازد.

وی ادامه داد؛ اما دغدغه ای که نسبت به شرایط نامناسب موجود دارم و آنرا نتیجه عملکرد گروهی می دانم که همواره بعنوان پدرخوانده های سیاسی قیم مابانه بنام اصلاح طلب و اصولگرا برای مردم تعیین تکلیف کرده و بجای آنان تصمیم می گیرند ،مهمترین دلیلی است که مرا وادار به شرکت در این انتخابات کرده تا در صورتیکه مورد تائید مردم واقع شدم امکان ورود ملت ایران را در سطح وسیعتری به عرصه قدرت فراهم و بکمک آنان گشایشی در وضع موجود ایجاد و اوضاع را در ابعاد گوناگونش به سمت وضعیت مطلوب هدایت نمائیم.

یکی از دانشجویان از این کاندیدای ریاست جمهوری سوال کرد در صورت تائید صلاحیت شما ،برای اینکه احمدی نژاد رای نیاورد آیا امکان دارد که با یکی از کاندیداها ائتلاف کرده و بنفع او کنار بروید؟ اعلمی پاسخ داد اولا ،اگر قصد کناره گیری داشتم هرگز وارد میدان رقابت ها نمی شدم ،وانگهی حذف احمدی نژاد ،ایده آل من نیست زیرا بنده تفاوت معناداری میان کاندیداهای حکومتی نمی بینم تا بخاطر یکی از آنها از رقابت ها کناره گیری کنم .به بیان دیگر تغییر وضع موجود و حاکمیت یافتن واقعی مردم بر سرنوشت خود و عهده دار شدن اداره کشور توسط آنها انگیزه اصلی من از شرکت در انتخابات است که یقینا با به قدرت رسیدن هیچیک از کاندیداهای حکومتی این هدف تحقق نخواهد یافت.با این وصف چنانچه در اثر تنگ نظری ها در میدان رقابت ها حذف شوم ،با وجود اینکه در طول این مدت از سوی همه کاندیداهای حکومتی در حق من جفا شده است اما این احتمال وجود دارد همه تلاش خود را صرف رای نیاوردن کاندیدای مورد نظر آقای جنتی نمایم. 

دانشجوئی پرسید در صورتیکه شورای نگهبان مانع از حضور شما در رقابت های دهمین دوره ریاست جمهوری شود واکنش شما چه خواهد بود؟ وی پاسخ داد: بنده خود را واجد شرایط مذکور در اصل 115 قانون اساسی می دانم و بر این باورم که اگر یک سر و گردن بیشتر از کاندیداهای حکومتی نظیر احمدی نژاد از شرایط مذکور در اصل مورد اشاره برخوردار نباشم کمتر نیست از اینرو به موجب ماده واحده قانون لزوم رسیدگی به شکایات داوطلبان رد صلاحیت شده مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام شورای نگهبان موظف‌ است صرفا براساس مواد قانوني و بر اساس دلايل و مدارك معتبر به بررسي صلاحيت داوطلبين بپردازد و چنانچه صلاحيت داوطلبي را رد كرد بايد علت رد صلاحيت را با ذكر مواد قانوني مورد استناد و دلايل مربوط، به داوطلب ابلاغ نماید. براین اساس چنانچه شورای نگهبان برخلاف قانون دوباره از قبول صلاحیت من خودداری ورزد ،دو گزینه در پیش رو دارم ؛ تحریم انتخابات و یا تشویق هواداران به انتخاب بد از بدتر با هدف ناکام گذاشتن کاندیدای مورد نظر شورای نگهبان و برخی از ارکان قدرت ،در هر دو صورت اعتراض خود را در قالب نامه سرگشاده ای با مردم در میان خواهم گذاشت.

یکی از حاضران نظر اعلمی را در مورد شعارهای مترقی بعضی از کاندیداها پرسید ،وی در پاسخ گفت کاندیداهای حکومتی جزء سلول های یک پیکرند و جزئی از همان کلکسیون قدرت به شمار می روند که وضع موجود را پدید آورده است و لذا آنها نمی توانند خارج از اراده این کلکسیون تصمیمی را اتخاذ نمایند، بنابراین اغلب شعارهائی که متفاوت با روند حاکم مطرح می شود مانند دوران خاتمی تنها مصرف تبلیغاتی دارد و با ورود هر یک از کاندیداهای جکومتی به کاخ ریاست جمهوری این شعارها هم در خارج از کاخ مزبور دفن خواهد شد و هرگز رنگ واقعیت بخود نخواهد گرفت.     

نماینده سابق مجلس در پاسخ به دانشجوئی که نظر وی را در مورد استفاده ستاد موسوی از پارچه سبز پرسیده بود گفت: توسل به روش های پوپولیستی و عوامفریبانه از ناحیه هر شخص و گروهی که باشد اقدامی زشت و ناپسند است و اگر این عمل با نام اصلاح طلبی انجام شود اقدامی زشتر و  غیر قابل دفاع است. اعلمی افزود اصلاح طلبی ایجاب می کند بجای توسل به مفاهیم و مقولات عوامفریبانه و بعضا بی محتوا نظیر عطر گل یاس ،عبای شکلاتی ،پارچه سبز و سوء استفاده ابزاری از مفاهیم مذهبی مانند سیّد و میر ،لازم است نسبت به رویکرد و کارنامه کاندیداها در مورد بنیان های عمیقی چون دموکراسی ،آزادی ،حقوق بشر ،حقوق اجتماعی ،حق انتخاب شدن ،عدالت اجتماعی ،حقوق شهروندی ،آزادی بیان ، آزادی انتخاب ،گردش آزاد اطلاعات و تحمل مخالفین متمرکز شده و مخاطبین خود را از این طریق جلب نمایند. عضو سابق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجلس با بیان اینکه  آقای "غ" در اردبیل به عنوان عضو فعال ستاد یکی از کاندیداها چند متر پارچه سبز را به یکی از افراد پر نفوذ در دهستانی داده و گفته که فلانی سلام رساند و این پارچه ها را فرستاده است تا با توزیع آنها در میان روستائیان خیر و برکت به روستای شما سرازیر شود ،گفت این رفتار ها و پیوند زدن قدرت و تقدس که در ارومیه و سایر نقاط ایران هم به عنوان یک ترفند و جریان سازی تبلیغاتی بکار گرفته می شود چه نسبتی با اصلاحات دارد و چه تفاوتی میان چنین کاندیدائی با شخصی که قدرتش را با چاه جمکران و هاله نور پیوند زده است وجود دارد!؟

دانشجوئی از اعلمی پرسید در صورت رد صلاحیت شما از سوی شورای نگهبان آیا اعضای ستاد شما می توانند از کاندیداهای دیگر حمایت کنند؟ وی پاسخ داد ؛قبلا با همه دوستانی که برای همکاری با بنده اعلام آمادگی کرده اند توافق شده است که به هیچوجه مجاز نیستند با عنوان یکی از مسئولان ستاد من از دیگر کاندیداها حمایت نمایند در غیر اینصورت اقدام آنها غیر اخلاقی و قابل شماتت است.

 یکی از دانشجویان علت تمدید مهلت اعلام اسامی کاندیداهای تائید صلاحیت شده را پرسید ،نماینده دوره های ششم  و هفتم با اشاره به اینکه ،در دوره قبلی بیش از هزار نفر در انتخابات ثبت نام کرده بودند که رسیدگی به صلاحیت ها در موعد قانونی انجام شد ،گفت در این دوره حدود 400 نفر ثبت نام کرده اند ،بنابراین اقدام شورای نگهبان در تمدید مهلت مذکور تامل برانگیز و هدفدار است و بنظر می رسد که با انگیزه وقت کشی بزیان اینجانب است. اعلمی افزود ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما پیشاپیش و از یکماه قبل تنها چهار کاندیدای دست چین شده حکومتی را تبلیغ می کند و این تصمیم نمی تواند بصورت خودسرانه صورت گرفته باشد،مگر اینکه به این نتیجه برسیم که ضرغامی نیز مانند گردانندگان شبکه بریتانیائی بی بی سی و اصلاح طلبان و اصولگرایان حکومتی و بدون اینکه با شورای نگهبان هماهنگ شده باشد بصورت خودسرانه دیگران را رد صلاحیت کرده و لذا تنها از چهار کاندیدا نام می برد و با نمایندگان آنها جلسه برگزار می کند!نماینده مردم تبریز در مجالس ششم و هفتم ادامه داد تحلیل من این است که اولا برخی از نهادها مایل نیستند که اعلام اسامی کاندیداهای با یکم خرداد یعنی سالگرد حوادث آذربایجان مقارن شود و ثانیا اگر تصمیم گرفته شد که یکی دو نفر هم بجز چهار کاندیدای حکومتی احراز صلاحیت شوند ،فرصت برنامه ریزی و تبلیغات از آنها گرفته شود.

اعلمی در پاسخ به دانشجوئی که از او پرسیده بود که هدف شما از گفتن اینکه آذربایجان تشکیلات من است چیست گفت؛ هریک از کاندیداها با اتکا به یک گروه و جریانی وارد میدان رقابت ها شده اند و اگر دقت کرده باشید هریک از آنها سعی می کند با چسباندن خود به اشخاص حقیقی و حقوقی مطرح ،برای خود اعتباری کسب کنند. این کاندیداها پیشاپیش با بعضی از مراکز ثروت و قدرت که مایلند در قدرت احتمالی کاندیداها سهیم شوند ،ائتلاف کرده و کاندیدا را وامدار خود کرده اند. حتی اگر دقت بیشتری نمائید متوجه می شوید که برنامه ها و شعارهای آنانرا هم همین اشخاص تهیه و برای قرائت در اختیار آنان قرار می دهند. قهرا در چنین شرایطی من نیز باید با تکیه بر یک قدرت وارد میدان رقابت ها می شدم و از آنجا که هدف من خارج کردن قدرت از انحصار اعضای کلکسیون دائمی قدرت و تدارک شرایط لازم برای ورود هفتاد میلیون ایرانی از حاشیه به متن و مشارکت دادن آنان در سرنوشت خودشان می باشد ،لازم بود برخلاف عقاید مانوس و بدون اتکاء به مافیای ثروت و قدرت با توکل بخدا و مستظهر به حمایت ملت این راه دشوار را به پیمایم و از آنجا که بنظر می رسد نقدا آذربایجان شناخت بیشتری نسبت به فرزند خود دارد و تکیه گاه خوبی برای حمایت از حقیر جهت پیوستن به اقیانوس ملت ایران می باشد ،خلاء تشکیلات را با آذربایجان جبران کردم و امیدوارم که به مدد این پشتوانه قوی قادر به تشکیل ستاد های خود در قلب یکایک ملت شریف ایران شوم. اعلمی افزود ستارخان و باقرخان هم در مشروطه با پشتوانه همین تشکیلات وارد میدان شدند اما با رشادت و  فداکاری های خود به ملت ایران خدمت کردند.   

دانشجوی دیگری پرسید آیا به قدرت و نفوذ این تشکیلات و حمایت آن اطمینان دارید و آیا تا کنون این تشکیلات توانسته است برای شما کاری انجام دهد؟ اعلمی پاسخ داد فعلا قضاوت کردن در این مورد کمی زود است و نتیجه و کارکرد این تشکیلات و میزان حمایت و اقتدار آنرا باید در پایان انتخابات مورد ارزیابی قرار داد.

در پایان این نشست صمیمانه یکی از دانشجویان آذربایجانی به اعلمی گفت متاسفانه شنیده شده است که بعضی از کسانی که نام فعال آذربایجانی را با خود یدک می کشند به استخدام ستاد ...درآمده اند . وی با ذکر اسامی چند نفر از جمله یک روحانی بنام ...،مدعی شد که آنها برخلاف شعارهای گذشته خود در ازای دریافت مبلغ ناچیزی به تبلیغ ...روی آورده اند. اعلمی در پاسخ به او با تاکید بر اینکه ما نمی توانیم بدون دلیل دیگران را متهم نمائیم گفت ؛آزادی است و هرکس می تواند راه خود را انتخاب کند ،شاید افراد مورد اشاره شما کعبه آمال خود را در ستادهای دیگران یافته اند با این وصف در طول این مدت در آذربایجان اتفاقات نادر و جالبی رخ داده است که در آینده ممکن است آنها را با مردم در میان بگذارم.

چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |

عکس های منتشر نشده از مهندس موسوی

دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |

اکبر اعلمی در دشت سرسبز مغان

اكبر اعلمی:

موسوی با 20 سال سكوت نمی‌تواند ادعای اصلاح‌طلبی داشته باشد

خبرگزاری فارس: نماینده سابق مردم تبریز در مجلس با انتقاد از ادعای اصلاح‌طلبی موسوی در انتخابات گفت: ملت باید بدانند كسی كه 20 سال در كشور سكوت كرده است و هیچ اراده‌ای در دفاع از حق مردم نداشته، امروز ادعای اصلاح‌طلبی می‌كند در حالیكه اصلاح‌طلب واقعی كسی است كه در برابر برخی حق‌كشی‌ها و ناعدالتی‌ها ساكت ننشیند.

ه گزارش خبرگزاری فارس از اردبیل، اكبر اعلمی پیش از ظهر امروز در سفر به استان اردبیل و در نشست خبری با خبرنگاران اظهار داشت: كشور ما دارای 70 میلیون نفر جمعیت است و این ظلم بزرگی در حق ملت است كه دایره تصمیم‌گیری و استفاده از نظریات نخبگان را محدود به شخصیت‌های شناخته شده و امتحان ‌پس‌داده كنیم.
وی مدعی شد: در صورت پیروزی در انتخابات، من به جای بلند كردن صدای حاكمیت، صدای ملت را بلند خواهم كرد تا حقوق تضییع شده مردم احیا شود.
این كاندیدای اصلاح‌طلب دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری افزود: گردش نخبگان در كشور محدود است به طوریكه سالانه به این چرخه 100 نفر وارد می‌شوند و گاه ماندگاری آنها سال‌های طولانی به درازا می‌انجامد.
اعلمی با ادعای اینكه چه در قبل از انقلاب و چه در بعد از آن اصلاح‌طلب حقیقت‌گو بوده است، تصریح كرد: من به جریان و پروسه اصلاحات معتقدم اما از برخی روش‌های پوپولیستی و مردم‌فریب بسیار گله‌مند هستم چرا كه این شیوه را یك شیوه ناپسند و فریب‌دهنده افكار عمومی می‌دانم.
نماینده سابق مردم تبریز در مجلس اظهار داشت: متاسفانه در 30 سال گذشته اداره كشور و جریانات سیاسی در دست كلكسیونی از افراد شناخته شده، صاحب نفوذ و ثروتمند بوده است و آنها بدون اراده ملت برای مردم ما تصمیم‌گیری كردند كه این باور هم در اردوگاه اصولگرایان و هم اصلاح‌طلبان مشاهده می‌شود.
وی با بیان اینكه مردم از دعواهای سیاسی افراد امتحان ‌پس‌داده شاخص و شناخته شده كه منتهی به حاكمیت هستند، خسته شده‌اند، گفت: مردم دنبال كسی هستند كه به دور از قدرت و ثروت حاكمیت، تنها با اراده ملت كشور را اداره كند و همگرایی فكری، اخلاقی و رفتاری را در جامعه به وجود آورد.
این چهره اصلاح‌طلب ادامه داد: تحول در كشور زمانی صورت خواهد گرفت كه افرادی خارج از كلكسیون قدرت و ثروت حاكمیت بر اراده ملت حاكم شوند تا مردم بتوانند به راحتی و با آزادی بیان حقایق را بگویند.
وی با بیان اینكه مردم باید به مانند یك مغازه میوه‌فروشی كه انواع و اقسام میوه‌ها را عرضه كرده است، كاندیدای اصل خود را انتخاب كنند، گفت: اگر شورای نگهبان اجازه دهد كه افراد مختلف از سلایق گوناگون از فیلتر این شورا عبور كنند به یقین مردم انتخاب درست خواهند داشت و در آینده نیز از این انتخاب خود پشیمان نخواهند شد.
نماینده سابق مجلس شعار انتخاباتی خود را «احیا و بازسازی شكوه ایرانی و احیای حقوق اقوام» عنوان كرد.
اعلمی با انتقاد از برخی حركت‌های عوام‌فریبانانه كاندیداهای ریاست‌جمهوری به‌ویژه در احیای و اجرای اصل 9، 15، 19 و 157 قانون اساسی گفت: آنهایی كه مدعی هستند اختیارات رهبر و یا رئیس‌‌جمهور باید افزایش یابد چرا از حدود اختیارات ملت دفاع نمی‌كنند كه نه تنها اجرا نمی‌شود بلكه گاه پایمال نیز می‌شود.
وی با بیان اینكه بزرگترین حامی او مردم رنج‌دیده و خون‌دل خورده انقلاب هستند، افزود: پرونده من در دوران نمایندگی در مجلس روشن است چرا كه به مانند برخی نه از شهرام جزایری پول گرفته‌ام و نه در این مدت 20 سال سكوت اختیار كرده‌ام و نه شعار پوپولیستی سر می‌دهم بلكه آمده‌ام تا طبق قانون اساسی حقوق ملت را پر‌رنگ و آن را تقویت كنم.


یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |

تنها کاندیداهای حکومتی ،باعنوان "کاندیداهای مطرح ریاست جمهوری" به جامعه تحمیل می شوند!؟

در دیدار دانشجویان دانشگاه تربیت معلم با اعلمی عنوان شد:

تنها کاندیداهای حکومتی ،باعنوان "کاندیداهای مطرح ریاست جمهوری" به جامعه تحمیل می شوند!

لینگ مطلب

یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |

بازیابی شکوه ایرانی و احیاء حقوق اقوام

اعلمی پس از ثبت نام در وزارت کشور ،شعار انتخاباتی خود را  اعلام کرد:

بازیابی شکوه ایرانی و احیاء حقوق اقوام

اکبر اعلمی بعد از ظهر روز جمعه و در چهارمین روز ثبت‌نام از داوطلبان با حضور در ستاد انتخابات کشور رسما برای کاندیداتوری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد.

اکبر اعلمی سپس در جمع خبرنگاران به شوخی گفت: «بعد از دو ماه اعلام کاندیداتوری و بایکوت خبری ،دیدن این تعداد خبرنگار آدم را به شوق می‌آورد به بیان دیگر باورنکردنی است فردی که 8 سال نماینده مجلس بوده و پس از اعلام کاندیداتوری این همه مورد بی مهری قرار گرفته است اکنون در جمهوری اسلامی توانسته  است صاحب میکروفن شود!

وی افزود ،چنانکه می دانید 30 سال قبل نظامی با مختصاتی که در قانون اساسی بیان شده است ،بنام جمهوری اسلامی طراحی شد و مهندسین این نظام مایل بودند که این نظام در برابر زلزله های ده ریشتری سیاسی ،فرهنگی ،اقتصادی و اجتماعی مقاومت کرده و فرو نریزد و بقدری به استحکام این نظام امیدوار بودند که حتی در مقام صدور انقلاب برآمدند ،اما هم اکنون بدلایلی که اشاره می شود و خصوصا در اثر ناکارامدی و عدم پاسحگوئی برخی از مسئولان و مقامات ،نظام سیاسی موجود با بحران مقبولیت و مشروعیت مواجه شده است.

اعلمی با بیان اینکه انحراف از اصول قانون اساسی و بویژه انجراف از اصولی که به حقوق و اختیارات مردم مربوط است از دلایل اصلی بحران مشروعیت محسوب می شود ،گفت اصل ششم اداره امور کشور را با اتکاء به آرای عمومی اعلام کرده است اما عملا این شورای نگهبان است که با اعمال نظارت استصوابی ،امور کشور را اداره می کند به همین دلیل هم مشاهده می شود كه در ایام انتخابات این اركان قدرت هستند که اراده و کاندیدای مورد نظر خود را به ملت تحميل مي‌كنند. مثلا با وجود اينكه من در كنگره حزب اعتماد ملي كانديداتوري خود را اعلام كرده‌ام متاسفانه صدا و سيما و روزنامه‌هاي حكومتي روي 4 كانديداي مورد نظر اركان قدرت متمرکز شده و بر روی آنها مانور مي‌دهند و حتي صدا و سيما یک کلمه هم به كانديداتوري اینجانب اشاره ای نمی کند!

اعلمی در ادامه درباره انحراف از قانون اساسی در طی سال های گذشته نیز گفت: به عنوان حقوقدان و کسی که ۸ سال قانونگذار بوده است، معتقدم که قانون اساسی با وجود ایرادات و ضعف هایی که دارد ،از ظرفیت هایی هم برخوردار است که به دلیل مهجور ماندن این ظرفیت ها و یا عدم رعایت آنها باعث نارضایتی های موجود شده است.

کاندیدای ریاست جمهوری با اشاره به اصل هشتم قانون اساسی گفت بموجب این اصل مردم از طریق امر بمعروف و نهی از منکر باید بر عملکرد حاکمیت نظارت کنند اما حاکمیت انتقادی را نمی پذیرد. عضو سابق کمیسیون امنیت ملی گفت بخشی از اصول قانون اساسی ناظر به آزادی نهادهای مدنی است اما مطبوعات و احزاب از آزادی عمل لازم برخوردار نیستند. اعلمی ادامه داد طبق اصل نهم قانون اساسی هیچ مقامی حق ندارد به بهانه حفظ استقلال و دفاع از تمامیت ارضی آزادی های مشروع را هرچند با وضع قانون سلب کند اما در عمل آزادی های مردم به بهانه های مختلف سرکوب می شود.

نماینده سابق تبریز با بیان اینکه طبق قانون اساسی باید در صدا و سیما آزادی بیان رعایت شود گفت اما مشاهده می کنیم که رسانه ملی به رسانه دولتی تبدیل شده است.

اعلمی این وضعیت را نتیجه عملکرد کلکسیون قدرت خوانده و گفت :در طول 30 سال گذشته گردش قدرت پیوسته معطوف و منحصر به کلکسیون قدرتی مرکب از نخبگان حکومتی و ابزاری بوده است و قدرت همواره از سوی پدر خوانده های سیاسی و الیگارشی آهنین و غیرقابل نفوذی تعریف و تعیین شده است که نوعا صاحب قدرت و ثروت بادآورده هستند و اجازه ورود 70 میلیون ایرانی را از حاشیه به متن نمی دهند.

وی افزود در اثر عملکرد این کلکسیون ما طی سال های گذشته پیوسته در مرحله امنیتی در جا زده ایم و اگر قرار است که کشور شاهد رشد و شکوفائی باشد لازم است با برقراری رابطه دوستانه با همه کشورها و اجتناب از برخوردهای خصومت آمیز،ایران را به رفاه و آبادانی رهنمون سازیم. اعلمی تغییر وضع موجود توسط اعضای کلکسیون قدرت را محال دانسته و گفت خروج از این مرحله در گرو سپردن قدرت به فردی خارج از کلکسیونی است که در سال های گذشته گردش قدرت را محدود بخود کرده اند و متناسب با اختیاراتی که عهده دار بوده اند در ایجاد وضع موجود سهیم اند و ورود من به میدان رقابت ها با همین انگیزه صورت گرفته است.
اعلمی درباره میزان احتمال تایید صلاحیتش هم گفت: من اساساً به موضوع صلاحیت و تصمیم احتمالی شورای نگهبان فکر نمی‌کنم لذا راهی که آغاز کرده ام با تمام توان ادامه می‌دهم. زیرا صلاحیت مرا خدا داده است و تنها مرجعی که صلاحیت مرا تشخیص خواهد داد ملت است.

اعلمی در قسمت دیگری از سخنان خود در پاسخ به خبرنگاری که در مورد ترکیب کابینه احتمالی اش از او سوال کرده بود گفت: اگر مورد تایید مردم قرار گرفتم کابینه ای که برآیند خواست و اراده ملت باشد مرکب از نخبگان داخل و خارج از کشور تشکیل خواهم داد.

 اعلمی در پاسخ به سئوال دیگری مبنی بر اینکه آیا فکر نمی کنید یکی از دلایل رد صلاحیت شما به معنای اظهارات شما در مخالفت با ولایت فقیه است، با بیان اینکه: طبق قانون اساسی " ولایت فقیه رکنی از ارکان نظام ماست" افزود ولایت فقیه یک نظریه فقهی است و آیت الله خمینی و پیش از آن مرحوم نراقی اختیارات وسیعی برای ولی فقیه قائل بوده اند که بسیاری از فقها هم یا آنرا قبول ندارند و یا اینکه دامنه اختیارات فقیه را محدود به امور حسبیه می دانند با این وصف ولایت فقیه پس از انقلاب بعنوان رکنی از ارکان نظام جمهوری اسلامی وارد قانون اساسی شده است لذا به عنوان یک فرد قانونگرا خود را ملزم به پیروی از اصول قانون اساسی می دانم .

این نماینده مجلس هفتم ادامه داد: اما علت اینکه بنده را تحمل نمی کنند این است که در مجلس سعی کردم صدای ملت باشم و به جای اینکه حکومتی فکر کنم خود را نماینده ملت بدانم. وی با بیان اینکه در رد صلاحیت ها باید دلیل آن را اعلام کنند، گفت: باید بگویند آیا من از نظر قد کوتاهتر از احمدی نژاد هستم یا از نظرتحصیلات و سوابق انقلابی و غیر انقلابی از ایشان کمترم. من با چنگ و دندان آمده ام از حق خودم در ورود به انتخابات دفاع کنم و اگر یک کودک ۱۲ ساله و پیرمرد ۸۰ ساله وارد این عرصه می شوند این به نظام سیاسی ما بر می گردد که نظام حزبی را بر نمی تابد. اعلمی تاکید کرد: نظام حزبی در نظام سیاسی ما یک وصله ناجور است و این نظام حزبی نمی تواند به شکلی که در غرب وجود دارد عملیاتی شود.

وی در بخش دیگری از اظهاراتش افزود من معتقدم که متناسب با نیازهای جامعه ،قانون اساسی باید اصلاح شود و اگر لازم بود این عمل از طریق همه پرسی هم ممکن است.

نماینده دو دوره مجلس در پاسخ به خبرنگاری که از او در باره نامه نمایندگان مجلس ششم به رهبری پرسیده بود گفت: نامه نوشتن به پیامبر هم هیچ ایرادی ندارد تا چه رسد به رهبری.

اعلمی در پایان این نشست ،شعار انتخاباتی خود را "بازیابی شکوه ایرانی و احیاء حقوق اقوام" اعلام کرده و گفت تمام خواسته ها و آرمان من در همین شعار متجلی است.

شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |

تبلیغات و سخنرانیهای اکبر اعلمی در شهرهای استان آذربایجان غربی

اکبر اعلمی کاندیدای دهمین دوره  ریاست جمهوری  که در آذربایجان غربی است ، پس از صحبت های شب یکشنبه در ارومیه ( که محل تجمع فعالان آذربایجانی شده بود  و پس از پایان سخنرانی حاضران شعارهای همگانی سر دادند و اعلام حمایت از او را اعلام کردند ) روز دوشنبه نیز به قولنجی (قولونجو) رفت و با حاضر شدن بر سر مزار دده کاتیب قولونجو شاعر بزرگ آذربایجان ، سخنرانی کرد.

اعلمی در سخنرانی هایش اعلام کرده است که متعلق به آذربایجان و ملت تورک است و برای اهیای حقوق تورک های ایران تلاش خواهد کرد . حاضر شدن اعلمی در ارومیه و قولنجی ( قولونجو) موجبات اعتراض های عوامل احمدی نژاد را فراهم آورده و حتی به کسانی که موجبات سخنرانی او را فراهم آورده اند ، اخطار داده شده است.

اعلمی پس از سخنرانی در قولونجو در سولدوز(نقده) حاضر و در سخنرانیهای خود به ظلم ها و کشتار مردم سولدوز توسط مهاجران اکراد اشاره و مورد تشویق حاضران قرار گرفت .

چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |

اعلمی درجمع مردم ارومیه اظهار داشت: اگر مردم آذربایجان اعتراض نمی کردند غیرت نداشتند

کمیته رسانه ای شمالغرب کشور: مردم ارومیه استقبال غیر منتظره ای از دکتر اعلمی به عمل آوردند. صبح روز یکشنبه دکتر اعلمی به همراه تنی چند از روسای ستاد های انتخاباتی شمالغرب کشور وارد ارومیه شد  و مورد استقبال پرشور مردم این شهر قرار گرفت. این استقبال به حدی بود که نزدیک به پنجاه اتومبیل سواری خود را به نزدیکی پل ارتباطی دریاچه ارومیه رسانده بودند تا اعلمی را به طرف ستاد انتخاباتی بدرقه نمایند. دکتر اعلمی پس از حضوردر محل ستاد آذربایجان غربی، از مردم و کلیه استقبال کنندگان تشکر نمود.

این اولین سفر انتخاباتی دکتر اعلمی پس از اعلام رسمی کاندیداتوری وی برای دهمین دوره ریاست جمهوری است. این مراسم به همت ستاد انتخاباتی دکتر اعلمی در آذربایجان غربی ترتیب یافته و قرار بود که در عصر همان روز این کاندیدای ریاست جمهوری در مسجد ابوالفضل ارومیه حاضر شده و سخنرانی نماید.

مراسم ساعت 6 عصر همان روز در مسجد ابوالفضل آغاز و در همان آغازین لحظه های شروع سخنرانی، مسجد مملو ازجمعیت شده بود. مراسم با تلاوت آیاتی چند از قرآن مجید شروع شد و سپس مجری قطعه شعری را از دده کاتب (شاعر تازه در گذشته ی آذربایجانی) دکلمه کرد و پس از تبریک به مناسبت روز معلم و روز کارگر از رئیس ستاد انتخاباتی آذربایجان غربی درخواست نمود که سخنان خود را آغاز نماید.

مهندس شافعی رشته کلام را بدست گرفت و ورود دکتر اعلمی را به ارومیه خوش آمد گفت و از ایشان تشکر نمود که اولین سفر انتخاباتی خود را از شهرستان ارومیه آغاز کرده است.

شافعی سپس از دکتر اعلمی درخواست نمود که سخنرانی خود راآغازنماید.

قبل از شروع سخنرانی دکتر اعلمی، جوانان حاضر در مسجد شعارهای متعددی در رابطه با حمایت خود از دکتر اعلمی ابراز نمودند و پس از دقایقی دکتر اعلمی سخنان خود را ایراد نمود.

وی در ابتدا عنوان نمود: اینجا موطن شهید باکری است و بسیار خوشحالم که بعد از سالها دوباره من در اینجا هستم. من در این شهر میهمان نیستم چرا که آذربایجان وطن مادری من است.

اعلمی گفت: در حال حاضر بنده متهم به عدم التزام عملی به اسلام می باشم، پس برای اینکه اثبات کنم بنده از همه کسانی که در جای خدا نشسته اند مسلمان تر هستم، و نیز جهت شادی روح شهید مهدی باکری، چند آیه از قرآن کریم را برایتان تلاوت می کنم.

و آنگاه دکتر اعلمی با طنین خوش آواز خود آیاتی را قرائت نمود و پس از تلاوت آیاتی چند از قرآن مجید، سخنان خود را این چنین شروع کرد:

قبل از اینکه به خدمت برسم تنی چند از دوستان به من پیشنهاد دادند که راجع به شهرستان ارومیه و مشکلات آن صحبت نمایم. از دردها، مشکلات و عقب ماندگی های این استان  صحبت نمایم. بنده در جواب این دوستان گفتم که من برای دیدار خانواده ام به این شهر آمده ام. من با تمامی کاندیداهایی که در ایام انتخابات برای جمع آوری رای به دیدار شما می آیند تفاوت دارم. من عضو این خانواده هستم و خود را جدای از شما نمی دانم. من مثل آنهایی نیستم که اصل 15 را برای خود وسیله ای برای رای جمع کردن کرده اند و نان آنرا می خورند ولی کسی نیست که از آنها بپرسد که مگر به غیر از شما کسی هم هست که مانع از اجرای این اصل شود؟

اعلمی افزود: من آذربایجان را یک قوم نمی دانم بلکه نصف ملت ایران را این افراد تشکیل داده اند و من نمی دانم که چرا اجازه داده نمی شود که این مردم به زبان خود تحصیل نمایند؟

اعلمی در مورد اهانت روزنامه ایران گفت: مردم آذربایجان به حق به خیابانها ریختند و اعتراض کردند. اگر آنها اعتراض نمی کردند غیرت نداشتند و همین غیرت این مردم بود که این سرزمین را در جنگ حفظ کرد. این وحدت ملی هم که شما می گویید در سایه این غیرت ایجاد می شود.

اعلمی سپس افزود: مطلب دوم اینکه خبر دادند هیات نظارت شورای نگهبان به هیات امنای مسجد فشار آورده اند که چرا اعلمی را دعوت کرده اید و چرا مسجد را در اختیار او قرار داده اید. با توجه به سمت هایی که بنده داشته ام و با توجه به اینکه تیر و ترکش خورده قبل و بعد از انقلاب هستم و کوچکترین نقطه ضعف اخلاقی و مالی ندارم چرا باید چنین اتفاقی بیافتد؟ من خود از بنیانگذاران سپاه بوده ام و در بسیاری از نهادهای دیگر نیز سمت داشته ام، پس چرا با من اینگونه برخوردمی کنند؟ آیا جز این است که نطق های من با منافع بعضی ها جور درنیامده است؟ دستشان درد نکند! بنده از سالهای قبل از انقلاب برای ایجاد این انقلاب زحمت کشیده ام و هنوز شورای نگهبان هم صلاحیت مرا رد نکرده است پس چرا عده ای هنوز از رد صلاحیت صحبت می کنند؟ چرا اسم اعلمی را نمی آورند؟ نه صدا و سیما و نه مطبوعات از بنده اسمی نمی آورد. تا قبل از اعلام کاندیداتوری روزنامه های اصلاح طلب برای انتشار مطالب بنده سر و دست می شکستند ولی به یکباره که در کنگره حزب اعتماد ملی از من در رابطه با ریاستجمهوری پرسیدند گفتم که اگر خدایگان روی زمین اجازه دهند بنده هم کاندیدا خواهم شد و از آن پس دیگر کسی اسم اعلمی را نیاورد. آیا آنها اعلمی را نمی بینند؟ چشم بصیرت می خواهد تا اعلمی را ببینند. اعلمی هیچ تریبونی ندارد. سعی کرده ام درست عمل کنم و در مسیری که احساس می کنم مسیر درستی است قدم بردارم. حدود 4 یا 5 ماه است که رسماً کاندیداتوری خود را اعلام کرده ام. سه مراسم در دانشگاه های مختلف از جمله در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد که حتی یک کلمه هم هیچ کدام از نشریات در این مورد ننوشته اند و حتی اعلام هم نکردند که در آنجا سخنرانی کردم. برای اولین بار در تاریخ انتخابات، من از تبریز اعلام کاندیداتوری کردم و در آنجا بیان داشتم که آذربایجان تشکیلات من است. در بیانیه اظهار نمودم که مشروطه در تهران شکست خورد و این آذربایجان بود که آن را نجات داد و حالا نیز اعلام می کنم که اصلاحات در تهران زمین گیر شده است و باز این آذربایجان است که بایستی آنرا نجات دهد. نه صدا و سیما و نه روزنامه ها چیزی در این مورد نگفتند. با این حال پس از ساعتی از اعلام رسمی کاندیداتوری بنده، یکی دیگر از عزیزان اعلام نامزدی نمود و در همه جا با آب و تاب نوشتند.

دکتر اعلمی سپس افزود: اصلاحات در تهران شکست خورده و من آمده ام که از اینجا اصلاحات را رهبری نمایم. بی بی سی در آستانه انتخابات ایران براه افتاد تا در سودای دخالت های گذشته خود در مورد انتخابات ریاست جمهوری ایران باشد. آنها از همه نام می برند ولی از اعلمی اصلا نامی برده نمی برند. صدا و سیما هم مثل آنها عمل می کند. اسم این رسانه را رسانه ملی گذاشته اند و در حالی که یک عطسه احمدی نژاد را اعلام می کنند در مورد اعلمی چیزی نمی گویند.

وی گفت: می گویند اعلمی رد صلاحیت می شود. مگر اعلمی دزدی کرده یا سوادش از اینها کمتر است که رد صلاحیت شود؟ با این همه سابقه جبهه، فعالیت های قبل از انقلاب، عضویت در سپاه و هشت سال عضویت در کمسیون امنیت ملی، رئیس گروه دوستی ایران و انگلیس و... با این حال اعلمی گمنام است؟ نباید اشاره ای به اعلمی شود؟ یک کلمه تا به امروز از اعلمی چیزی نگفته اند، اثبات کاندیداهای دیگر به منزله نفی اعلمی است؟ با این اوصاف معلوم می شود که وزن اجتماعی اعلمی بالاست.

این کاندیدای ریاست جمهوری گفت: این اولین بار است که از ارومیه مرا دعوت کرده اند. آن هم که از طرف هیئت نظارت شورای نگهبان آمده اند و هیئت امنا را اینگونه تحت فشار قرار داده اند. شما چه کاره هستید؟ از کی مسجد در مالکیت شماست؟ این همه کاندیداها به همه شهرها می روند و سخنرانی می کنند. شما چه حقی دارید که به مساجد هم رسیدگی می کنید؟ مسجد مال مردم است نه از آن شما. من این همه فعالیت داشته ام چرا مرا اینگونه بایکوت کرده اید؟ برای اولین بار من از حقوق هسته ای این کشور دفاع کرده ام ولی با این حال انواع محدودیتها را در حق من اعمال کرده اید. من از حقوق هسته ای دفاع کرده ام و احمدی نژاد آنرا برای خود پرچم تبلیغاتی قرار داده و برای جمع آوری رای از آن استفاده می کند. متاسفانه در حال حاضر کلکسیون200 نفره ای به مدت 30 سال است که قدرت را به همدیگر پاس می دهند و این ملت 70 میلیونی را به گروگان گرفته اند. از چه چیزی می ترسید؟ مگر نه اینکه ملت انتخاب می کند که چه کسی شایستگی دارد؟ ترسی ندارد یا تائید صلاحیت می شوم یا رد صلاحیت، چگونه است که تا دیروز از اسم اعلمی به عنوان رئیس فراکسیون اقلیت استفاده می کردید ولی از 5 ماه قبل از طرف چپ و راست بایکوت شده ام؟ ظاهراٌ فقط عده کمی شایستگی مدیریتها را دارند. چه کسی گفته من صلاحیت ندارم؟ به موسوی که سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی بود چه کسی صلاحیت داد تا 8 سال نخست وزیر شود؟ یا به هاشمی رفسنجانی که بساز بفروش بود و قبل از انقلاب چند ماهی به زندان رفت و بعد از انقلاب همه جوری پست داده شد چه کسی صلاحیت داده بود؟ مهدوی کنی که قبل از انقلاب واعظ بود چگونه نخست وزیر شد؟ شهید باهنر که دبیر آموزش و پرورش بود چگونه نخست وزیر شد؟ آقای خاتمی که امام جماعت مسجد هامبورگ بود چگونه رئیس جمهور شد؟ بنی صدر که اقتصاد خوانده بود چطور رئیس جمهور شد؟ تحصیلات من از همه بالاتر است پس با چه منطقی بایستی اعلمی حذف شود؟ در پشت پرده این کلکسیون 200 نفری برای 70 میلیون تصمیم می گیرند. هر کسی  سر سپرده باشد مسئولیت بیشتری می گیرد. ظاهرا در این سرزمین شایسته سالاری شرط نیست بلکه سرسپردگی اساس است

در کشور ما که مثل آمریکا حزبی وجود ندارد تا کاندیدا معرفی نماید، احزاب موجود هم حزب باد هستند و قندیلهای قدرت. ملت به چه چیز شما رای بدهند؟ تا وقتی حزبی وجود ندارد انتخابات هم به این صورت منطقی نیست. در هر دوره برخی از کاندیداها میلیاردها تومان هزینه می کنند ولی اعلمی حتی پول نداردکه با هواپیما به سفرهای خود برود و دوستان قبول زحمت نموده اند و با سواری شخصی به اینجا آمده ایم تا صرفه جویی نمائیم ولی یارو با هواپیما این طرف و آن طرف می رود و تمام تریبون ها را در اختیار دارد.

طرف صحبت من کسانی هستند که متولیان این مسجد را تحقیر کرده اند، مسجد مال ملت است و اینجا هم خانه خداست، اگر بدانیم که اینجا هم خانه شماست من پایم را به مسجد  هم نمی گذارم، ولی تا امروز ما احساس می کردیم که مسجد خانه خداست!

وقتی صحبت دکتر اعلمی به اینجا رسید برق مسجد قطع شد و بلندگوها خاموش شدند و دکتر اعلمی صدای خود را به زور به گوش حضار می رساند.

دکتر اعلمی آنگاه در مورد اساس جمهوریت ایران سخنانی را ایراد نمود و اساس این جمهوریت را طبق قانون اساسی برشمرد و گفت که معمار و نقشه کش این جمهوریت مشکلی ندارد بلکه مشکل از آن آنهایی است که آن را بدجوری اجرا می نمایند.

اعلمی در مورد ولایت فقیه نیز سخنانی ایراد نمود و اظهار داشت که این ولایت یک ولایت الهی نیست بلکه حدود و اختیارات آن در قانون اساسی مشخص شده است.

اعلمی آنگاه در انتها از حضار اجازه خواست و یک بار دیگر بیانیه انتخاباتی خود را قرائت نمود.

 

■ درحاشیه:

ـ زمانی که دکتر اعلمی سخنرانی می کرد و به شدت از عملکرد برخی از نهادهای کشور انتقاد می کرد برق مسجد قطع گردید. بنا به اظهار اهالی محل ساله بود که برق این منطقه قطع نشده بود.

ـ شعارهای متعددی در داخل و بیرون مسجد حمایت از اعلمی گفته می شد. برخی از این شعارها عبارت بودند از: «آذربایجان اویاخدی، اعلمیه دایاخدی» «آذربایجان اویاخدی، اوز اوغلونا دایاخدی» «اوز الیمیز، اوز دیلیمیز، اعلمی دیر قارداشیمیز» «اوز ائلیمیز، اوز دیلیمیز، اعلمی دیر رهبریمیز» «آذربایجان یاتماییب، اعلمی نی آتماییب» و ...

ـ ازآغاز سخنرانی سیل سوالات به صورت نوشته به اعلمی ارائه گردید ولی به علت قطعی برق مسجد امکان پاسخگویی برای آنها فراهم نیامد.

ـ زمانیکه اعلمی از مسجد خارج می شد مردم به دور او حلقه زدند و شعارهایی سر دادند و همراه او به خیابان آمدند. کثرت مردم به حدب بود که برای دقایقی رفت و آمد در خیابان مختل شد.

ـ مارش آذربایجان زمانیکه اعلمی مسجد را ترک می کرد در حیاط مسجد خوانده شد.

ـ پس از پایان مراسم سیل جمعیت به همراه اعلمی به ستاد انتخاباتی وی رفتند. 

کمیته رسانه ای شمالغرب کشور

سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |

عکس : رهبر انقلاب در منزل پدر ميرحسين

سایت «آینده» تصویر دیدار رهبر انقلاب با میرحسین موسوی را که چندی پیش در منزل پدر وی انجام شده، منتشر ‌کرد.

این دیدار مدتی پیش انجام شده و آیت‌الله خامنه‌ای برای عیادت از پدر مهندس موسوی به منزل وی در منطقه بوذرجمهری تهران رفته‌اند و در دیداری صمیمانه که علاوه بر مهندس موسوی برخی اعضای دیگر خانواده آن‌ها نیز حضور داشته‌اند، از پدر ایشان عیادت کرده‌اند.

در یکی از دیدارهای رهبر انقلاب نیز ایشان عصایی را به پدر مهندس موسوی هدیه می‌دهند.

دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |

تهدید اعلمی در به چالش کشیدن مواضع آقایان کروبی و میرحسین در صورت نپذیرفتن مناظره

ما زیاران چشم یاری داشتیم ...


برادران گرامی ،حضرات آقایان کروبی و موسوی(دامت تائیداته)

با سلام

این سومین نامه سرگشاده ای است که خطاب به شما دو عزیز می نویسم ؛

چنانکه می دانید تاکنون آقای احمدی نژاد داوطلبی خود را برای حضور در میدان رقابت های ریاست جمهوری اعلام نکرده و بجز شما دو بزرگوارهم تا این لحظه هیچ کاندیدائی به عنوان نامزد جریان باصطلاح اصلاحات وارد دهمین میدان انتخابات ریاست جمهوری نشده و علاوه برآن بجز بنده و شما هنوز نامزد مطرح دیگری شعار "تغییر" را در دستور برنامه های آینده خود قرار نداده است. لاجرم این حق را به من می دهید که فعلا مخاطب دعوتم برای انجام یک مناظره پیرامون اهداف و برنامه های کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری ،تنها معطوف به شما باشد.

وانگهی برخلاف آنچه که بعضی از کوته بینان ترویج و به مخاطبین خود تلقین می کنند ،رقابت الزما در تنافر و یا تقابل با رفاقت ها نیست و رفقا نیز می توانند با حفظ رفاقت خود در فضائی کاملا سالم به رقابت بپردازند ،رقابت های انتخاباتی و مناظره های خانم کلینتون و آقای اوباما با یکدیگر که هردو عضو حزب دموکرات آمریکا بوده اند ،نشان آشکار این ادعاست.

بنابراین کسی که با لباس اصلاح طلبی وارد میدان پرچالش رقابت های انتخابات ریاست جمهوری شده و وعده انجام "تغییر" را به مردم می دهد ،قهرا از جسارت لازم برای روبرو شدن با رقبای خود و تن دادن به یک گفتگوی چالشی سالم برخوردار است ،در غیر اینصورت چگونه می توان باور کرد که چنین فردی قادر به چالش با دشواری ها و مقاومت های در پیش رو باشد!؟

 از طرفی بنده هردو نامه پیشین خود را که خطاب به شما نوشته شده است ، با سلام آغاز کرده ام و شما عزیزان بیش از راقم واقفید که فرهنگ و اخلاق ایرانی و اسلامی ما جواب سلام را واجب می داند، با این وصف نمی دانم که چرا نفیا و اثباتا از پاسخ به نامه هایم طفره می روید!؟ اساسا آیا مردم حق ندارند تا از رویکرد سیاسی ،فرهنگی ،افتصادی و اجتماعی کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری مطلع شوند؟ اگر پاسخ مثبت است چرا این حق را از دیگران سلب می کنید!؟ اگر به هردلیلی ازآمادگی لازم برای انجام مناظره پیرامون مقولات اعلام شده برخوردار نیستید ،شخصا آماده ام در اطراف هر محوری که شما تعیین بفرمائید ،در مناظره شرکت نمایم.

از آنجا که عدم پاسخگوئی شما به دعوت اینجانب ناظر به اهداف خاص سیاسی می باشد ،بدیهی است چنانچه تا فردا نفیا و یا اثباتا به نامه های حقیر پاسخ داده نشود به احترام حقوق مردم و عمل به شعار "دانستن حق مردم است" از روز چهارشنبه این هفته تا پایان انتخابات ،بدون وقفه و بدون در نظرگرفتن ملاحظات عاطفی و محدودیت ها و حریم هائی که در صورت انجام مناظره رو در رو مراعات می شود، عملکرد و مواضع گذشته و حال هریک از کاندیداها را به طرق مختلف به چالش خواهم کشید ،زیرا معتقدم برای نخستین بار هم که شده مردم حق دارند فارغ از شعارهای پوپولیستی و وعده های توخالی که تاریخ مصرف آن فقط منحصر به ایام تبلیغات است ،آگاهانه به سرنوشت خود بنگرند و تحت تاثیر بازی های سیاسی ،گذشته را تکرار نکنند تا در آینده نه چندان دور باز ناگزیر نشوند که با خود بگویند ؛"سال به سال دریغ از پارسال"!

                                                 ارادتمند همیشگی- اکبراعلمی

داوطلب نامزدی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 یازان: آیدین |



بو وبلاگ گرمی شهرینه آدلانیب ایستیمیز بودی کی بو وبلاگ دا شهره گورا بوتون خبرلری سیزلره یترگ و سیزلری آذربایجان عالیملرینن تانیش اده گ یاشاسین آذربایجان
aydin_yasha2003@yahoo.com

RSS 2.0





Powered by WebGozar

Design By Parstheme