|
کمیته رسانه ای شمالغرب کشور: مردم ارومیه استقبال غیر منتظره ای از دکتر اعلمی به عمل آوردند. صبح روز یکشنبه دکتر اعلمی به همراه تنی چند از روسای ستاد های انتخاباتی شمالغرب کشور وارد ارومیه شد و مورد استقبال پرشور مردم این شهر قرار گرفت. این استقبال به حدی بود که نزدیک به پنجاه اتومبیل سواری خود را به نزدیکی پل ارتباطی دریاچه ارومیه رسانده بودند تا اعلمی را به طرف ستاد انتخاباتی بدرقه نمایند. دکتر اعلمی پس از حضوردر محل ستاد آذربایجان غربی، از مردم و کلیه استقبال کنندگان تشکر نمود.
این اولین سفر انتخاباتی دکتر اعلمی پس از اعلام رسمی کاندیداتوری وی برای دهمین دوره ریاست جمهوری است. این مراسم به همت ستاد انتخاباتی دکتر اعلمی در آذربایجان غربی ترتیب یافته و قرار بود که در عصر همان روز این کاندیدای ریاست جمهوری در مسجد ابوالفضل ارومیه حاضر شده و سخنرانی نماید.
مراسم ساعت 6 عصر همان روز در مسجد ابوالفضل آغاز و در همان آغازین لحظه های شروع سخنرانی، مسجد مملو ازجمعیت شده بود. مراسم با تلاوت آیاتی چند از قرآن مجید شروع شد و سپس مجری قطعه شعری را از دده کاتب (شاعر تازه در گذشته ی آذربایجانی) دکلمه کرد و پس از تبریک به مناسبت روز معلم و روز کارگر از رئیس ستاد انتخاباتی آذربایجان غربی درخواست نمود که سخنان خود را آغاز نماید.
مهندس شافعی رشته کلام را بدست گرفت و ورود دکتر اعلمی را به ارومیه خوش آمد گفت و از ایشان تشکر نمود که اولین سفر انتخاباتی خود را از شهرستان ارومیه آغاز کرده است.
شافعی سپس از دکتر اعلمی درخواست نمود که سخنرانی خود راآغازنماید.
قبل از شروع سخنرانی دکتر اعلمی، جوانان حاضر در مسجد شعارهای متعددی در رابطه با حمایت خود از دکتر اعلمی ابراز نمودند و پس از دقایقی دکتر اعلمی سخنان خود را ایراد نمود.
وی در ابتدا عنوان نمود: اینجا موطن شهید باکری است و بسیار خوشحالم که بعد از سالها دوباره من در اینجا هستم. من در این شهر میهمان نیستم چرا که آذربایجان وطن مادری من است.
اعلمی گفت: در حال حاضر بنده متهم به عدم التزام عملی به اسلام می باشم، پس برای اینکه اثبات کنم بنده از همه کسانی که در جای خدا نشسته اند مسلمان تر هستم، و نیز جهت شادی روح شهید مهدی باکری، چند آیه از قرآن کریم را برایتان تلاوت می کنم.
و آنگاه دکتر اعلمی با طنین خوش آواز خود آیاتی را قرائت نمود و پس از تلاوت آیاتی چند از قرآن مجید، سخنان خود را این چنین شروع کرد:
قبل از اینکه به خدمت برسم تنی چند از دوستان به من پیشنهاد دادند که راجع به شهرستان ارومیه و مشکلات آن صحبت نمایم. از دردها، مشکلات و عقب ماندگی های این استان صحبت نمایم. بنده در جواب این دوستان گفتم که من برای دیدار خانواده ام به این شهر آمده ام. من با تمامی کاندیداهایی که در ایام انتخابات برای جمع آوری رای به دیدار شما می آیند تفاوت دارم. من عضو این خانواده هستم و خود را جدای از شما نمی دانم. من مثل آنهایی نیستم که اصل 15 را برای خود وسیله ای برای رای جمع کردن کرده اند و نان آنرا می خورند ولی کسی نیست که از آنها بپرسد که مگر به غیر از شما کسی هم هست که مانع از اجرای این اصل شود؟
اعلمی افزود: من آذربایجان را یک قوم نمی دانم بلکه نصف ملت ایران را این افراد تشکیل داده اند و من نمی دانم که چرا اجازه داده نمی شود که این مردم به زبان خود تحصیل نمایند؟
اعلمی در مورد اهانت روزنامه ایران گفت: مردم آذربایجان به حق به خیابانها ریختند و اعتراض کردند. اگر آنها اعتراض نمی کردند غیرت نداشتند و همین غیرت این مردم بود که این سرزمین را در جنگ حفظ کرد. این وحدت ملی هم که شما می گویید در سایه این غیرت ایجاد می شود.
اعلمی سپس افزود: مطلب دوم اینکه خبر دادند هیات نظارت شورای نگهبان به هیات امنای مسجد فشار آورده اند که چرا اعلمی را دعوت کرده اید و چرا مسجد را در اختیار او قرار داده اید. با توجه به سمت هایی که بنده داشته ام و با توجه به اینکه تیر و ترکش خورده قبل و بعد از انقلاب هستم و کوچکترین نقطه ضعف اخلاقی و مالی ندارم چرا باید چنین اتفاقی بیافتد؟ من خود از بنیانگذاران سپاه بوده ام و در بسیاری از نهادهای دیگر نیز سمت داشته ام، پس چرا با من اینگونه برخوردمی کنند؟ آیا جز این است که نطق های من با منافع بعضی ها جور درنیامده است؟ دستشان درد نکند! بنده از سالهای قبل از انقلاب برای ایجاد این انقلاب زحمت کشیده ام و هنوز شورای نگهبان هم صلاحیت مرا رد نکرده است پس چرا عده ای هنوز از رد صلاحیت صحبت می کنند؟ چرا اسم اعلمی را نمی آورند؟ نه صدا و سیما و نه مطبوعات از بنده اسمی نمی آورد. تا قبل از اعلام کاندیداتوری روزنامه های اصلاح طلب برای انتشار مطالب بنده سر و دست می شکستند ولی به یکباره که در کنگره حزب اعتماد ملی از من در رابطه با ریاستجمهوری پرسیدند گفتم که اگر خدایگان روی زمین اجازه دهند بنده هم کاندیدا خواهم شد و از آن پس دیگر کسی اسم اعلمی را نیاورد. آیا آنها اعلمی را نمی بینند؟ چشم بصیرت می خواهد تا اعلمی را ببینند. اعلمی هیچ تریبونی ندارد. سعی کرده ام درست عمل کنم و در مسیری که احساس می کنم مسیر درستی است قدم بردارم. حدود 4 یا 5 ماه است که رسماً کاندیداتوری خود را اعلام کرده ام. سه مراسم در دانشگاه های مختلف از جمله در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد که حتی یک کلمه هم هیچ کدام از نشریات در این مورد ننوشته اند و حتی اعلام هم نکردند که در آنجا سخنرانی کردم. برای اولین بار در تاریخ انتخابات، من از تبریز اعلام کاندیداتوری کردم و در آنجا بیان داشتم که آذربایجان تشکیلات من است. در بیانیه اظهار نمودم که مشروطه در تهران شکست خورد و این آذربایجان بود که آن را نجات داد و حالا نیز اعلام می کنم که اصلاحات در تهران زمین گیر شده است و باز این آذربایجان است که بایستی آنرا نجات دهد. نه صدا و سیما و نه روزنامه ها چیزی در این مورد نگفتند. با این حال پس از ساعتی از اعلام رسمی کاندیداتوری بنده، یکی دیگر از عزیزان اعلام نامزدی نمود و در همه جا با آب و تاب نوشتند.
دکتر اعلمی سپس افزود: اصلاحات در تهران شکست خورده و من آمده ام که از اینجا اصلاحات را رهبری نمایم. بی بی سی در آستانه انتخابات ایران براه افتاد تا در سودای دخالت های گذشته خود در مورد انتخابات ریاست جمهوری ایران باشد. آنها از همه نام می برند ولی از اعلمی اصلا نامی برده نمی برند. صدا و سیما هم مثل آنها عمل می کند. اسم این رسانه را رسانه ملی گذاشته اند و در حالی که یک عطسه احمدی نژاد را اعلام می کنند در مورد اعلمی چیزی نمی گویند.
وی گفت: می گویند اعلمی رد صلاحیت می شود. مگر اعلمی دزدی کرده یا سوادش از اینها کمتر است که رد صلاحیت شود؟ با این همه سابقه جبهه، فعالیت های قبل از انقلاب، عضویت در سپاه و هشت سال عضویت در کمسیون امنیت ملی، رئیس گروه دوستی ایران و انگلیس و... با این حال اعلمی گمنام است؟ نباید اشاره ای به اعلمی شود؟ یک کلمه تا به امروز از اعلمی چیزی نگفته اند، اثبات کاندیداهای دیگر به منزله نفی اعلمی است؟ با این اوصاف معلوم می شود که وزن اجتماعی اعلمی بالاست.
این کاندیدای ریاست جمهوری گفت: این اولین بار است که از ارومیه مرا دعوت کرده اند. آن هم که از طرف هیئت نظارت شورای نگهبان آمده اند و هیئت امنا را اینگونه تحت فشار قرار داده اند. شما چه کاره هستید؟ از کی مسجد در مالکیت شماست؟ این همه کاندیداها به همه شهرها می روند و سخنرانی می کنند. شما چه حقی دارید که به مساجد هم رسیدگی می کنید؟ مسجد مال مردم است نه از آن شما. من این همه فعالیت داشته ام چرا مرا اینگونه بایکوت کرده اید؟ برای اولین بار من از حقوق هسته ای این کشور دفاع کرده ام ولی با این حال انواع محدودیتها را در حق من اعمال کرده اید. من از حقوق هسته ای دفاع کرده ام و احمدی نژاد آنرا برای خود پرچم تبلیغاتی قرار داده و برای جمع آوری رای از آن استفاده می کند. متاسفانه در حال حاضر کلکسیون200 نفره ای به مدت 30 سال است که قدرت را به همدیگر پاس می دهند و این ملت 70 میلیونی را به گروگان گرفته اند. از چه چیزی می ترسید؟ مگر نه اینکه ملت انتخاب می کند که چه کسی شایستگی دارد؟ ترسی ندارد یا تائید صلاحیت می شوم یا رد صلاحیت، چگونه است که تا دیروز از اسم اعلمی به عنوان رئیس فراکسیون اقلیت استفاده می کردید ولی از 5 ماه قبل از طرف چپ و راست بایکوت شده ام؟ ظاهراٌ فقط عده کمی شایستگی مدیریتها را دارند. چه کسی گفته من صلاحیت ندارم؟ به موسوی که سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی بود چه کسی صلاحیت داد تا 8 سال نخست وزیر شود؟ یا به هاشمی رفسنجانی که بساز بفروش بود و قبل از انقلاب چند ماهی به زندان رفت و بعد از انقلاب همه جوری پست داده شد چه کسی صلاحیت داده بود؟ مهدوی کنی که قبل از انقلاب واعظ بود چگونه نخست وزیر شد؟ شهید باهنر که دبیر آموزش و پرورش بود چگونه نخست وزیر شد؟ آقای خاتمی که امام جماعت مسجد هامبورگ بود چگونه رئیس جمهور شد؟ بنی صدر که اقتصاد خوانده بود چطور رئیس جمهور شد؟ تحصیلات من از همه بالاتر است پس با چه منطقی بایستی اعلمی حذف شود؟ در پشت پرده این کلکسیون 200 نفری برای 70 میلیون تصمیم می گیرند. هر کسی سر سپرده باشد مسئولیت بیشتری می گیرد. ظاهرا در این سرزمین شایسته سالاری شرط نیست بلکه سرسپردگی اساس است
در کشور ما که مثل آمریکا حزبی وجود ندارد تا کاندیدا معرفی نماید، احزاب موجود هم حزب باد هستند و قندیلهای قدرت. ملت به چه چیز شما رای بدهند؟ تا وقتی حزبی وجود ندارد انتخابات هم به این صورت منطقی نیست. در هر دوره برخی از کاندیداها میلیاردها تومان هزینه می کنند ولی اعلمی حتی پول نداردکه با هواپیما به سفرهای خود برود و دوستان قبول زحمت نموده اند و با سواری شخصی به اینجا آمده ایم تا صرفه جویی نمائیم ولی یارو با هواپیما این طرف و آن طرف می رود و تمام تریبون ها را در اختیار دارد.
طرف صحبت من کسانی هستند که متولیان این مسجد را تحقیر کرده اند، مسجد مال ملت است و اینجا هم خانه خداست، اگر بدانیم که اینجا هم خانه شماست من پایم را به مسجد هم نمی گذارم، ولی تا امروز ما احساس می کردیم که مسجد خانه خداست!
وقتی صحبت دکتر اعلمی به اینجا رسید برق مسجد قطع شد و بلندگوها خاموش شدند و دکتر اعلمی صدای خود را به زور به گوش حضار می رساند.
دکتر اعلمی آنگاه در مورد اساس جمهوریت ایران سخنانی را ایراد نمود و اساس این جمهوریت را طبق قانون اساسی برشمرد و گفت که معمار و نقشه کش این جمهوریت مشکلی ندارد بلکه مشکل از آن آنهایی است که آن را بدجوری اجرا می نمایند.
اعلمی در مورد ولایت فقیه نیز سخنانی ایراد نمود و اظهار داشت که این ولایت یک ولایت الهی نیست بلکه حدود و اختیارات آن در قانون اساسی مشخص شده است.
اعلمی آنگاه در انتها از حضار اجازه خواست و یک بار دیگر بیانیه انتخاباتی خود را قرائت نمود.
■ درحاشیه:
ـ زمانی که دکتر اعلمی سخنرانی می کرد و به شدت از عملکرد برخی از نهادهای کشور انتقاد می کرد برق مسجد قطع گردید. بنا به اظهار اهالی محل ساله بود که برق این منطقه قطع نشده بود.
ـ شعارهای متعددی در داخل و بیرون مسجد حمایت از اعلمی گفته می شد. برخی از این شعارها عبارت بودند از: «آذربایجان اویاخدی، اعلمیه دایاخدی» «آذربایجان اویاخدی، اوز اوغلونا دایاخدی» «اوز الیمیز، اوز دیلیمیز، اعلمی دیر قارداشیمیز» «اوز ائلیمیز، اوز دیلیمیز، اعلمی دیر رهبریمیز» «آذربایجان یاتماییب، اعلمی نی آتماییب» و ...
ـ ازآغاز سخنرانی سیل سوالات به صورت نوشته به اعلمی ارائه گردید ولی به علت قطعی برق مسجد امکان پاسخگویی برای آنها فراهم نیامد.
ـ زمانیکه اعلمی از مسجد خارج می شد مردم به دور او حلقه زدند و شعارهایی سر دادند و همراه او به خیابان آمدند. کثرت مردم به حدب بود که برای دقایقی رفت و آمد در خیابان مختل شد.
ـ مارش آذربایجان زمانیکه اعلمی مسجد را ترک می کرد در حیاط مسجد خوانده شد.
ـ پس از پایان مراسم سیل جمعیت به همراه اعلمی به ستاد انتخاباتی وی رفتند.
کمیته رسانه ای شمالغرب کشور |