تبليغاتX
آذربــایـجــــــان
آذربــایـجــــــان



آذرمغان با مرگ خود خواسته به کار خود پایان داد

آذرمغان تنها وبلاگ به معنای واقعی خبری شهرستان گرمی به مدیریت اسماعیل شاهی آلیله با درج اطلاعیه ای در صفحه اول خود و بدون ارائه توضیحی به کار خود پایان داد !

با تمام احترامی که برای اسماعیل شاهی قائلم ؛ بر این باورم که بستن یک شبه وبلاگ و عدم ارائه توضیح در این باره و حتی برداشتن قسمت نظر خواهی ، توهینی آشکار به درک وشعور خوانندگان این وبلاگ بود.

با اینکه می توان علت این خودکشی ( شاید واژه  "خود سوزی " بهتر باشد ) وبلاگ را تا حدودی حدس زد اما من هم مثل سایر خوانندگان آذرمغان منتظر می مانم تا دلایل این کار از زبان اسماعیل شاهی بشنوم.

جناب شاهی عزیز !

حالا که به دست خود آذرمغان را خاک کردید و به حضور خود در عرصه خبر رسانی خاتمه دادید دوست دارم با شیوه ای جدید به این عرصه بازگردید ، شاید افتتاح یک  " سایت خبری ویژه گرمی  " پیشنهاد خوبی باشد.

موفق باشید - آیدین

یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 یازان: آیدین |

نتایج اعلام شده انتخابات در تقابل جدّی با احساس عمومی!

 در یادداشتی از دکتر اعلمی : نتایج اعلام شده انتخابات در تقابل جدّی با احساس عمومی!


"احساس عمومي" یکی از گزاره هائی است که گاهی با آمارهای رسمی ارائه شده از سوی نهادهای قدرت در تقابل جدی قرار می گیرد. مثلا وقتی که بانك مركزي و سازمان های رسمی و حتی رئیس جمهور کشورمان از نرخ تورم 12 درصدی سخن می گویند ، احساس عمومی آنرا برنتابیده و با قاطعیت آنرا دفع می کند و تسلیم بازی مسئولان با اعداد و ارقام نمی شود زیرا مردم کوچه و بازار گرانی لجام گسیخته را با تمام وجود خود احساس و آثار و  شواهد آنرا در همه ارکان زندگی خود مشاهده می کنند.

اکنون نیز با وجود اینکه اعداد و ارقام اعلام شده از سوی وزارت کشور حاکی از پیروزی قاطعانه احمدی نژاد در انتخابات دهم ریاست جمهوری است ،اما احساس عمومی که قبل و بعد از اعلام نتایج در فضای کشور و یا حداقل در سطح شهرهای بزرگ و خصوصا در میان طبقه متوسط جامعه حاکم بوده است ،برخلاف آمار ارائه شده از سوی مقامات رسمی معطوف به پیروزی موسوی در مرحله نخست و در سطح کشور ناظر به دو مرحله ای شدن انتخابات بوده است. به همین سبب نیز نتایج غیر عادی اعلام شده ،جامعه را به شدت دچار بهت و حیرت کرده است!

جال چنانچه احساسات عمومی یاد شده را در کنار موارد زیر قرار دهیم ،قطعات پازل انتخابات اخیر تکمیل و بطور قابل توجهی معنادار گشته و اختلاف فاحش آمارهای ارائه شده با انتظارات و احساسات عمومی را ملموستر خواهد کرد:

1-اصرار تامل برانگیز احمدی نژاد برای انتصاب کردان که بگفته علیرضا زاکانی نماینده تهران در مجلس"معتقد است که نظام ولایی است و نیازی به انتخابات وجود ندارد." و همچنین محصولی یار غار رئیس جمهور در سمت وزارت کشور و قبول هزینه های گزاف ناشی از این انتصابات توسط احمدی نژاد. (اینجا و اینجا را بخوانید)

2-متهم شدن دکتر احمدی نژاد به صفت دروغ گوئی از سوی رقبایش و اینکه دروغ گفتن برای وی یک امر کاملا عادی و موجّه است و در بازی با اعداد و ارقام نیز ید طولائی دارد.

3-منحنی ثابت و روند یکسان نتایج انتخابات در شهرهای کوچک و بزرگ و عدم تغییر آن در مناطقی که گرایشات شدید قومی در آنها وجود دارد!

4-برگزاری نابهنگام مانور اقتدار!

5-اعلام زود هنگام نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط خبرگزاری های دولتی فارس و ایرنا در ساعات نخست شمارش آرا!

6-تعداد آرای کروبی و مقایسه آن با دوره نهم انتخابات!

7-پیوند زدن قدرت احمدی نژاد با مقدّسات و تبلیغ اینکه "راي به احمدي‌نژاد همانند جهاد در راه خداست"!(اینجا )

8-پیش بینی قاطعانه نتیجه انتخابات توسط احمدی نژاد قبال از آنکه مراسم انتخابات و رای گیری برگزار شود!

9-اعتقاد بعضی از حامیان اصلی احمدی نژاد به جایگزینی حکومت بجای جمهوریت.

در 22 مرداد 87 با عنوان " کالبد شکافی پدیده ای بنام وزارت کردان " هشدار داده بودم که:

"نگرشی در کشور وجود دارد که مشتاق و مصرّ است که جمهوریت نیم بند کنونی را هم به حکومت تبدیل کنند(پس از دولت نهم ،بدلیل اشتیاق فراوان آیت الله مصباح یزدی و پیروانش برای تحقق این امر ،این اندیشه بیش از گذشته  تقویت شده است).

در تائید این برداشت ذکر این نکته خالی از فایده نیست ؛در آستانه انتخابات هشتم یکی از روحانیون و مسئولان برجسته نظام به یکی از روحانیون سرشناس( که نقش مهمی هم در اداره یک حزب دارد) توصیه کرده بود که تا می توانید تلاش خود را صرف کنید که به هر قیمت ممکن نیروهای خود را وارد مجلس هشتم نمائید ، استدلال او هم این بود که اگر در این دوره نیروهای موسوم به اصلاح طلب نتوانند وارد مجلس شوند، دست هائی در کار است تا مناسبات موجود در نظام سیاسی کشور را به روابط و مناسبات سیستمی مشابه با نظام سیاسی سوریه تبدیل نمایند "

قهرا با اعلام دقیق نتایج آراء و تفکیک شده آن برحسب استان ها و شهرها تحلیل واقع بینانه تری می توان ارائه داد.

یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 یازان: آیدین |

هشدار می دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهیم شد

قلم - به مسئولان توصیه می کنم پیش از آن که دیر شوذ این روند را فورا متوقف کنند /اجازه نخواهیم داد که حرکت ما شکل کور به خود بگیرد.

مهندس موسوی دقایقی قبل  پیام مهمی خطاب به ملت ایران صادر کرد.

به گزارش قلم نیوز متن پیام ایشان به شرح زیر است :

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

نتایجی که برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد، بهت آور است. مردمی که در صف های طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود می دانند که به چه کسی رای داده اند با حیرت تمام به شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می کنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است.اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهیم شد. نتیجه آنچه که از عملکرد متصدیان بی امانت دیده ایم و می بینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و جاکمیت دروغ و استبداد نیست. اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند پر مخاطره خواهم پرداخت و آثار نابودکننده آن را بر سر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد.و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای موثر در نظام را به توجیه گرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمه های جبران ناپذیر قرار دهد.

به مسئولان توصیه می کنم پیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست. آنان بیش از هر کس دیگر از این حقیقت باخبرند که در این کشور انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کمترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد.

اینجانب از همین فرصت استفاده می‌کنم و ضمن تشکر از عواطف ملت بزرگوار ایران به آنان تذکر می‌دهم که ایران این موجود انسانی متعلق به آنان است و نه متقلبان. این آنان هستند که باید با هوشیاری خود از آنان محافظت کنند. خائنین به آرا مردم ابایی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود. ما موج عقلانیت سبز خود را که بر گرفته از تعالیم دینی و علایق ملت ما به اهل بیت پیامبر (  ص ) است با تمام شور ادامه می دهیم و با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آنرا آلوده است، مبارزه می کنیم، اما اجازه نخواهیم داد که حرکت ما شکل کور به خود بگیرد.

جا دارد از یکایک شهروندانی که برای رساندن این پیام سبز هر کدام ستادی بودند و تمام ستاد های مردمی و رسمی که در انتخابات فعالیت می کردند سپاسگذاری کنم و تاکید نمایم که تا رسیدن به نتیجه ای که کشورما لایق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نیاز است.

و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما آذیتمونا و علی الله فلیتوکل المتوکلون

میر حسین موسوی

شنبه بیست و سوم خرداد 1388 یازان: آیدین |

محمود احمدی نژاد دوباره انتخاب شد

 آخرین گزارش از ستاد انتخابات کشور از مجموع 28,909,689 رأی شمرده شده از 36 هزار و 95 صندوق که شامل 78 درصد از کل صندوقهای رای گیری است:

محمود احمدی نژاد: 18787766 رأی، 64.98 درصد

 محسن رضایی: 694864 رأی، 2.05 درصد

 مهدی کروبی: 257061 رأی، 00.88 درصد

 میرحسین موسوی: 9269998 رأی، 32.06 درصد

شنبه بیست و سوم خرداد 1388 یازان: آیدین |

دلم برای اعلمی تنگ شده !!!!

دلم برای اعلمی تنگ شده !!!!

هر روز که مناظره کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری را می بینم ، هر روز که جدال این 4 نفر منتخب شورای نگهبان را مشاهده می کنم ، هر روز که اتهامات ردیف شده این آقایان علیه یکدیگر را می نگرم ، هر لحظه که شعارهای پوپولیستی این حضرات برای جمع کردن رای مردم را می شنوم ؛ یاد اعلمی می افتم و ناخوداگاه دلم برای ایشان تنگ می شود.

اعلمی که حتی اجازه ندادند مطرح کند کیست و برای چه آمده ، برنامه اش چیست و در آخر سر هم نفهمیدیم چرا رد صلاحیت شد .

در این مناظره ها احمدی نژاد اتهامات زیادی را متوجه اشخاص نام آشنای جمهوری اسلامی کرد از جمله هاشمی رفسنجانی ، سید محمد خاتمی ، ناطق نوری ، مهدی کروبی و احتمالا امشب هم اتهامات محسن رضایی را ردیف خواهد کرد .

اگر کمی به این اسامی دقت کنیم می بینیم که همین افراد در 30 عمر نظام جمهوری اسلامی ؛ این کشور را رهبری کرده اند و در راس کار بوده اند :

اگر این حرفها درست باشد :

1-     باید بگوییم وا مصیبتا ؛ احمدی نژاد با این کارش خواسته یا ناخواسته کل عملکرد نظام در 30 گذشته را زیر سوال برد حالا تکلیف مردم چه می شود با این مفسدین اقتصادی ( به قول احمدی نژاد ) که 30 سال حکمران ایران بوده اند .

2-     آقای احمدی نژاد با حرفها عملکرد گذشته شورای نگهبان را زیر سوال برد اگر این آقایان چنین مشکلاتی داشتند چرا در دوره های قبل و حاضر انتخابات ریاست جمهوری و همچنین انتابات مجلس از شورای نگهبان صلاحیت گرفتند ، آقای جنتی باید پاسخ دهد چرا به این افراد صلاحیت شرکت در انتخابات را داداه است.

3-     تکلیف افرادی که تائید ضلاحیت نشده اند چه می شود ، اعلمی کدامیک از این اتهامات را داشت که رد صلاحیت شد .

اما اگر این حرفها ناردست باشد باید صلاحیت احمدی نژاد به دلیل اتهام زنی واهی به افراد دیگر در این انتخابات رد شود.

اما خارج از این حرفها اعلمی از کدامیک  این کاندیداها کمتر بود که رد صلاحیت شد ، واقعا مشکل اعلمی چه بود ، شاید مشکلش به گفه خودش عدم سرسپردگی اش به باندهای قدرت بود .

واقعا جای خالی  اعلمی در این مناظره ها احساس می شود مردی که هیج نطقه ضعفی نداشت ، بسیار بلیغ و شیوا سخن می گفت ،  آدمی منطقی و بسیار شجاعی بود با برنامه آمده بود و هدفش نجات ملی بود ، تنها کسی بود که می توانست صدای احمدی نژاد را در نطفه خفه کند و . . .

واقعا دلم برای اعلمی تنگ شده!!!

دوشنبه هجدهم خرداد 1388 یازان: آیدین |

نامه سرگشاده اکبر اعلمی به آیت الله خامنه ای

                                                           بنام خدا

نامه سرگشاده یک بنده خدا ،به بنده دیگر خدا مقام محترم رهبری!

 

سلام علیکم

قال رسول الله: "انتم بنو آدم و آدم من تراب"!

در روایات اسلامی آمده است که “ابوتراب” یا پدر و دمساز خاك از زیباترین و محبوب‌ترين القاب در نزد علی(ع) بوده است. در “مناقب” ابن شهر آشوب نیز نقل شده است که آن امام پس از آنکه زره گمشده خویش را در نزد یکی از یهودیان کوفه یافت حق خود از وی مطالبه کرد ،لیکن آن مرد از پس دادن آن به حضرت خودداری ورزید. ناگزیر ایندو اختلاف خویش را در نزد شریح قاضی مطرح کردند و چون امام دلیل و بیّنه‌ای برای تصاحب زره خود نداشت لاجرم قاضی منصوب ایشان به نفع آن یهودی حکم صادر کرد.

همچنین در نهج البلاغه می خوانیم که امام معصوم(ع) حتی خویشتن را از تذکر و نصیحت دیگران بی نیاز نمی دانست و کشورداری‌ بر مبنای‌ کبرورزی‌ و گرایش‌ به‌ پذیرش‌ تملّق‌ را مذمّت نموده‌ و مردم‌ را به بی پروا سخن گفتن توصیه‌ می‌کرد و از آنان می خواست تا با مشارکت‌ و نظردهی‌ خویش‌ خطاهای‌ زمامداران‌ را یادآور شوند. به بیان دیگر در حکومت علی(ع) منتقد بودن و سخن تلخ حق گفتن یک ارزش و اطاعت بی‏چون و چرا یک ضد ارزش به شمار می آمد.

از اینرو علی (ع) با مردمان می‏گفت: "بدان سان که رسم سخن گفتن با جبّاران تاریخ است با من سخن مگویید و آن چنان که از زورمندان دژخوی پروا می‏کنید از من فاصله مگیرید، به تصنّع با من ‏نیامیزید و چنین مپندارید که اگر با من سخن حقی بگوئید مرا گران آید". به همین سبب به فرماندهان و کارگزاران خود نیز توصیه می‏فرمود تا مشاورینی برگزینند که سخن تلخ حق را با آنان در میان نهند.

نظر باینکه نه شما معصوم و والاتر از علی(ع) هستید و نه من عاصی و فروتر از آن یهودی و اعراب بدوی می باشم و هر دو عبد خدا و از جنس خاکیم و دیر یا زود به اصل خویش باز خواهیم گشت ،بدین سبب در وهله نخست در مطلع نامه ام شما و خود را بنده خدا خطاب کردم تا در نگارش این نامه مشفقانه دچار لکنت زبان و لغزش قلم نگردم و رسم سحن گفتن با زمامدار اسلامی را آنگونه که "ابوتراب" توصیه کرده است بجای آورم و در وهله دوم به عنوان یک شهروند صاحب حق در این نامه شکوه و دغدغه هایم را با شخصیتی در میان نهم که قدرت مطلقه را در کشورم در اختیار دارد ،زیرا بقول سعدی "دو چیز طیره عقل است ؛دم فرو بستن بوقت گفتن و گفتن بوقت خاموشی" و گمان می کنم که اگر در این فرصت هم واقعیات را با شما در میان نگذارم شاید روزی ،روزگاری مورد شماتت تاریخ قرار گیرم که غایبان خود را هرگز نمی بخشد.

گمان می کنم که حضرتعالی نیز با حکایت خردمندان هفتگانه یونانی آشنائید ،چنانکه منتسکیو می نویسد ؛از خردمندان مذکور پرسیدند که کاملترین حکومت ها کدام است؟ "سلن" مقنّن آتنی گفت: آنکه دشنام یکفرد در همه تاثیر کند. "بیاس" گفت؛ آنکه قانون بجای حاکم کار کند. "سالیس ملیوسی" فیلسوف گفت ؛حکومتی که برابری اموال در آن باشد. "پتیاگوس" گفت؛ آنکه درستکاران حکومت کنند نه شرّان. "گلئوبوس" گفت؛ آنکه قانون بجای خطیب نطق کند.

"سرمامدرس" از این سخنان اینگونه نتیجه گرفت ؛پس باید دانشمندان پارسا حکومت کنند!

نتیجه دیگری هم از سخنان خردمندان یونانی می توان گرفت و آن اینکه اگر در جامعه ای دانشمندان پارسا حکومت کنند ،انتظار می رود که حاصلش کار کردن "قانون" بجای حاکم و نطق کردن آن بجای خطیب باشد. در این صورت دیگر قانون شکنان جایگاهی در حکومت قانون نخواهند داشت و در نتیجه عدالت نیز در آن جامعه حکمفرما و تضییع حقوق یک فرد همه را متاثّر خواهد کرد ،زیرا دانشمندان پارسا خود را فراتر از دیگر هم نوعان خود نمی پندارند و در چارچوب قانون و با در نظر گرفتن مصالح عمومی و احترام به خرد جمعی رفتار کرده و از اتّخاذ هرگونه تصمیم و روشی که بوی استبداد و خودخواهی دهد اجتناب می ورزند.

با نگاهی به اصول ؛1، 2 ،3 ، 107 ،109 و 111 قانون اساسی ،متوجه نوعی شباهت و قرابت میان اهداف و مختصّات نظام سیاسی مورد نظر واضعان قانون اساسی با آرمانشهری می شویم که خصوصیات آنرا منتسکیو از زبان خردمندان یونانی توصیف کرده است.

 این حقیقت زمانی آشکارتر می شود که در ذیل اصل 107 قانون اساسی ،قانونگذار تفاوتی میان رهبر و رهرو قائل نگشته و به صراحت بیان می دارد که "رهبر در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوي است" و در بند 14 اصل سوم نیز حاکمیت را به ايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون ملزم می کند.

 پرواضح است که امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوی عموم در برابر قانون ،از یکسو در گرو برابری حقوق اجتماعی و شهروندی میان فرادستان و فرودستان است و اینکه هرکس متناسب با وظایف و اختیاراتی که داراست در برابر مردم مسئول و پاسخگو باشد و به بیان دیگر قدرت‌ هرگز از عدالت‌ نگسلد و در صورت گسستن ایندو از یکدیگر امکان استیضاح و محاکمه ارباب قدرت تا عالیترین سطوح آن میسّر گردد و از سو ی دیگر ، قانون به عنوان مبیّن ضابطه مند مدیریت اجتماعی ،مدیریت سیاسی کشور و تمشیت امور را تحت انضباط قانونی و اطمینان بخش خود قرار دهد و لاجرم هیچکس نتواند مصداق "هرکاری کند کس نخواهد خواستن از او حساب" واقع شود. شاید به همین سبب نیز معمار نظام جمهوری اسلامی ایران در وصف حکومت معهود خود به مردم نوید می دهند که " هر فردی از افراد ملت حق دارد مستقيما در برابر سايرين ،زمامدار مسلمين را استيضاح كند و او بايد جواب قانع كننده دهد و در غير اين صورت اگر برخلاف وظايف اسلامی خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامداری معزول است".

با این وصف قصد من از نگارش این نامه نه استیضاح که به اعتبار "المیسور لا یترک بالمعسور" تلاش هرچند کم ثمر برای استیفاء حقوق مخدوش شده یک ملت و نجات جمهوریت و ارزش های آن است:

 براین اساس به عنوان یک حقوقدان و شهروندی که سهم بسیار ناچیزی هم در پیروزی و حفظ انقلاب داشته  و سی سال سابقه خدمت به کشور و ملت ایران را در کارنامه خود داراست و با انتخاب مردم 8 سال در کسوت قانونگذار و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اوضاع داخلی و خارجی را بطور دقیق رصد کرده و کم و بیش با نقاط قوت و ضعف کشور و نابسامانی هائی که مردم ایران را رنج می دهد آشنا و از اشراف کامل نسبت به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برخوردار است ،در قالب این نامه سرگشاده آنچه شرط بلاغ است با شما در میان می گذارم:

الف- مقام محترم رهبری واقفند ،آنچه مبدء انقلاب ما گردید معطوف به آزادی و جمهوریت بود تا مردم ایران در پرتو آن آگاهانه زندگی خود را رنگ و جلای اسلامی داده و از این طریق کرامت انسانی خود را بازیابند نه آن که بنام اسلام ،آزادی و جمهوریت و کرامت خویش را به پای قرائت خاصی از دین قربانی کنند.

ارزش و جایگاه مفاهیمی چون آزادی و کرامت انسانی در نظام سیاسی موعود بحدی بود که نویسندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل دوم این قانون "ایمان به آزادي توام با مسئوليت انسان در برابر خدا" را یکی از پایه های ایمانی نظام جمهوری اسلامی بیان و در اصل بعدی حاکمیت را با همه امکانات خود به محو هر گونه استبداد و خودكامگي و انحصارطلبي و تامين آزاديهاي سياسي و اجتماعي ملزم ساختند!

در همین راستا حداقل اصول؛ 1 ، 3 ، 6 ،9 ،20 ، 56 ، 59 و 177 قانون اساسی بوضوح بر جمهوریت نظام تاکید می ورزد تا جائیکه اصل ششم مقرر می دارد در جمهوري اسلامي ايران امور كشور بايد به اتكا آرا عمومي از راه انتخابات اداره شود.

سیاق مفاد اصول 9 و 56 همین قانون بیانگر این حقیقت است که اوّلا ،اصالت با آزادی و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود می باشد و اعمال ولایت مطلقه فقیه و ارکان تحت امر ایشان هم تنها در چارچوب حقوق و آزادی های بلامنازع و غیر قابل سلب مردم معتبر می باشد و لاغیر ،لذا هيچكس مطلقا نمي تواند آزادی های مشروع و مصرّح در قانون اساسی و حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود را از انسان سلب كرده و يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد.

از آنجا که "التزام به شی، التزام به لوازم آن است"، عملی شدن اصول مذکور و تحقق جمهوریت و بویژه مفاد آمرانه و راهبردی دو اصل 6 و 56 قانون مزبور، در گرو تن دادن به لوازم و مقدّمات جمهوریت و ارزش های پذیرفته شده دموکراسی در قانون اساسی است.

در واقع مستفاد از اصل 56 قانون اساسی ،قلمرو آزادی و حق حاکمیت مطلق انسان ها بر سرنوشت خود که از سوی خداوند به او تفویض شده لایتنهاهی است و با قدری اغماض و تسامح نسبت به اصل 177 این قانون ،حتی می تواند ناظر به اصلاحات ساختاری و مناسبات حاکم بر نظام سیاسی مستقر و جایگزین کردن نظام دلخواه اکثریت نیز شود ،تا چه رسد به تلاش مدنی برای انجام اصلاحات در چارچوب قانون اساسی موجود جهت رهائی از وضع ناگوار کنونی و رسیدن به وضعیت دلخواه!

جنابعالی بهتر از راقم می دانید که بموجب آیه شریفه "انّ الله لا یغیّر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" هم خداوند مهندسی سرنوشت هرقومی را به اراده او واگذار کرده است ،این مهم زمانی تحقق خواهد یافت که آن قوم  و ملت قادر به ظهور و بروز اراده خود باشند و اگر صاحبان قدرت و ثروت در برابر این اراده مانعی ایجاد کنند ،عمل آنان مصداق بارز "یصدّون عن سبیل الله" و بمنزله ایجاد سدّ در برابر اراده خداوند است!

شاید اشاره به این بخش از سخنان آیت الله خمینی که در 12 بهمن 1357 در بهشت زهرا ایراد شده و بیانگر احترام به اوج آزادی اراده یک ملت در تعیین سرنوشت خود و تغییرات دلخواهش می باشد ،ما را از ادامه این بحث بی نیاز کند:

" ... فرض مي كنيم كه اين سلطنت پهلوي، اول كه تاسيس شد به اختيار مردم بود ...، چه حقي داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در اين زمان معين كنند...، مگر پدرهاي ما ولي ما هستند؟ مگر آن اشخاصي كه در صد سال پيش از اين، هشتاد سال پيش از اين بودند، مي توانند سرنوشت يك ملتي را كه بعدها وجود پيدا كنند، آنها تعيين بكنند؟ ... اين ملتي كه سرنوشت خودش با خودش بايد باشد، در اين زمان مي گويد كه ما نمي خواهيم اين سلطان را. وقتي كه اينها راي دادند به اينكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژيم سلطنتي را نمي خواهيم، سرنوشت اينها با خودشان است. اين هم يك راه است از براي اينكه سلطنت او باطل است."

بدون شک تغییر وضع موجود با هدف دستیابی به وضعیت مطلوب و دلخواه مردم، در بدو امر مستلزم این است که در یک انتخابات و یا همه پرسی امکان مستولی شدن اراده جمعی ملت ایران بر اراده قدرت قاهره و فائقه ای که بر کشور حکومت می کند مهیا شود و ملت ایران عملا بتوانند تغییرات و اصلاحات دلخواه خود را کم و بیش به منصه ظهور برسانند، این وضعیت زمانی رخ خواهد داد که مردم بجای ناگزیر شدن به انتخاب کاملا محدود و معطوف به سوگلی های حکومتی و عناصر دستچین شده موجود در سبد کوچک حاکمیت ،آزادانه قادر به استفاده از حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن در یک انتخابات کاملا آزاد و مدنی در دامنه ای به وسعت میان بدترین تا عالی ترین گزینه های موجود باشند و مآلا بتوانند با انتخاب مجریان و حاکمان دلخواه خود امکان اصلاحات و تغییرات حداکثری مورد نظر خویش را از طریق آنان فراهم سازند.

به بیان دیگر سلطه بلامنازع مردم بر سرنوشت خود و اداره مطلق امور کشور به اتکاء آرای عمومی و عملیاتی شدن اصول یاد شده که با آزادی های فطری و مشروع او در هم تنیده ،مستلزم تحقق مقولاتی نظیر ؛برگزاری انتخابات آزاد از طریق تدارک بستر مناسب برای تظاهر اراده و انتخاب آزاد ،استفاده آزاد از حق انتخاب ،اجتناب از انحصاری کردن استفاده از حق حاکمیت ملت بر سرنوشتش از طریق تحدید حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن جانبدارانه به نفع افراد و گروههای خاص و تسلیم شدن حاکمان در برابر خروجی انتخاب و اراده جمعی است.

براین مبنا نظر باینکه انتخاب به معنی عینیت بخشیدن به خواست و اراده واقعی افراد و در اصل ششم مشخصا به مفهوم ابراز و اعلام تمایلات درونی برای اعمال حاکمیت و دخالت در اداره امور کشور است، لازم است که در پرتو تمهیدات به عمل آمده ،شهروندان قادر باشند طبق خواست و اراده خود در مقدّرات کشور و شیوه اداره آن نقش اصلی را ایفاء نمایند و در واقع خواست و اراده آنان منشاء اصلی شکل گیری قدرت و مهمترین عامل نظارت بر رفتار قدرت و در صورت لزوم مهار آن باشد.

به بیان دیگر انتخابات باید بدون دخالت و اعمال نفوذ هیات حاکمه بستر و سازو کاری برای تظاهر آزاد خواست و اراده واقعی افراد به منظور مشارکت در اداره کشور و در صورت لزوم زمینه سازی برای تحمیل خواست مردم به حاکمیت جهت جابجائی قدرت حتی تا سطح عالیترین مقام واقع در هرم مدیریت کشور نیز شود.

 اصرار قانونگذار بر استفاده از واژه "باید" در اصل ششم بیانگر این واقعیت است که اداره امور کشور بدون اتکاء به آرای عمومی و از طریق تحمیل خواست هیات حاکمه به مردم ،فاقد هرگونه اعتبار و مشروعیت بوده و به منزله گام نهادن در مسیری است که سرمنزل آن استبداد می باشد و به همین سبب نیز در این قانون ضمن الزام حکومت به بکارگیری همه امکانات خود برای "محو هر گونه‏ استبداد ،خودكامگي‏ و انحصارطلبي" و "تامين‏ آزاديهاي‏ سياسي‏ و اجتماعي‏ در حدود قانون" ،بوضوح حاکمیت را موظف به بکارگیری همه امکانات خود برای "مشاركت‏ عامه‏ مردم‏ در تعيين‏ سرنوشت‏ سياسي‏، اقتصادي‏، اجتماعي‏ و فرهنگي‏ خويش" کرده است.

از طرفی انتخاب مطلوب از یکسو باید واجد دو عنصر آگاهی و اراده آزاد باشد و از سوی دیگر لازم است که گزینه های متفاوت متناسب با ذائقه مردم در معرض اراده انتخاب کننده واقع شوند تا امکان به حداکثر رسیدن مطلوبیت نهائی او فراهم گردد ،در غیر اینصورت با فقدان هریک از عناصر و شرایط یاد شده، انتخاب جای خود را به اکراه و اجبار و انتصاب خواهد داد. بنابراین هرچه دایره انتخاب مردم محدودتر شود و یا با فشار روانی رسانه های حکومتی افکار مردم به سمت و سوی افراد دلخواه نهادهای قدرت هدایت گردد ،میل به استبداد و انتصابی شدن قدرت نیز نمود بیشتری خواهد یافت.

ب- جناب آقای خامنه ای! انتخابات آزاد برای اعمال حاکمیت و اداره امور کشور جهت دسترسی آزاد به حقوق اجتماعی، زمانی تحقّق خواهد یافت که فارغ از دخالت های جانبدارانه و تبعیص آمیز ارکان قدرت ،همه شهروندانی که از اهلیّت لازم برخوردارند، قادر شوند تا "حق انتخاب کردن" و"حق انتخاب شدن" خود را که از مصادیق بدیهی حقوق اجتماعی است آزادانه و بدون تبعیض استیفاء نمایند. از همین رو قانونگذار در ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی به منظور تبیین و اجرای دو اصل 19 و 20 قانون اساسی ،با بیان اینکه "حقوق اجتماعی" از حقوقی است که قانونگذار برای اتباع کشور جمهوری اسلامی ایران و سایر افراد مقیم در قلمرو آن منظور نموده و سلب آن به موجب قانون یا حکم دادگاه صالح می باشد، در جزء الف، "حق انتخاب شدن" در مجالس شورای اسلامی و خبرگان و عضویت در شورای نگهبان و انتخاب شدن به ریاست جمهوری را یکی از مصادیق "حقوق اجتماعی" معرفی کرده است.

براین اساس از دیدگاه قانونگذار ،استفاده از همه مصادیق حقوق اجتماعی به شرحی که بیان شد ،برای همه شهروندان ایرانی یک "حق طبیعی و قانونی" و مهیا کردن بستر مناسب برای استیفاء این حق توسط شهروندان ،برای حکومت یک "وظیفه"، "تعهد و تکلیف قانونی" و "واجب عینی" است.

بنابراین محروم کردن هر یک از شهروندان واجد شرایط از حق انتخاب شدن برای نمایندگی مجلس و یا ریاست جمهوری و نظایر آن مستلزم فقدان و یا از دست دادن اهلیت استفاده از چنین حقوقی است.

قهرا می پذیرید که در صورت "وجود مقتضی و مفقود بودن مانع"، محروم کردن افراد از نامزدی شرکت در انتخابات مختلف از حیث حقوقی نامشروع و به منزله محروم کردن واجدان شرایط از حقوق اجتماعی ،"ممانعت از مشارکت فعال و موثر در تعیین سرنوشت اجتماعی ،جلوگیری از حق انتخاب شغل دلخواه ،مصداق بارز تبعیضات ناروای حاکمیت در ایجاد امکان اشتغال به کار و احراز مشاغل در شرایط برابر برای افراد ،جلوگیری از "شركت‏ فعال‏ در رهبري‏ كشور و افزايش‏ مهارت‏ و ابتكار " ،مصداق بارز هتک حرمت و حیثیت اجتماعی اشخاصی که حرمت شرعی و قانونی دارند و در نتیجه تحمیل نوعی مجازات تکمیلی و "عقاب بلا بیان" و در نتیجه نقض آشکار اصول؛ 3 (جزء های7، 8 ،9 و 14) ،6 ، 9 ،36 ،37 ،39 ،40 ،43 (جزء 3) 56 و 115 قانون اساسی است.

مضاف براین مستفاد از اصول 91 و 99 قانون اساسی ،شورای نگهبان پاسدار قانون اساسی و ناظر و حافظ سلامت انتخابات مختلف از جمله ریاست جمهوری است .در واقع مسئولیت نظارت بر انتخابات از آنرو به شورای نگهبان واگذار شده است که این نهاد بیطرفانه مساعی خود را تنها صرف صیانت از حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن افراد و جلوگیری از هرگونه ایراد خدشه و صدمه به حقوق مذکور نماید نه آنکه به بهانه نظارت استصوابی در مقام تزاحم و تقابل با حق انتخاب کردن و انتخاب شدن مردم ایران به تهدید ،تحدید و تضییع حقوق اجتماعی آنان روی آورد!

بنابراین عدم رعایت این امر به منزله زیر پا نهادن همه اصولی است که ناظر به کرامت انسانی ،آزادی و جمهوریت نظام می باشد و پیش از این به آن اشاره شد.

لذا ملاحظه می شود که قانونگذار به موجب اصل 22 قانون اساسی و ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی، تنها در دو مورد یعنی ؛ "فقدان اهلیت قانونی" و "حکم دادگاه صالح"، محروم کردن شهروندان از حقوق اجتماعی و داوطلب شدن برای ورود به حریم قدرت (مجلس شورا، خبرگان رهبری، شورای نگهبان، ریاست جمهوری و...) را مجاز اعلام کرده است. به این اعتبار محرومیت از حق انتخاب شدن یا باید به موجب حکم دادگاه صالح باشد و یا اینکه قانون به صراحت مصادیق افراد فاقد شرایط لازم را بیان نماید و این در حالیست که طبق ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی حتی محکومیت قطعی کیفری در جرائم عمدی هم، محکوم علیه را تنها تا زمانیکه اعاده حیثیت نشده از حقوق اجتماعی محروم می سازد و پس از انقضاء مدت تعیین شده متناسب با شدت و ضعف جرم ارتکابی که حداکثر تا هفت سال پس از اجرای حکم است، رفع اثر می گردد.

وانگهی محروم کردن افراد از حقوق اجتماعی خود با استناد به هر یک از دو مورد فوق الذکر، باید بصورت مدلّل و مستند و مبتنی بر دلایل و مدارک کافی باشد، از همین رو  قانون مقرر می دارد که "كليه مراجع رسيدگي كننده صلاحيت داوطلبان در انتخابات مختلف موظفند صرفاً براساس مواد قانوني و براساس دلايل و مدارك معتبر كه توسط مراكز‌ مسؤول قانوني به مراجع اجرائي و نظارتي ارسال شده است، به بررسي صلاحيت داوطلبان بپردازند و چنانچه صلاحيت داوطلبي را رد كردند بايد ‌علت رد صلاحیت را ...با ذكر مواد قانوني مورد استناد و دلائل مربوط به داوطلب ابلاغ نمايند."

ج- مقام محترم رهبری! با توجه به آنچه بیان شد ؛کیست که نداند مسئولیت اداره کشور و اعمال حق حاکمیت مردم بر سرنوشتشان موضوع دو اصل 6 و 65 قانون اساسی را قوای مجریه و مقننه و خبرگان رهبری منتخب مردم برعهده دارند؟ در این صورت منوط شدن انتخاب و گزینش اعضای این سه قوه و نهاد به اراده و خواست تعداد انگشت شماری از اعضای شورای 12 نفره ایکه بطور مستقیم و غیر مستقیم منصوب شماست و چیره و غالب شدن تصمیم این اقلیت بر اراده و تصمیم هفتاد میلیون نفر ملت ایران چه نسبتی با آزادی ،جمهوریت ،حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و اداره کشور به اتکاء آرای عمومی به شرح مذکور در اصول بیان شده دارد!؟

اگر برخوردهای قیم مابانه و تصمیم گیری کمتر از 12 نفر بجای 70 میلیون نفر و محدود کردن انتخاب یک ملت بزرگ به اراده و تصمیم شورای نگهبان و دستچین شدگان این نهاد ،سلب کردن حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دادن آن نیست ،چه معنا و مفهوم دیگری می تواند داشته باشد!؟

بر همین اساس هم در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بدون توجه به مختصّات مورد نظر واضعان قانون اساسی ، تراژدی تلخ و تکراری رسیدگی به صلاحیت داوطلبان شرکت در انتخابات مزبور و اعلام اسامی واجدان شرایط به پایان رسید و همچون گذشته از میان صدها کاندیدای موجود تنها صلاحیت چهار نفر از اعضای دائمی کلکسیون قدرت به تائید کسانی رسید که هنوز صلاحیت خودشان در معرض داوری ملت قرار نگرفته است!

 در این سناریوی از پیش طراحی شده ،دستگاههای مسئول چنان تشجیع شده اند که حتی به خود اجازه ندادند تا بر اساس قوانین مورد تصویب نظام هم نمایش رسیدگی به صلاحیت ها را کامل به اجراء در آورده و رد صلاحیت و دلایل آنرا به داوطلبان محذوف اعلام نمایند!

تکرار این سناریو در موسم انتخابات مجلس شورای اسلامی ،مجلس خبرگان رهبری و اخیرا در انتخابات ریاست جمهوری و سلب کردن حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و آنرا به خدمت منافع کسانی در آوردن که از رانت حکومت به قدرت رسیده اند ،چنان ملال آور و تاسف برانگیز شده است که دیگر کمتر کسی به انجام اصلاحات و آینده ای نوین دل می بندد و کسانی هم که در مراسم موسوم به انتخابات شرکت می کنند بعضا از روی اضطرار و اکل میته و با هدف پناه بردن به بد از بیم بدتر است ،حال آنکه یک انتخابات واقعی و سرشار از امید به آینده بهتر و منطبق بر مختصات و مطالبات مورد اشاره ،باید بنحوی تدارک دیده شود که اداره کشور به اتکاء آرای عمومی به مفهوم واقعی آن و به شرحی که در قانون اساسی آمده است تحقق یابد!

جنابعالی و همه کسانی که در طول 30 سال گذشته در مصدر امور قرار گرفته اند ،فراموش نکرده اند که در ابتدای انقلاب با حداقل تجربیات مدیریتی و اجرائی این امکان را یافتند تا در مصدر امور قرار بگیرند. اما اکنون که 30 سال از انقلاب می گذرد شورای نگهبان منصوب شما به کمک ابزار ضد جمهوریت نظارت استصوابی ،حتی افرادی را هم که از 30 سال تجربه و سابقه درخشان برخوردار و واجد شرایط و صلاحیت های مذکور در قانون خود تصویب کرده هستند ،از امکان کاندیداتوری برای سمت های انتخابی محروم می کند! بدیهی است مادامیکه شورای نگهبان به عنوان قیم ملت با غربالی بنام نظارت استصوابی که منافذ مشبک آن روز به روز ریزتر از گذشته می شود ،حق انتخاب شدن و انتخاب کردن ملت 70 میلیونی را به اعضای یک کلکسیون چند نفره محدود می نماید ، جمهوریت نظام بیشتر به یک شیر بی یال و دم و اشکم شبیه است تا جمهوریت به عاریت گرفته از جوامع مدنی! به همین دلیل انتخابات ریاست جمهوری در ایران نه تنها در حد استانداردهای بین الملی نیست بلکه حتی با استانداردهای انتخاباتی کشورهائی نظیر پاکستان ،زیمباوه و افغانستان هم قابل مقایسه نمی باشد!

اگر واقعا سرنوشت محتوم ملت ایران این است که همواره آزموده ها را بیازمایند و از میان یک ملت بزرگ 70 میلیون نفری ،تنها سوگلی های دائمی قدرت که کارنامه درخشانی هم از خود برجای نگذاشته اند ،استحقاق نامزدی ریاست جمهوری را دارا شوند باید به حال این ملت گریست!

مادامیکه که شورای نگهبان از طریق نظارت استصوابی خود حصاری به گرد جمهوریت و حکومت می کشد و برخلاف کشورهای دموکراتیک که گردش نخبگان در آن نامحدود است ،گردش قدرت در یک جمعیت 70 میلیون نفری را صرفا محدود به نورچشمی های هیات حاکمه و آندسته از نخبگان ابزاری می کند که در 30 سال گذشته نوعا با رانت حکومت به قدرت و ثروت رسیده اند و وضع موجود نیز کم و بیش نتیجه عملکرد آنهاست ،این پرسش برای امثال حقیر مطرح می شود که این روند چه نسبتی با جمهوریت و آزادی و اصول مورد اشاره قانون اساسی دارد و اساسا چه تفاوتی میان این شیوه از اداره کشور با حکومت هائی است که بصورت ملوک الطوایفی و یا الیگارشی اداره می شوند. اساسا آیا تمرکز بیش از 80 درصد قدرت و اختیارات کشور در دست یک فرد و ارکان منصوب وی در آینده نمی تواند زاینده استبداد باشد؟

جناب آقای خامنه ای! به شهادت اصول؛ 2 ،3 ،6 ،9 ،56 و 177 قانون اساسی ،ارزش هائی نظیر ؛نفی هرگونه ستمگری و سلطه گری ،محو هرگونه استبداد ،خود کامگی و انحصار طلبی ،رفع تبعیضات ناروا ،تساوی عموم در برابر قانون ، آزادی ،جمهوریت ،احترام به کرامت والای انسانی ،تمکین از حق حاکمیت انسان ها بر سرنوشت خود و اداره کشور به اتکاء آراء عمومی مهمترین مولّفه های مبانی نظام جمهوری اسلامی را تشکیل می دهند. در اینصورت نهادی که با توسل به ابزار مهلک نظارت استصوابی خود عملا این سلسله از مبانی نظام را نادیده می گیرد آیا می تواند مرجع و خط کش معتبر و صالحی برای تشخیص اعتقاد و التزام عملی کاندیداها به مقولاتی مانند؛ نظام ،مبانی نظام و قانون اساسی باشد؟

خود می دانید که قدرت کنونی شما مرهون جانبازی و جانفشانی کسانیست که از عزیزترین سرمایه های خود گذشتند و آنرا نثار کردند تا تمامیت ارضی و جمهوریت و اسلامی بودن نظام تضمین شود. فیلتری که شورای نگهبان منصوب شما ایجاد کرده است ،چنان تنگ است که حتی جانبازانی مانند دکتر رضا جلالی با 70 ماه حضور در جبهه و جانبازی بالای 70 درصد هم تنها بدلیل زبان سرخشان قادر به ورود به خانه ملت نمی شوند و چنان گشاد است که حتی بعضی از افراد زن باره و کسانی که آشکارا متصل به مافیای ثروت و قدرت نامشروعند براحتی از آن عبور می کنند!

پارادوکسی که بیش از هرچیز مرا رنج داده و متاسف می نماید این است که رسیدگی به صلاحیت ملت و رد صلاحیت فرزندان انقلاب با برچسب هائی مانند عدم اعتقاد و التزام به اسلام و مبانی آن ،توسط گروه بسیار کوچکی صورت می گیرد که نه تنها هنوز صلاحیت و اعتقاد آنان به جمهوریت نظام در معرض قضاوت و تائید ملت قرار نگرفته است بلکه سرسلسله و دبیری آنرا فردی مانند جنتی بر عهده دارد  که فرزندش حسین پس از اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی به حمایت از این سازمان برخاسته و باتهام محاربه با نظام و کشتار مردم ،در درگيريهاي 19 بهمن 60 بدست پاسداران کشته شد و عروسش فاطمه سروری نیز به خارج از کشور متواری و در آنجا به عنوان مسئول یکی از نهادهای اجرایی سازمان مجاهدین خلق به فعالیت علیه نظام جمهوری اسلامی ادامه می دهد!

د- حضرت آقای خامنه ای! در سفر اخیرتان به کردستان در تبیین شاخص های مهم انتخاب صالح ترین رئیس جمهور خطاب به ملت توصیه فرمودید کسی را برگزینید که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند و از درد مردم احساس درد کند، با مردم یگانه و صمیمی باشد، ساده زیست باشد و خود و خانواده و نزدیکانش از فساد و اشرافی گری و اسراف دور باشند. و در ادامه به مردم توصیه کردید که "دنبال حداکثر باشبد بهترین را انتخاب کنید" در شرایطی که نهاد تحت امر شما انتخاب مردم را به دایره تنگ منتصبین تحمیلی خود و انتخاب میان بد و بدتر محدود کرده است ، انتخاب مردم بر اساس تشخیص خود و تامین نظر شما چگونه متصور است!؟

صرفنظر از دیدار شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما با جنابعالی ،شنیده ام که حتی در ملاقات گروهی از فرماندهان سپاه و همچنین جناب آقای کروبی با شما در وصف حقیر هم اشاراتی داشته اید که ان شاء الله منطبق بر همان ویژگی هائی است که در کردستان بر رعایت آن تاکید ورزیده اید، مایلم بدانم که بجز ویژگی هائی نظیر انقیاد و اطاعت محض در برابر حضرتعالی و اتصال به دو منبع ثروت و قدرت ،کاندیداهای تائید صلاحیت شده این دوره و دوره های پیشین چه برتری و امتیازی نسبت به داوطلبانی نظیر بنده داشته اند که آنها از سوی شورای نگهبان منصوب شما واجد شرایط تشخیص داده می شوند اما برخلاف قانون به دیگران حتی رد صلاحیت و دلایل آن هم ابلاغ نمی شود و مهمتر از آن مایلم بدانم که حقیر فاقد کدامیک از شاخص هائی است که در دیدار با مردم کردستان بیان کرده اید!؟

آیا در قاموس شورای نگهبان برخورداری نامزدهای ریاست جمهوری و یا نمایندگی مجلس از ویژگی هائی نظیر ؛سواد و تحصیلات عالی ،جسارت و آزادگی ،استقلال و عدم سرسپردگی ، ارزشگرائی و ساده زیستی و اکتفا کردن به حداقل های زندگی ،تجارب و سوابق انقلابی و مدیریتی ،مردمداری و نداشتن کوچکترین نقطه ضعف مالی و اخلاقی ،پیشگامی در فسادستیزی و دفاع از منافع ملی و تمامیت ارضی و نیز اجتناب از حرامخواری ،نشانه عدم صلاحیت اوست!؟

شاید تنها جرم امثال بنده این است که در دوران خدمت و خصوصا هشت سال نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی بجای سرسپردگی در برابر ارکان قدرت تنها سخنگوی مردم بوده ایم و سخنان فرو خورده آنانرا بر زبان جاری ساخته ایم و فقط برای آنان گریبان چاک داده ایم و اگر این است یقین بدانید تا زنده ام هرگز خفت سرفرود آوردن در برابر قدرت های زیاده خواه را بجان نخواهم خرید!

مقام رهبری خود نیک می دانند که "عدالت" مادر آزادی و انیس و گوهر اصلی دین الهی است و در واقع آنچه به جمهوری اسلامی ارزش می دهد، میزان پایبندی زمامداران و کارگزاران این حکومت به عدالت و آزادی است و اگر اسباب رنجش خاطر شما را فراهم نمی سازد باید به این واقعیت تلخ اشاره کنم که مهمترین تفاوت میان شما و قدیسان صدر اسلام  که خود را ادامه دهنده راه آنها می دانید در این است که قدیسان مذکور  و بسیاری از حواریون آنها نه تنها هرگز عدالت را به پای مصلحت ذبح نکردند بلکه خود را نیز شهید راه عدالت کردند تا عدالت با همه زیبائی هایش پابرجا بماند ،اما در کمال تاسف مشاهده می شود که شورای نگهبان منصوب شما چنان بی پروا و تبعیض آمیز عمل می کند که بنظر می رسد در چالش میان عدالت و مصلحت ،همواره عدالت باید به پای مصلحت قربانی شود تا شاید از این طریق چند صباحی هم منافع و تمنیات بعضی از افراد و گروههای مورد نظر تامین شود!

قهرا مادامیکه اوضاع به همین منوال ادامه دارد و جمهوریت این چنین مورد تعرض واقع می شود نظام جمهوری اسلامی بسان کشتی بادبان شکسته و برگل نشسته ای است که بجای پیشروی در اقیانوس امید بتدریج در کام خودخواهی ها فرو می رود و دیری نخواهد پائید که دیگر اثر و نشانی از آن باقی نخواهد ماند و این یعنی ظلم ناروا در حق صدها هزار شهید و جانبازی که از جان خود گذشتند تا جمهوری اسلامی را در کنار ساحل امنی مستقر سازند.

جناب آقای خامنه ای مقام محترم رهبری! از آنجا که جنابعالی بر مسند ولایت مطلقه فقیه تکبه زده اید و قدرت لایتنهاهی در دستان شما متمرکز شده است ،قهرا مسئولیت هرگونه انحراف شورای نگهبان از قانون اساسی و آرمان های نخست انقلاب و به مخاطره افتادن جمهوریت و اسلامی بودن نظام و ظلمی که این شورا در حق مردم روا می دارد متوجه شخص شماست و این امر می تواند در تنافر با برخی از شرایط و صفات رهبر به شرح مذکور در اصول 109 و 111 قانون اساسی قرار گیرد!

                                               و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

                                                                      اکبر اعلمی

کاندیدای محذوف دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

                                                                   1388/3/12      

جمعه پانزدهم خرداد 1388 یازان: آیدین |

ادعای ولی اسماعیلی در مورد نظرسنجی انتخابات

ادعای خنده آور ولي اسماعيلي نماينده گرمي در مورد انتخابات : بر اساس نظرسنجي نمايندگان از حوزه‌هاي انتخابيه مشخص شده كه احمدي‌نژاد با راي بالايي در مرحله اول به عنوان رئيس جمهور كشور انتخاب مي‌شود. منبع

۱- همه می دانند حداقل این در نظرسنجی در گرمی واقعیت ندارد .

۲- نمایندگان با کدام ابزار و امکانات نسبت به نظرسنجی اقدام می کنند ! آقای اسماعیلی توضیحی نداده اند که خودشان در گرمی چطور این کار را انجام داده اند !؟!؟

۳- حتما این نظرسنجی از همان نظرسنجی هاست که می تواند محسن رضایی را هم ریس جمهور بکند .

۴- ...

شاید منظور آقای اسماعیلی نظرسنجی از برگه های آرا است که اسم علی را می نویسند اسم ولی در می آید یا از صندوقهای سیار فقط اسم ولی درمی آید  و  . . . .

با مشاهده اقدامات ولی اسماعیلی در انتخابات مجلس هشتم خودتان می توانید اقدامات احمدی نژاد را در این انتخابات حدس بزنید.

دوشنبه یازدهم خرداد 1388 یازان: آیدین |

دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را ؟

نارضایتی شدید ترکان آذربایجان نسبت به اهانت خاتمی به تورکان و مردم تورک آذربایجان

انتشار فایل تصویری جوک خاتمی بر علیه تورکان توسط طرفداران احمدی نژاد

و اما واکنش مردم آذربایجان :

فراخوان برگزاری تجمع اعتراض آمیز دانشجویان تورک در دانشگاه تهران

بنا به اخبار واصله از دانشگاه تهران قرار است در روز یکشنبه 3/3/88 حدود ساعت 11:30 در دانشگاه تهران پردیس مرکزی تجمعی در اعتراض به توهین آقای خاتمی به ملت آذربایجان و همچنین در گرامیداشت سالروز 1 خرداد برگزار گردد.این روزها دانشجویان آذربایجانی در دانشگاهها در اعتراض به توهین آقای خاتمی به ملت آذربایجان و گرامیداشت قیامهای خرداد 85 دست به تجمعات اعتراض آمیز می زنند.

بیانیه ی شماره ی (1) دانشجویان تورک دانشگاه صنعتی امیرکبیر  در محکومیت توهین آقای سید محمد خاتمی بر ملت تورک آذربایجان

در طی چندین روز گذشته شاهد پخش مستندی از جلسه ی رجال سیاسی اصلاح طلب با محتوای توهین به ملت تورک در سایت های اینترنتی بوده ایم. محتوای اصلی این ویدئو شامل بذله گویی و گزافه گویی هایی با ادبیات وقیح نسبت به ملت غیور تورک از سوی جناب آقایان سید محمد خاتمی، مجید انصاری، اسحاق جهانگیری و ... می باشد.

آقای سید محمد خاتمی در طی 8 سال ریاست جمهوری بر بسیاری از شعار های خویش از جمله گفتگوی  تمدن ها و حقوق بشر پافشاری نموده اند. اما صراحتاً این اصول بارها از سوی شخص ایشان و همراهان مذکور در طی سال ها حضور در عرصه ی قدرت زیر پا گذاشته شده است و آنچه اخیراً نقاب از چهره ی خندان و محبت آمیز رجل سیاسی مذکور و حتی در بسطی فراتر از چهره ی ­­­­­بسیاری از رجل سیاسی این کشور برداشته است، موجبات خشم و تنفر ملت تورک آذربایجان شده است.

سال ها پیش نیز آقای سید محمد خاتمی در سخنرانی خود در شهرستان کلیبر با اشاره به نژاد اصیل آریایی مردم آن خطه را منتسب به این نژاد دانسته و تنها این نژاد را پاک و اصیل بیان فرموده اند!!! حال آنکه تاریخ گواه است که ملت آذربایجان از نژاد تورک می باشد و بر فرض محال اگر از نژاد آریایی هم باشد، این سخنان نمودی است از راسیسم (نژادپرستی) و یادآور اعتقادات رهبر نژادپرست آلمانی، آدولف هیتلر.

با نگاهی عمیق تر به اعتقادات مذهبی و نوع تحصیلات شخص آقای سید محمد خاتمی پیرامون مباحث اسلامی و روحانیت و نوع سخنان و شعار های وی درباره حقوق بشر روشن است که این گونه اهانات و بذله گویی های سخیف در جمع های پشت پرده محکوم و به صراحت مغایر با مواضع دین مبین اسلام می باشد. چگونه است که فردی بتواند در لباس روحانیت این چنین سخنانی بر زبان جاری سازد و هیچ یک از مسئولین کشور مخالفت خویش را نسبت به این عمل وقیح اعلام ننمایند؟

این چنین افرادی در نزد ملت آذربایجان محکوم می باشند و ملت آذربایجان خواستار عذر خواهی و خلع ایشان از لباس روحانیت هستند. ملت آذربایجان همچون گذشته حاضر به دفاع از هویت و حقوق قانونی خود می باشد و در این راستا توان خلق دوباره ی حماسه هایی نظیر حماسه ی خرداد 85 را دارد.

نکته ی آخر این که دانشجویان تورک دانشگاه امیرکبیر به هیچ یک از جناح ها و کاندیداهای ریاست جمهوری وابستگی نداشته و بر خود لازم می دانند به هر گونه توهین در هر مقطع زمانی پاسخ دهند و حال آنکه این مقطع، زمان انتخابات باشد یا غیر آن. آنچه مسلم است موضع صریح و قاطع دانشجویان در این گونه مسائل و ممارست و پیگیری آن ها در پی خواسته هایشان می باشد. 

 

بیانیه جمعی از فعالان حرکت ملی آذربایجان شهرستان شبستر و حومه در خصوص توهین آقای خاتمی به ملت تورک آذربایجان

سه سال پیش ملت بزرگ و تاریخ ساز تورک  آذربایجان را سوسک نام نهاده و در روزنامه رسمی دولت نهم (احمدی نژاد) روشهای  دهگانه محو سوسک ها را به هموطنان خود آموزش میداد و جواب این بی حرمتی ها خیزش عظیم و تاریخ ساز ملت آذربایجان در خرداد ماه سال 1385 شمسی بود و نقطه ضعفی برای دولت احمدی نژاد محسوب گردیده و اصلاح طلبان حکومتی به منظور کسب قدرت آن را پیراهن عثمان کرده و در محافل عمومی و خصوصی از برکات دولت نهم ارزیابی کردند . حال با گذشت  یک سال بعد  از این واقعه رییس جمهور  اصلاح طلبان در یک محفل خصوصی به ملت تورک آذربایجان و گیلانی ها توهین نموده و آنان را فاقد شعور و نادان خطاب کرده و گیلانیان را زناکار نامیده اند . و حال در ایام انتخابات ریاست جمهوری 88  رقیب اصلاح طلبان برای منظورهای معین و منافع خویش این ویدئو را جهت دید به انظار عموم گذاشته است. با این مقدمه مشخص گردید که اصولگرا و اصلاح طلب حکومتی  در مواضع شوونیستی خود علیه ملیتهای غیر فارس یکسان است هیچ فرقی بین سلطنت طلبان  فارس گرا و اصولگرایان و اصلاح طلبان و ملی مذهبی ها نبوده و شوونیسم فارس به عنوان گفتمان و مرام  مشترک ایران پرستان فارس گرا بوده و خواهد بود.

البته و صد البته مواضع  شوونیستی اصولگرایان و سلطنت طلبان و ملی مذهبیون و دیگر ایران پرستان فارس گرا در قبال ملت تورک مشخص بوده و است  اما اصلاح طلبان  حکومتی قریب به 11 سال ملل ایران به خصوص ملت آذربایجان را با واژه های دهان پرکنی مانند  حقوق شهروندی , ایران برای ایرانیان , زنده باد مخالف من , گفتگوی تمدنها , قانون گرایی و  دهها واژه  دیگر فریب داده و افکار عمومی را به خود مشغول داشته اند. و خدا را  شاکریم که مشت پلید وریا کارانه اینها هم در برابر ملت آذربایجان باز شده و ماهیت حقیقی خود را به نمایش گذاشتند. حال از توهین کنندگان در آن جلسه به خصوص آقای محمد خاتمی ( آقای گفتگوی تمدنها ) و اطرافیان چابلوسش  , خواستار  عذرخواهی از  ملت آذربایجان در  رسانه های  سراسری مانند صدا و سیما ی جمهوری اسلامی ایران و روزنامه های سراسری می باشیم و از همشهری خودمان آقای میر حسین موسوی خامنه کاندیدای  دهمین دوره ریاست جمهوری  ,  خواستار بیان مواضع صریح و شفافشان در قبال  توهین آقای خاتمی( یار انتخاباتی ایشان ) می باشیم و در صورت عدم پاسخگویی , آقای خاتمی و میر حسین موسوی و یارا نشان ,   مسئول تمام وقایع و حوادثی  است که در آینده آذربایجان اتفاق خواهد افتاد.

یاشاسین آذربایجان

محو اولسون فارس شوونیزمی

 

فعالین هویت طلب شهرستان میانه: گفتگوی تمدن ها در گفتگوی توحش ها

 من از روزی که از مادر بزادم لهجه دارم    گند دری در نظرم قند بود

بار دیگر گاف بزرگی از طرف سردسته اصلاحات (بخوانید جریان مدرن شوونیستی )، خاتمی و نوچه هایش در تئوری گفتمان تمدن ها  در  صورت گرفت . گافی که چهره حقیقی این مدعیان دروغین را بیش از پیش نمایان کرد. این جریان بارها خواسته در مجالسی که بیشتر به باغ وحش شبیه است، تورکان را نفهم و در مواردی حتی فاسد جلوه دهد .

پروسه فرافکنی گفتگوی تمدن ها در عرصه جهانی هنوز تعریفی در ذهن معیوب شوونیست هایی مانند خاتمی ، برای عرضه داخلی  بر اساس حداقل های حقوق اقوام نداشته و نخواهد داشت .

پس از گذشت سال ها بایستی تعریف جریان خاتمی از اصلاحات برای عموم ملت آشکار شده باشد . تعریفی که برمبنای حذف تمام ملت ها و قومیت ها و در نتیجه ابداع ملتی واحد بر اساس تفکر فرامرزی وپلید فارس محوری می باشد . وی همواره در کسوت روحانیت سعی در پنهان کردن افکار نژاد پرستانه خود کرده است . حال وقت آن رسیده است که روحانیون دلسوز و حقیقی پرده از چهره این خائن برداشته ، او و همراهانش را رسوا کنند که اگر چنین نشود ، ذهنیت  قشر بزرگی از جامعه نسبت به روحانیت خدشه دار خواهد شد . امید می رود که خاتمی و ارازل واوباش منسوب به او بفهمند که اگر نقاب روحانیت  را از چهره بردارند ، گفتگوی توحش ها  سزاوار آنان است نه  تمدن ها علی الخصوص تمدن بزرگ تورکان که یک دوره کوتاهش  با تمام  تمدن مجعول شوونیستی برابری می کند .

خواست های این  بیانیه  در راستای  اعاده حیثیت ملت  تورک

۱- عذر خواهی  خاتمی و تمام حاضرین در جلسه مذکور ، از ملت آذربایجان و تورکان ایران در رسانه عمومی

2-   کناره گیری خاتمی از تمام فعالیت های سیاسی و فرهنگی

3-   خلع خاتمی از لباس مقدس روحانیت

 

بیانیه دانشجویان دانشگاه آزاد واحد گرمی  پیرامون سالگرد قیام خونین خرداد 85و اتفاقات اخیر

خرداد ماه، فوران آتشفشانی است که به ظالم برانداز بودن در طول تاریخ معروف است. سرزمین شیر مردان و شیر زنانی که تا آخرین نفس از شرف و ناموس خویش دفاع کرده و آن را نه به زرش فروخته اند و نه به زورش سپرده اند.

تاریخی غرور آمیز،سرشار از شجاعت،ستار خان ها و باقر خان ها،بابک خرم دین ها و ... با کوچک ترین احساس خطر از جانب هر بیگانه ای خوب می دانند به چه وضع اش در آورند.خرداد 85که روباهان شوونیسم در پی رقص آمده بودند،زوزه ی دیاری را شنیدند که هر وجب و هر نفس زنان و مردانش تبدیل به اعتراض شده بود.خردادروز آذربایجان است.مردمانش فخرشان به این روز بزرگ است، روزی که تاریخ فرامش نخواهد کرد،چرا که ملتش خوب می داند چگونه روبهان را خفه کنند و جلوی هرگونه تعرض و تعدی و توهین به سایر ملت ها را باید گرفت

ما جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد گرمی،شنیدیم که رقص روباه دیگری اتفاق افتاده است و اینبار از سوی ریئس جمهور سابق:خاتمی و اطرافیان به ساحت مردم و ملت مسلمان آذربایجان حتک حرمت شده است.وا مصیبتا آن روز را،فردی که دایه ی گفتگوی تمدن داشت لب بر توهین به سایر ملت ها نموده است. این بود فضای گفتگو؟ الحق و النصاف شما ها مدعیانی بیش نبوده و نیستید.بد ها به حال شما،نترسیدید از خشم این ملت؟ واقعا نمی دانستید با کدامین ملت طرف حساب هستید؟  خوب شد و باید گفت زنده باد خاتمی و خاتمی ها که جهره ی واقعی این نژاد پرستان و پان فارسان را بر همگان رسوا ساخت.لازم می دانیم نکاتی چند را متذکر شویم :

1 - خاتمی و کلیه ی حاضرین آن جلسه،به هیچ وجه حق ورود به شهر های مغان (گرمی،بیله سوار،پارس آباد)را ندارند.متذکر می شویم در صورت مشاهده با یکایک این افراد برخورد های متناسب با شخصیت خودشان به عمل می آید و هر گونه برخورد را با این زالو صفتان را بر خود وظیفه می دانیم.

2-در صورت مشاهده این افراد توسط امضاء کنده گان این بیانیه در هر یک از شهر های آذربایجان(آذربایجان شرقی ،غربی،اردبیل،زنجان،قزوین،همدان،و سایر شهرهای آذربایجان...)باز مورد بند 1 لازم الاجرا خواهد شد.در ضمن دانشجویان دانشگاه آزاد گرمی این طرح را بنام آزادی ملتمان،ملی اعلام می کنند و در صورت تمایل هر دانشجویی در شهر های آذربایجان ،این برخورد با این دلغک صفتان را وظیفه ی ملی می دانند.

3-بنا به شرایط انتخابات و حمایت فرد مورد نظراز میر حسین موسوی ،صرف نظر از اینکه این قضیه می تواند یک ترفندانتخاباتی باشد،دانشجویان دانشگاه آزاد آن را یک توهین تلقی کرده و در صورت عدم واکنش جدی ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی نسبت به این مسئله،اقدام به بایکوت ستاد های انتخاباتی فرد مورد نظر در شهر های مغان خواهند نمود .

4-هجوم اراذل و اوباش در مراسم سخنرانی انصاری در تبریز به دانشجویان هویت طلب را شدیدآ محکوم نموده و بدینوسیله اعلام می داریم که این حرکت را بی پاسخ نخواهیم گذاشت.

گله جک بیزیمدیر . 

 

حجت‌الاسلام رهدار: باقر خان یک لات قمارباز بوده است!

چهارشنبه گذشته در دانشگاه صنعتی سهند تبریز مناظره‌ای بین آقای مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی به نمایندگی از حامیان مهندس موسوی و به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان و آقای رهدار استاد موسسه امام خمینی(ره) به نمایندگی از حامیان آقای احمدی‌نژاد و به دعوت بسیج دانشجویی برگزار گردید.به گزارش خبرگزاری انتخاب به نقل از آینده، در این جلسه ۳ ساعته، حجت‌الاسلام رهدار در پاسخ به سوالی که پرسیده شده بود: «مردم ما به رهبري امام خميني و با اسلام مطهري و شريعتي انقلاب كردند، پس چرا الان اسلام مصباح و جنتي را به خوردِشان مي‌دهند؟»، گفت: «من معتقدم که باید از امام و شهيد مطهری گذر کنیم. ما همان‌طوری که از مدرس گذر کردیم و به امام رسیدیم، باید از امام گذر کنیم و با منطق امام به کسی برسیم که همه امام را دارد به اضافه ده! شهید مطهری هم به رغم تمام بزرگی‌اش، فرزند زمان خویش است. ما از مطهري رد شديم و حتماً رد مي‌شويم، ترديد نكنيد لكن با مطهري و از جنس مباني مطهري. ما در حال حاضر در حوزه ده‌ها مطهری داریم، چرا گل نمي‌كنند؟! الان ببينيد گردن من روحاني چقدر كار گذاشتيد. ده برابر شهید مطهری گردن من كار گذاشتيد!»وي افزود: «آقای مصباح با خشونت و اسلحه نیامده، مسئله این‌جاست که شما هر وقت، یک فکری نو را مطرح می‌کنید، اضطراب ایجاد می‌کند.» وی سپس با توهین به باقرخان (سالار ملی) و با بیان این که براساس يك سند تاريخي وی یک لات قمارباز بوده و سر جلسه قمار هم كشته شده، نتیجه اعتراضی حاصل از این بیان را فکر نو خویش دانست و ادامه داد: «پس شما هر جا فکر نویی ببرید، خونین می‌شود. آقای مصباح قبل از این که فیلسوف باشد، یک شخصیت عرفانی است. لکن فکر آقای مصباح نو است و لازمه این فکر بر هم زدن است.»در ادامه مراسم از حجت‌الاسلام رهدار در خصوص هاله نور سوال شد. آقاي مرعشي گفتند: «اين سوال را نبايد از آقاي راهدار پرسيد. ايشان كه هاله نور را نديده‌اند.» كه آقاي رهدار گفت: «چرا اتفاقاً من هم هاله نور را ديده‌ام.» و بعد ادامه داد: «كور شوند، آن‌هایی که هاله نور را نمی‌بینند! (اعتراض دانشجویان)…مگر اعتقاد ما این نیست که امام زمان ما قائم است و نه غایب و با عرضه است و به کمک ما می‌آید؟»ایشان ادامه دادند: «فرض کنید که هاله نور آقای احمدی‌نژاد از بیخ دروغ بوده، تقوای سیاسی شما کجا رفته؟ و حتی یک بار هم نگفتید که امام زمانی هست ولی آقای احمدی‌نژاد برای خودش دکان درست می‌کند.»وی این بحث را دعوای مصداق و حکم دانست و افزود: «ما ۲ جاده داریم، یکی جاده‌ای که راست است و عده‌ای ممكن است در آن کج راه بروند و دیگری جاده کجی که ممکن است یک عده در آن راست راه بروند. احمدی‌نژاد اولی است و شما دومی. اگر امام زمانی باشد و با عرضه باشد، منطقاً باید در جلسه‌ای که در مقابل نماینده ارزش‌ها شعار می‌دهند و جلسه‌اش را ترک می‌کنند، امداد کند. چه کسی گفته نباید از ارتباط با امام زمان حرف زد؟ عقل من آن هاله نور را دیده و می‌بیند.»آقای مرعشی نیز گفت: «اولاً خود آقای احمدی‌نژاد هاله نور را تکذیب کردند. ثانیاً امام زمان متعلق به همه است و آقای احمدی‌نژاد باید پاسخ کارکرد خود را بدهد و کسی حق ندارد از مقدسات کشور به نفع خودش استفاده کرده و آن را وجه‌المصالحه بازی‌های سیاسی کند. این‌ها همگی توهم است و واقعیت ندارد. بیمارستان‌های روانپزشکی آلمان هم پر است از کسانی که مدعی‌اند، ما هیتلریم!.»

 

بیانیه دانشجویان دانشگاه زنجان در محکومیت اهانت‌های اخیر سیدمحمد خاتمی به ملت آزربایجان

همواره یکی از ابتدایی‌ترین و مهمترین شیوه‌های استعمارگران برای ابقای تسلط بر مستعمرات خود استفاده از ابزار الیناسیون(از خود بیگانگی) بوده است. بدین صورت که از ابزار و قدرت خود استفاده کرده و ملل تحت استعمار خود را به نحوی از هویت خود دور می‌سازند، چرا که وقوف ملل تحت استعمار به هویت خود و آشنایی با فرهنگ خود مقارن با برچیده شدن استعمار و استعمارگر خواهد بود. و یکی از بزرگترین و مؤثرترین راهکارها برای الیناسیون ایجاد حس هویت‌گریزی با ابزارهای مختلف همچون تحقیر و توهین است.

رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی نیز چنین سیاست‌های کثیفی را در طول حکومت هشتاد و اندی ساله خود بر ملت آزربایجان اعمال داشته‌اند و می‌دارند و با آزربایجان بمثابه مستعمره خود رفتار کرده‌اند. هر چند جمهوری اسلامی در اجرای این سیاست کثیف، نسبت به پهلوی، روند محتاطانه‌تری را پیش گرفته ولی هر از چندگاهی نمود ظاهری پیدا کرده است؛ و در واقع آنچه که در صداو سیما و، هرچند وقت یکبار، در مطبوعات جمهوری اسلامی مشاهده می‌شود، نمود این سیاست‌های راسیستی و شوونیستی هستند که در روزنامه ایران به اوج خود رسید و جرقه و بهانه‌ای شد برای فریاد دردهای فروکوفته آزربایجان، و چهره واقعی و کریه پشت لعاب مذهب رژیم را هر چه بیشتر نمایان ساخت. و حال مشاهده می‌شود کسی که 8 سال به عنوان رئیس بزگترین نهاد اجرایی کشور حضور داشته و 8 سال منادی گفتگوی تمدن‌ها اقدام به چنین عمل سخیفی می‌کند و بار دیگر نشان از واحد بودن این سیاست کثیف در بین همه دولتمردان جمهوری اسلامی می‌دهد که البته مسئله چندان عجیبی نیست، چرا که خاتمی نیز در واقع دست‌پردورده سیاست‌های جهوری اسلامی است که اساس آن بر نژادپرستی و آزربایجان‌ستیزی بنا نهاده شده است.

ما دانشجویان تورک دانشگاه زنجان این اقدام سخیف آقای خاتمی را به شدت محکوم کرده و خواستار معذرت‌خواهی رسمی وی هستیم و به کلیه دولتمردان جمهوری اسلامی اعلام می‌داریم؛ "حرکت ملی آزربایجان" همواره مقصد و آمال مردمان آزاده آزربایجان را به عنوان سیاست‌های راهبر خود انتخاب کرده و از آنجایی که چنین مطالباتی کاملا با طبیعت حق‌طلبانه هر آزربایجانی انطباق دارند، بنابراین در طول تاریخ گسترش و تعمیق یافته و چنین پیشرفتی متداوما در جریان هست و خواهد بود و هر سیاستی که بخواهد این مطالبات را لگدکوب کند، محکوم به شکست و خواری است.                                 

                                                                                                                                     گله جک بیزیمدیر

 

حمله نیروهای ضد شورش به تظاهرات مردم تبریزو بازداشت و ضرب و شتم گسترده مردم

 آداپ: تظاهرات مردم تبریز که صبح روز جمعه ۱ خرداد ۸۸ در سومین سالگرد تظاهرات مردم آذربایجان بر علیه کاریکاتور چاپ شده در روزنامه دولتی ایران برگزار شد با دخالت و حمله نیروهای ضد شورش و با پرتاب گاز اشک آور به سوی تظاهرات کنندگان به خشونت کشیده شد.

بر اساس اخبار رسیده به انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ)درجریان این تظاهرات تعداد زیادی از تظاهر کنندگان بازداشت و مجروح و به مکان نامعلومی منتقل شده اند که از این میان می توان به بازداشت علیرضا فرشی (استاد دانشگاه)، علی اسلامی، اصغر چمنی، بایرام خالق زاده، سجاد قاراباغلی و وحید آقاجانی و همسرش سحر فتحی به همراه هاله فتحی اشاره کرد.همچنین فردین مرادپور، وحید علیزاده، اکبر محمدی و قادر همتی در جریان حمله نیروهای ضد شورش به شدت مجروح شده و از سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست.

به گفته شاهدان عینی صبح امروز جمعه ۱ خرداد ۸۸ راهپیمایی خانوادگی که از سوی اداره کل تربیت بدنی استان آذربایجانشرقی در مسیر راهنمایی تا پارک ائل گولی برگزار شده بود به تظاهرات مردمی با شعارهای هویت طلبانه بدل شد و مردم با دادن شعارهای "تورک دیلینده مدرسه اولمالیدیر هر کسه" و " یاشاسین آذربایجان" خواستار حقوق زبانی خود شدند.

به گزارش شبکه سه صدا و سیمای ایران تعداد شرکت کنندگان در این راهپیمایی حدود ۳۰۰هزار نفر تخمین زده می شود.بدنبال سر دادن شعار های ملی از سوی این راهپیمایان و تبدیل این راهپیمایی به تظاهرات عظیم مردمی، نیروهای ضد شورش با حمله به مردم و ضرب و شتم آنها با پرتاب گاز اشک آور سعی در متفرق کردن مردم داشته اند.

اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال می گردد

 

انعکاس اخبار اعتراض به حضور مجيد انصاري در تبريز در روزنامه اعتماد ملی

 روزنامه ی اعتماد ملی 2 خرداد 88 در صفحه ی مربوط به سیاست خود این چنین به مسئله ی اعتراض هویت طلبان به حضور مجید انصاری در تبریز پرداخته است:" سخنراني مجيد انصاري به دليل مخالفت "آذري‌زبان‌ها" در تبريز انجام نشد. مجيد انصاري كه به قصد سخنراني جهت حمايت از ميرحسين موسوي به تبريز رفته بود، نتوانست در اين شهر سخنراني كند.علت اين امر پخش گسترده يك فيلم كوتاه از يكي از جلسات خصوصي منتسب به سيدمحمد خاتمي بود كه مجيد انصاري نيز در آن جلسه حضور داشته است. خاتمي هنوز انتساب اين فيلم به خود را تاييد نكدره است. در آن جلسه از قرار معلوم سيدمحمد خاتمي يك لطيفه بيان مي‌كند كه برخي آن را توهين به آذري‌زبان‌ها قلمداد كرده‌اند. مجيد انصاري كه اواخر هفته گذشته جهت سخنراني به تبريز رفته بود، نتوانست سخنراني كند. يكي از اعضاي ستاد انتخاباتي اكبر اعلمي نيز از اعتراض شديداللحن اعلمي نسبت به حضور مجيد انصاري و علي عبدالعلي‌زاده در تبريز خبر داد و گفت كه اعلمي در سخنراني خود نسبت به حضور آنان اعتراض كرده و گفته است آنها كه چنين مسائلي را به آذري‌زبان مطرح مي‌كنند چرا به اين استان سفر كرده‌اند..."

 

شنبه دوم خرداد 1388 یازان: آیدین |

اکبر اعلمی : چنانچه قانون بطور کامل اجرا نشود نامه سرگشاده اینجانب خطاب به رهبری منتشر خواهد شد.

لااقل نمایش رسیدگی به صلاحیت ها را کامل اجرا کنید!


گرچه دست اندرکاران برگزاری انتخابات ریاست جمهوری از یکماه قبل اسامی کاندیداهای دستچین شده حکومت را از طریق صدا و سیما و رسانه های حکومتی و نیمه حکومتی به مردم معرفی کرده بودند ،اما انتظار می رفت که برای حفظ ظاهر هم که شده به نمایش رسیدگی به صلاحیت کاندیداها رنگ قانونی داده و سناریوی از پیش تعیین شده را مطابق با قوانین مصوب باجرا در آورند. اما تبانی اصلاح طلبان و اصولگرایان حکومتی برای تائید صلاحیت چهار سوگلی حکومت و بایکوت خبری و حذف غیرقانونی و غریبانه سایر داوطلبان واجد شرایط به حدی تهوع آور بود که برخلاف دوره های قبل حتی یکی از اشخاص و رسانه های مدعی اصلاح طلبی بخود اجازه نداد تا به روند بررسی غیرقانونی صلاحیت ها معترض شود و لذا شادمان از روند موجود و حذف رقبای شاخص ،سکوت مفتضحانه را بر اجرای قانون و عدالت ترجیح دادند!

 بموجب قانون ماده واحده لزوم رسيدگي دقيق به شكايات داوطلبين رد صلاحيت شده در انتخابات مختلف مصوب 22/8/1378  مجمع تشخیص مصلحت نظام:

"كليه مراجع رسيدگي كننده صلاحيت داوطلبان در انتخابات مختلف ( به استثناي انتخابات خبرگان رهبري كه مطابق اصل 108  قانون اساسي خواهد بود ) موظف اند صرفاً براساس مواد قانوني و براساس دلايل و مدارك معتبر كه توسط مراكز مسئول قانوني به مراجع اجرايي و نظارتي ارسال شده است ، به بررسي صلاحيت داوطلبان بپردازند و چنانچه صلاحيت داوطلبي را رد كردند بايد علت رد صلاحيت را به شرح زير با ذكر مواد قانوني مورد استناد و دلايل مربوط ، به داوطلب ابلاغ نمايند

1-مستندات قانوني بايد به صورت كتبي به داوطلب اعلام گردد

در صورت درخواست داوطلب بايد دلايل و مدارك رد صلاحيت نيز توسط مرجع رسيدگي كننده به ترتيب زير به اطلاع وي رسانده شود.

الف – در كليه موارد  به استثناي بندهاي ‹‹ ب ، ج و د ›› دلايل و مدارك كتباً به اطلاع وي مي رسد

ب – در موردي كه دلايل و مدارك ، با عفت عمومي و يا هتك حيثيت اشخاص مرتبط مي شود ، چنانچه شخص داوطلب در معرض هتك باشد دلايل و مدارك حضوراً به اطلاع وي مي رسد و در صورتي كه پس از اطلاع حضوري  في المجلس به طور كتبي تقاضا كند دلايل و مدارك مربوط ، كتباً به وي ابلاغ مي شود.

ج – چنانچه ذكر دلايل و مدارك علاوه بر هتك حيثيت داوطلب متضمن هتك فرد يا افراد ديگر باشد ، دلايل و مدارك فقط حضوري به اطلاع داوطلب مي رسد.

د – در مورد مربوط به امنيت ملي اعلام دلايل و مدارك و نحوه اعلام آنها به داوطلب به تشخيص كميسيوني با عضويت رئيس ستاد فرماندهي كل قوا و وزير اطلاعات و وزير كشور خواهد بود.

تبصره 1- ذكر منابع ارائه دهنده اطلاعات مذكور ، به تشخيص مرجع رسيدگي كننده خواهد بود.

تبصره 2- مراجع رسيدگي كننده به شكايات داوطلبان رد صلاحيت شده مكلف اند به شكايات داوطلبان رد صلاحيت شده دقيقاً رسيدگي نموده و نتيجه را به داوطلب و مجريان انتخابات اعلام نمايند . در صورت تقاضاي داوطلبان رد صلاحيت شده اولين مرجع رسيدگي كننده به شكايات ، حسب مورد موظف است ، توضيحات و دفاعيات آنان را استماع نمايند."

 با وجود اینکه در این سناریوی از پیش تعیین شده اسامی چهار نامزد تائید صلاحیت شده مورد نظر هیات حاکمه رسما به اطلاع عموم رسیده ،اما تا این لحظه رد صلاحیت و دلایل و مدارک آن به اینجانب ابلاغ نشده است!!

در کشوری که پاسداران قانون اساسی و مجریان قانون آن ،آشکارا قوانین خود تصویب کرده را اینچنین زیر پا می نهند ،چگونه می توان از شهروندان آن کشور انتظار داشت که به قانون مصوب آنها احترام نهند!؟ بقول افلاطون زمامداران یک کشور به منزله رود خانه های بزرگی  هستند که از آنها نهرها منشعب می شود. شور و شیرینی آب نهرها تابع تلخی یا گوارائی آب رودخانه است!

نکته جالبتر اینکه حتی اصلاح طلبان حکومتی و رسانه هایشان و نیز پیر و مرشد و مراد آنها که هرجا منافعشان ایجاب کند ،فریاد قانونگرائی اشان گوش فلک را کر می کند ،نیز در این وانفسا در راستای منافع زودگذر خود ترجیح داده اند که تجاهل و تغافل و همنوائی با قانون شکنان را   اختیار کرده و نقدا در برابر این قانون شکنی طریق بی خیالی را بپیمایند تا فردا چه پیش آید!!

چنانچه قانون فوق بطور کامل اجرا نشود نامه سرگشاده اینجانب خطاب به رهبری منتشر خواهد شد.

شنبه دوم خرداد 1388 یازان: آیدین |



بو وبلاگ گرمی شهرینه آدلانیب ایستیمیز بودی کی بو وبلاگ دا شهره گورا بوتون خبرلری سیزلره یترگ و سیزلری آذربایجان عالیملرینن تانیش اده گ یاشاسین آذربایجان
aydin_yasha2003@yahoo.com

RSS 2.0





Powered by WebGozar

Design By Parstheme